سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

گفتگویی خواندنی پیرامون حجاب

چندی قبل(اوایل ماه مبارک رمضان 1433) متنی 5 سطری در مورد حجاب، از طریق ایمیل برای بنده آمد. بنده هم این ایمیل زیبا را برای برخی دوستان ارسال کردم.

پس از چند روز، دوستی از بانوان، که تقریبا با ایشان کاملا آشنایی خانوادگی دارم، در جواب آن ایمیل، مطالبی را برای بنده ارسال کرد، که مطلب ایشان، باب گفتگویی پیرامون مبحث حجاب شد.

از آنجا که این گفتگو که در چند ایمیل میان ما رد و بدل شد،  به نظرم برای دوستان خالی از لطف نبود، آنها را به صورت یک مطلب تنظیم کردم، و بدون تغییر در مطالب، تقدیم دوستان عزیز می‌کنم. امیدوارم از نظرات ارزشمند خود ما را محروم نفرمایید.

*********************

اصل ایمیل:

یکی پرسید توی این گرما با چادر آب پز نمی‌‌شی؟

کسی انگار درِ گوشم زمزمه می‌کند:
قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا (81 توبه):
«بگو حرارت آتش جهنم بسیار شدیدتر است»

در این روزهای سیاه عریانی، روسپیدتر از چادر نمی‌‌یابم

***************************

***************************

پاسخ این دوست در مقابل ایمیل قبل

وقتی این قانون را عربها (از قول اسلام) می‌‌گذاشتند به موضوع آب پز شدن فکر نکردن، چون همگی مرد بودن و چادر مشکی را در زمستان را هم امتحان نکردن چه برسه در تابستان. به نظر من بی حجاب، خدا آتش جهنم را برای این موضوعات بی ارزش حروم نمی‌‌کنه.

من آنقدر خدا را بزرگ و دانا می‌‌بینم که این چیزها برایم درک شدنی نیست و نمی‌‌تونم تصور کنم خدایی که عشق و احساس را در وجود بندگانش گذاشته می‌‌تواند به خاطر به گناه نیفتادن بندگان مردش زنان را به جرم نپوشاندن موهایشان در آتش بیاندازد.

من فکر می‌‌کنم مردان خودشون بتونن اگر بخوان با کنترل نفسشون از گناهان دوری کنن.

خدای دانا و مهربان به موضوعات مهمتری اهمیت می‌‌ده. ما متأسفانه چشمامونو روی خیلی چیزا(یا از روی ندانستن یا از روی منفعت شخصی) بستیم و به چیزهای بی ارزشی همچون تار مو فکر می‌‌کنیم.

یکبار عاقلانه بدون تعصب، بدون افکار ... به این موضوع فکر کنیم، اگر خدا را بتوانیم در ذهمون عالم به معنای واقعی عالم تصور کنیم به این افکار خواهیم خندید.

خدای عالم به جای آتش زدن زنان برای حفظ نکردن تارهای مویشان به گناهان دیگری می‌‌اندیشد؛ گناهانی که در این کشور اسلامی ما متأسفانه کم کم دارد عادی جلوه داده می‌‌شود؛ مثل ریا، اختلاس، انواع دزدی، خیانت و از همه مهمتر دروغگویی.

از پرگویی خودم عذرخواهی می‌‌کنم من فقط نظر شخصی خودم را که به آن اعتقاد دارم، بیان کردم.

******************

******************

پاسخ بنده به فرمایش این دوست

سلام. خوب هستید؟ وقت شما بخیر.

از جواب شما ممنونم.

شاید اگر شخص شما را نمیشناختم و از افکار و اعتقادات دینی شما اطلاع نداشتم، همان سطر اول مطلبتون را که خوانده بودم، پنجره ایمیل را می‌‌بستم، چون مطمئنا کسی که این مطالب، اعتقادات واقعی او باشد، اصلا جای بحث و ارزش صحبت ندارد.

چرا که در یک مباحثه و مناظره، باید دو طرف یک ملاک و ترازوی واحد را قبول داشته باشند که بتوانند روی آن، حرفهای درست و غلط را بسنجند. حال کسی که با این طرز فکر و عقیده صحبت می‌‌کند که «قرآن کریم» را «قانون عربها» بداند، و پیامبرخدا(صلوات الله و سلامه علیه) را «عربی که قانونی را به خدا نسبت داده» بداند، نه جای بحث دارد و نه ارزش مباحثه.

