سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت امام حسن عسکری(ع) همراه مطالب خواندنی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ٩ دی ۱۳٩۳
 

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ الْهَادِیَ الْمُهْتَدِیَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللهِ وَ ابْنَ أَوْلِیَائِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللهِ وَ ابْنَ حُجَجِهِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَفِیَّ اللهِ وَ ابْنَ أَصْفِیَائِهِ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

شهادت امام حسن عسکری 

فرا رسیدن هشتم ربیع الاوّل، سالروز شهادت جانگداز و مظلومانه‌‌ی یازدهمین امام معصوم،

پدر بزرگوار حجّة بن الحسن المهدی(عج)؛ حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام)

بر فرزند داغدارش امام زمان(علیه السلام) و تمام شیعیان تسلیت و تعزیت باد

در ادامه مطلب بخوانید:

ملاقات با امام حسن عسکری(ع) و پاسخ حضرت مهدی(ع) درباره مفوّضه

احادیثی گهربار از آن امام همام تقدیم محبان و شیعیان آن حضرت


ملاقات با امام حسن عسکری(ع) و پاسخ حضرت مهدی(ع) درباره مفوّضه

عدّه‌‌اى از اهالى کوفه(از فرقه مفوّضه) براى تحقیق و بررسى پیرامون مسئله امام و حجّت خداوند متعال، شخصى را به نام کامل -فرزند ابراهیم مدنى- به شهر سامراء فرستادند.

کامل گوید: هنگام حرکت با خود گفتم: کسى نمى‌تواند وارد بهشت شود، مگر آن که همانند من نسبت به امام(ع) معرفت داشته باشد.

به سمت سامراء حرکت نمودم.

موقعى که به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکرى(علیه السلام) وارد شدم، حضرت را دیدم که لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است، در ذهن خود گفتم: حضرت این نوع لباس لطیف را مى‌‌پوشد؛ لیکن به ماها دستور مى‌‌دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى‌‌دستان بپوشیم.

در همین افکار بودم، بدون آن که مطلبى را ظاهر سازم و یا سخنى بگویم، که ناگهان امام(ع) نگاهى بر من انداخت و تبسّمى نمود؛ و پس از آن آستین خود را بالا زد و اظهار داشت: اى کامل! نگاه کن.

هنگامى که نگاه کردم، متوجّه شدم که حضرت زیر لباس‌‌هایش، لباسى زِبر و خشن پوشیده است.

سپس فرمود: این نوع لباسى را که در ظاهر مى‌‌بینى، براى حفظ موقعیّت اجتماعى شماها است و آن دیگرى را که در زیر لباس‌‌هایم مى‌‌بینى، براى خود پوشیده‌‌ام.

کامل گوید: نسبت به افکار غلطى که برایم پیش آمده بود، بسیار شرمنده و سرافکنده شدم و سر جاى خود نشستم.

پس از گذشت لحظه‌‌اى، ناگهان متوجّه شدم که نسیمى به وزیدن گرفت و با وزش باد، پرده‌‌اى که جلوى درب خروجى آویزان کرده بودند کنار رفت؛ و در همین بین، چشمم بر کودکى افتاد، در سنین چهار سالگى که همانند ماه، روشن و نورانى بود.

آنگاه کودک مرا صدا نمود: اى کامل بن ابراهیم!

من با شنیدن این سخن تعجّب کرده و بر خود لرزیدم و گفتم: بله، بله، اى سرورم ! چه مى‌‌فرمائى‌‌!؟

فرمود: آمده‌‌اى تا درباره حجّت خدا تحقیق کنى! و این که مى‌‌خواهى بدانى آیا کسانى امثال تو وارد بهشت مى‌‌شوند؟

اظهار داشتم: بلى، قسم به خدا! به همین منظور آمده‌‌ام.

 فرمود: بخدا قسم آنها که داخل بهشت می‌‌شوند تقلیل مى‏یابند: بخدا قسم مردمى داخل بهشت می‌‌شوند که آنها را «حقّیه» می‌‌گویند.

گفتم: آقا آنها کیستند؟

فرمود: آنها کسانى هستند که از بس على(علیه السّلام) را دوست دارند؛ بحق او قسم می‌‌خورند ولى حق او و فضل او را نمی‌‌دانند.

آنگاه لحظه‏اى ساکت شد، بعد از آن فرمود: و نیز آمده‌‌اى تا درباره طایفه مفوّضه و عقائدشان تحقیق و بررسى نمائى؟

مفوّضه در عقیده خود دروغ گفتند. (نه! خداوند متعال امور عالم را به ما تفویض‏ نکرده) بلکه دلهاى ما اهلبیت ظرفهائى براى تعلق اراده و مشیت خداوند است. و ما چیزى بدون اراده و بدون مشیّت خداوند متعال نمى‌دانیم، پس ‍ چنانچه او اراده نماید، ما نیز اراده مى‌‌کنیم.

پس از آن پرده به حالت اوّل خود بازگشت و دیگر آن مولود عزیز -مهدى موعود(ع)- را ندیدم.

بعد از این جریان، حضرت ابومحمّد، امام عسکرى(ع) نیز تبسّمى نمود و اظهار داشت: اى کامل! دیگر منتظر چه هستى؟

آیا درباره حجّت خداوند به نتیجه نرسیدى؟!

آن کودکى را که مشاهده نمودى، مهدى و حجّت خدا بعد از من مى‌‌باشد و آنچه را که تو در فکر و ذهن خود گذرانده بودى، برایت بازگو کرد؛ و نیز پاسخ مطالب تو را داد.

پس از جاى خود برخاستم و با خوشحالى و سرور از این که توانستم به مقصود خود دست یابم از محضر مقدّس و مبارک حضرت خداحافظى کرده و بیرون آمدم.

الغیبة(شیخ طوسى): 246.

احادیثی گهربار از آن امام همام تقدیم محبان و شیعیان آن حضرت:

قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرى(علیه السلام):

خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ؛

تحف العقول: 489.

فرمود: دو خصلت و حالتى که والاتر از آن دو چیز نمى باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.

 

قالَ(علیه السلام): إیّاکَ وَ الاْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَهِ، فَإنَّهُما یَدْعُوانِ إلَى الْهَلَکَة؛

بحارالأنوار50: 296.

فرمود: مواظب باش از این که بخواهى شایعه و سخن پراکنى نمائى و یا این که بخواهى دنبال مقام و ریاست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آن ها انسان را هلاک خواهد نمود.

 

قَالَ(علیه السلام): إِنَّ مُدَارَاةَ أَعْدَاءِ اللهِ مِنْ أَفْضَلِ صَدَقَةِ الْمَرْءِ عَلَى نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ؛

بحار الأنوار‏