ولی با توجه به شناخت ظاهری که از اعتقادات شما دارم که می‌‌دانم اینها اعتقادات واقعی شما نیست، نسبت به هر کلام شما، به چند جمله بسنده می‌‌کنم:(خود شما زحمت تطبیق جوابها به مطالب خودتون رو بکشید)

*********************

اتفاقا دستور چادر و حجاب، در سرزمینی نازل شده که در دنیا کمتر جایی به حرارت و گرمای آنجا می‌‌رسد و زنهای مسلمانان هم مراعات میکردند. و لذا قطعا به فکر «آب پز شدن» هم بودند. ولی آنچه برای آنها بسیار مهمتر و ارزشمندتر بود، اطاعت خالق و معبودی بود که با بصیرت و چشمانی باز، پرستش او را پذیرفته بودند و پذیرفته بودند که تا آخر خط با او باشند، نه اینکه «تا پول داری رفیقتم»، تا وقتی که دستوراتت باب میل ماست، بنده توایم ولی اگر دستوراتت باب میل ما نبود، شرمنده‌‌تیم.

جالب اینجاست که شما گمان میکنید زن فقط در عضر حاضر وجود دارد، و اصلا در عصرهای گذشته موجودی بنام زن وجود نداشته، و لذا موقع نزول آیه حجاب و در زمانی قریب1000 سال قبل، اصلا زن وجود نداشته و فقط مرد بوده‌‌اند!!!!!

خدا را شکر که داستانها و جریانات فراوانی از فداکاری و ایثار و خودگذشتگی زنان مسلمان، و مکر و خدعه و فریب زنان غیر مسلمان در ابتدای عصر اسلام در تاریخ نقل شده که سطر به سطر آن، آموزنده و راهگشاست، و الا اگر این جریانات و داستانها نبود، حتما می‌گفتید ادامه نسل بشر، از ازدواج دو مرد با یکدیگر بوده است!!!

*********************

اگر بنده بخواهم از آیات و روایات در مورد رحمت و عطوفت خدا برای شما بگویم، آنقدر زیبا و زیاد است که مطمئنا دیگر شما حتی لفظ «عشق به بندگان» را هم در مورد آن کوچک خواهید دانست. و مطمئنا آنقدر به رحمت خدا امیدوار خواهید شد که از انجام خیلی گناهان خودداری نخواهید کرد.

ولی اینها حرفهایی است که برای خالی نبودن عریضه و آرام کردن دل خودمان(هنگامی که می‌‌دانیم مقابل چه خالق بزرگی داریم معصیت میکنیم)، بر زبان جاری میکنیم، تا شاید بتوانیم خدا را نیز با این حرفها سرش گول بمالیم!!! و معصیت خودمان را توجیه کنیم.(البته خود ما نیز به این توجیهات مبتلا و آشنا هستیم!!!).

 اگر واقعا اینگونه باشد که شما می‌‌فرمایید، پس خدا درب جهنم را تخته بفرمایند و همگی را بفرستد بهشت، و دیگر بیخیال اینکه در این دنیا چه کسی مرتکب گناهی شده است یا نه، و فرقی نباشد بین زنی که در تمام عمر به یک شوهر اکتفا کرده و از دیگر مردان چشم پوشی کرده، با زنی که هر روز و هر شب با مردهای دیگری بسر کرده. و نیز فرقی نباشد بین زنی که بخاطر دستور خدا در گرمای تابستان حجاب را مراعات کند و خود را از نامحرم بپوشاند با زنی که بی اهمیت باشد ... و نیز فرقی نباشد میان مردی که از نگاه به زن نامحرم هم خودداری کرده با مردی که از هرزگی با هر نامحرمی ابایی ندارد و  سایر گناهان و گناهکاران...!!!

********************

اگر واقعا زیادی بزرگ و دانا دیدن خدا، سبب می‌‌شود که راه را برای گناه و نافرمانی دستورات او مهیا ببینید، توصیه میکنم خدا را اندکی کوچکتر و کمی دانا ببینید، تا شاید نافرمانی او برایتان گران آید!!!

********************

جهنم و آتش آن، چیز باارزش و گرانبهایی نیست که بخواهد برای بی حجابی «خدا حرومش کنه»، بلکه چون چیز بی ارزشی است، خدا آن را صرف امور بی ارزش همانند بدحجابی و بی نمازی و روزه خواری و دروغگویی و خیانت و دزدی و اختلاس و ... می‌‌کند.

********************

همان خدایی که شما علاوه بر اینکه اصلش رو قبول دارید، بزرگی و دانایی او را هم قبول دارید، بالاخره یک راه ارتباط با بندگانش گذاشته است، که آن «قرآن کریم» است. که البته در قرآن کریم به صراحت بیان کرده که کنار قرآن باید مفسّران واقعی آن یعنی اهلبیت(ع) برای تبین آیات آن باشند.

اینجا را ببینید و لطفا یکبار و فقط یکبار، با دقت مطالعه کنید

همین خداوند متعال که دانا و بزرگ است، در قرآن کریمش در آیات متعدد از عذاب و غضب و لعن و نفرینش بر گنهکاران و مجرمان فرموده است:

ما از گنهکاران انتقام می‌‌گیریم(إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُون‏): (سجده:22- زخرف:41 - دخان:16 - ابراهیم:47)

خداوند گناهکاران را شدیدا عذاب می‌‌کند(أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعَذاب - شَدیدُ العِقَاب): (بقره:165 - 195 - 211 - آل عمران:4 - و حدود 30 مورد دیگر در قرآن کریم)

و آیات فراوان دیگری که تصریح می‌‌کند که خداوند مجرمان و گنهکاران و کافران را به انواع عذاب، عذاب می‌‌کند.

آیا این آیات فقط برای پر کردن صفحات قرآن نازل شده است؟(نستجیر بالله)

پس فقط صفات رحمانیت و رحیمیت و غفوریت خدا، چشم ما را پر نکند که در این صورت بهانه خوبی برای تسلط شیطان آماده کرده‌‌ایم.

*******************

دستور پوشاندن موهای زنان و نیز سایر بدن زن از نامحرم، نه فقط بخاطر به گناه نیفتادن مردان است(گرچه یکی از عوامل مهم آن هست)، بلکه خود پوشاندن از نامحرم را خداوند متعال واجب کرده است، خواه باعث به گناه افتادن نامحرم بشود یا نه.

و قطعا مردها خیلی دلشون میخواهد که بتوانند بر هوای نفسشون کنترل داشته باشند و به گناه نیفتند، اما این با طبیعت انسانی و فشارهای شیطانی ناهماهنگ است. و لذا دین دائما با دستورات خود در صدد تقویت این کنترل است. که یکی از دستوراتش، پوشاندن جنس مخالف است که ممکن است مقدمه از دست دادن آن کنترل باشد.

******************

به نظر حضرتعالی چه موضوعی از حفظ عفت و آلودگی از گناه(که مقدمه و باعث بسیاری پلشتیها در جامعه میشود)، برای خدا اهمیت داره، که خدای دانا و بزرگ باید به اون اهمیت بده و بی خیال حجاب و بی حجابی و بی حجابها بشه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

*****************

منظورتون را از «ما»(ما متأسفانه چشمامونو روی خیلی...) نفهمیدم کی هست؟

اگر خودتون هستید، که می‌‌‌توانید چشمانتان را باز کنید.

اگر ما هستیم، که چشممان باز هست. اما اگر هر چیزی را دیدیم و هیچ نگفتیم، دلیل نمیشه که گمان کنید چشممان را بسته‌‌ایم و ندیده‌‌ایم.

آری یک تار مو، ممکن است بسیار بی ارزش باشد، چنانکه یک چوب کبریت نیز بسیار بی ارزش است و اگر به مغازه دار بگویید یک چوب کبریت چند است، به شما میخندد، اما زمانی اهمیت و ارزش این چوب کبریت معلوم می‌‌شود که باعث سوختن چندین تن سیلوی گندم یا یک جنگل بزرگ شود... همینگونه است یک تار مو یا چند تار مو یا ...!!! (البته ما برای تار تار موی انسانها ارزش قائلیم و هرگز هیچکس و حتی تار موی هیچکس را بی ارزش نمی‌‌دانیم.)

****************

بنده (دقیقا بر طبق فرمایش شما) از شما می‌‌خواهم عاقلانه، (ولی کاملا بر خلاف فرمایش شما از شما می‌‌خواهم) با تعصب دینی و افکار اسلامی به این موضوع فکر کنید.(که اگر غیر این باشد، دیگر جای بحث نیست).

****************

اتفاقا ما و خیلی افراد دیگر چون خداوند متعال را عالم به معنای واقعی تصور و تصدیق کرده‌‌ایم از این موضوعات خنده‌‌مان که نمی‌‌آید هیچ، گریه مان نیز می‌‌گیرد(هر چند اشکی برای ریختن نداریم.)

بر طبق فرمایش شما، پیامبران و اهلبیت(ع) و علما و بزرگان که بر این افکار نمی‌‌خندیدند و بلکه خودشان منتشر کننده این افکار بودند، خدا را حتی تصور هم نکرده بودند چه رسد به تصدیق و عبودیت او!!!!(پناه بر خدا از این حرف).(این حرفها نتیجه همین است که حاضر نیستیم با تعصب دینی به این مطالب فکر کنیم!!!)

***************

خداوند متعال گناه هیچکس را برای هیچکس نخواهد نوشت و هر کس در روز قیامت و حتی در همین دنیا تقاص گناه خود را پس خواهد داد. پس اینکه دیگران در کشور اسلامی چه غلطی میکنند و دزدی میکنند و خیانت میکنند و اختلاس میکنند و هزاران هزار گند و گناه دیگر، هرگز باعث موجّه جلوه دادن و تطهیر گناهان دیگران نخواهد شد.

بدا به حال آنانکه دین خود را به دنیای دیگران بفروشند...!!!

****************

مطمئنم خیلی از این حرفها را ناخواسته و بدون اینکه بدانید چه نتایجی دارد، فرمودید و اعتقاد و نظر شخصی خود شما نیست، و امیدوارم خدایی نکرده مصداق این آیه قرآن نشویم که:

«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُن‏»(سوره روم: آیه10)(سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند، به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره گرفتند!)

****************

سرور گرامی؛ در پایان چنانکه قبلا هم از شما تقاضا کردم ولی هنوز جواب دریافت نکردم، مجددا تقاضا می‌‌کنم این مطلب را هم بخوانید و جواب آن را برای بنده بفرستید.

پاسخ به سؤالی مهم

 و اما کلام آخر:

اگر این حرفها، عاقلانه و با تعصب دینی و افکار اسلامی، خوانده و تأمّل شود، ارزش خواهد داشت و قطعا مؤثر خواهد بود، ولی اگر بنا باشد بدون هر تعصب و فکری خالی از هر جهت گیری(و در واقع با فکری آتئیسمی) خوانده شود، علاوه بر اینکه خواندن و نوشتن این حرفها کوچکترین اهمیت و ارزشی ندارد، کوچکترین اثری هم نخواهد داشت.

***********************

***********************

پاسخ این دوست به حرفهای بنده

سلام و تشکر از وقتی که برای این ایمیل گذاشتید.

من از اینکه مطلب من را درست متوجه نشدید متعجب شدم. البته چون شما در این زمینه که رشته تحصیلی‌‌تون است اطلاعات کامل و جامعی دارید من فکر می‌‌کنم من نتوانستم مطلب را درست ادا کنم. چون شما قانون(پوشاندن مو)  من را قرآن، و عربها را پیامبر(ص) تصور کرده بودید. 

به دلیل اینکه من کلماتی چون چادر و کلماتی که کاملاً واضح گفته باشد که موهای زنان پوشیده باشد و اگر یک تارش بیرون باشد به آتش جهنم دچار می‌‌شود را در قرآن ندیده‌‌ام و آیه‌‌هایی که قبلاً برای من فرستاده بودید پوشاندن گردن بود و کلماتی واضح که واژه‌‌ی پوشاندن مو داشته باشد در آن وجود نداشت. به عنوان مثال:

«وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛

و به زنان باایمان بگو : چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس‏هاى زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقدارى که [طبیعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پیداست [در برابر کسى] آشکار نکنند، و [براى پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‏هاى خود را به روى گریبان‏هایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود] شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانى که ساده لوح و کم عقل‏اند و نیاز شهوانى حس نمى‏کنند، یا کودکانى که [به سنّ تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسى] نرسیده‏اند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه] به زمین بزنند تا آنچه از زینت‏هایشان پنهان مى‏دارند [به وسیله نامحرمان] شناخته شود . و [شما] اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگردید تا [بر مشکلات دنیا و آخرت] پیروز شوید.

مطلبی که من برایتان نوشتم منظورم این بود که یکسری عربهایی که قبلاً از قول پیامبر و ... احادیث دروغ می‌‌گفتند حجاب مو را قانون کردند. پس قانون به معنی قرآن و عرب ها به معنای پیامبر نبود و این ترجمه شما برای من بسیار عجیب بود. ولی مطمئنا من مطلب را واضح ننوشته بودم.

آقای ... عزیز

من انسان معتقدی هستم شاید ظاهرم این را به صورت واضح نشان ندهد ولی در درونم این اعتقاد کاملاً هویدا است و خدا هم که به درون هر شخص کاملاً آگاه و روشن است. من فقط در مورد حجاب مو (فقط مو) چون به صورت واضح در قرآن نیامده است. شک دارم. ولی دینم را بسیار دوست دارم. به خدای خودم عشق می‌‌ورزم. در همه جا او را در کنار خودم می‌‌بینم و لذت می‌‌برم و به مسلمان بودن خودم افتخار می‌‌کنم. مخصوصاً اینکه نواده ی میثم تمّار هم هستم و اعتقادات ریشه در تار و پود وجودم دارد. 

باز هم از وقتی که روی جواب و ایمیل من گذاشتید سپاسگزارم.

*************************

*************************

پاسخ بنده به حرفهای این دوست

سلام مجدد و عرض ادب. طاعات و عبادات شما قبول. از لطف و محبت شما ممنونم.

علت وقت گذاشتن برای جواب هم این است که وابستگی شما را به خاندانی پاک و طاهر و عالم واقفم، و واقعا از صمیم قلب خواهان اینم که شما خود نیز ظاهرتان همانند باطنتان عالی و بی هر نقصی باشد.

در ضمن بنده هرگز نسبت به شما نه حرفی زده‌‌ام و نه حتی فکر و گمانی نسبت به بی اعتقادی یا کم اعتقادی شما داشته و دارم. بلکه مطمئنم شما از خیلی از کسانی که  ظاهری آراسته و متدین دارند، معتقدتر و پایبندتر هستید، اما اینها همه «جزء کمال» هستند، و کمال واقعی آن، مشروط به یکسان بودن باطن و ظاهر انسان است و اینکه ظاهر انسان، اعتقادات باطنی او را تصدیق کند.

البته در تمام اینها مختار است و هرگز جبری بر او نیست، و لذا این بحثها و گفتگوها برای کمک به افراد برای انتخاب درست در راه این اختیار است و نه چیز دیگر.

و اما در مورد تصریح به مو در قرآن، نمی‌‌دانم آن جواب بنده را کامل خواندید یا هنوز فرصت نکردید. تقاضا می‌کنم یکبار آن را کامل و با دقت بخوانید.

منظورم این مطلب است: پاسخ به سؤالی در مورد حجاب

که مطمئنم اگر یکبار با دقت این مطلب را خوانده بودید، دوباره نمی‌‌فرمودید من تصریح به مو در قرآن ندیدم.

اگر اینگونه باشد که شما می‌‌فرمایید، پس شما چرا به حضرت علی(ع) و سایر ائمه(ع) اعتقاد دارید؟!!! در کجای قرآن به نام آنها تصریح شده است؟ پس شما به ایشان نیز نباید اعتقاد نداشته باشید و آنها را قبول نداشته باشید چون در هیچ کجای قرآن به نام آنها تصریح نشده است.

و نیز آیا شما گوشت سگ را حلال می‌‌دانید یا حرام؟ آیا حاضرید گوشت سگ بخورید؟ اگر آن را حرام می‌‌دانید و به همین علت نمی‌‌خورید، در کجای قرآن گفته است گوشت سگ حرام است؟ و خیلی مسائل دیگر.

هر جوابی در پاسخ به این سؤال می‌‌دهید جواب فرمایش خود شماست، با این تفاوت که چنانکه در آن جواب کامل عرض کردم؛ در قرآن و روایات به پوشاندن مو تاکید شده است.

اگر منظور شما از اینکه فقط روی بودن در قرآن و آیات قرآن تصریح می‌‌کنید، همان حرف عمر و ابوبکر است که می‌‌گفتند «حسبُنا کتاب الله» یعنی «قرآن برای ما بس است و نیازی به اهلبیت نداریم»،  که جواب آن حرف باطل جداست، که البته اینجا جواب این را هم خدمت شما عرض کردم.

البته باز هم با شناختی که از شما دارم مطمئنم منظورتان این حرف زننده و مردود نیست و اعتقاد راسخ شما به اهلببیت(ع) و کلمات ایشان و روایات مسلّم است.

و در مورد اینکه «دو بار تعجب کردید از برداشت بنده»، باید عرض کنم من از شما تعجب می‌‌کنم که چرا تصریح فرمایش خودتان را، به حساب برداشت بنده می‌گذارید؟!!! یکبار دیگر سطر اول مطلبتون را بخوانید و به هر کس مایل هستید بدهید بخواند، ببینید چه می‌‌فهمند؟؟

و اینکه فرمودید «یکسری عرب‌‌هایی که قبلاً از قول پیامبر و ... احادیث دروغ می‌‌گفتند حجاب مو را قانون کردند»، بسیار ممنون خواهم شد اگر یک مورد از این موارد را بیان کنید و بر آگاهی بنده بیفزایید.

البته با توجه به فرمایش قبلی شما، مطمئنا منظورتان از «یکسری عربها»؛ ائمه معصومین(ع) که نیست، چون ائمه(ع) از پیامبر(ص) زیاد حدیث نقل کرده‌‌اند، اما حدیث دروغ نه. ولی آنچه فرمودید که در مورد حجاب عربها حدیث دروغ به پیامبر نسبت داده اند، لطفا حتما حداقل یک مورد از آنها را بیان نمایید.

و اما در مورد شما بزرگوار و اعتقادات شما، کوچکترین تردیدی نیست، اما خوب قطعا تصدیق می‌‌فرمایید که از نواده‌‌ی میثم تمار و سمیه[لازم به ذکر است که نسب این دوست گرامی، به میثم تمار(از اصحاب پیامبر خدا) می‌رسد] با آن همه زجری که برای اسلام کشیدند، توقعی بیش از این می‌‌رود، که هر جا به اجداد بزرگوارتان افتخار کردید، خود شما را نمادی از آن بزرگواران ببینند، نه اینکه خدایی نکرده رفتار ما بر خلاف اعتقاداتمان و آنچیزی باشد که اجدادمان برای آنها زجرهای فراوان متحمل شدند. و إلا به ما خواهند گفت:

گیرم پدر تو بود فاضل *** از فضل پدر تو را چه حاصل

امیدوارم همه ما و خود بنده نیز که ادعای مسلمان و شیعه بودن دارم، رفتارمان به گونه‌‌ای باشد که همانطور که ما به اسلام و مسلمان بودن افتخار می‌‌کنیم، اسلام و خدا نیز به ما افتخار کنند، نه اینکه خدایی نکرده مایه شرمندگی اسلام و خدا باشیم و مصداق این شعر نشویم:

پسر نوح با بدان بنشست *** خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزى چند *** پى نیکان گرفت و مردم شد

بنده نیز از صبر و حوصله شما تشکر می‌‌کنم و باز هم واقعا از صمیم قلب آرزو می‌‌کنم این حرفها و این بحثها نتیجه‌‌ای ارزشمند و عملی داشته باشد، که برای دنیا و آخرتمان مفید باشد و فقط باعث إتلاف وقت و گذران عمر نباشد.

با سپاس. در این ایام از دعای خیرتان ما را نیز بهره‌مند کنید که بشدت نیازمندیم.

**********************

**********************

آخرین پاسخ این دوست به حرفهای بنده

سلام

ممنونم از شما

خدا نگهدار.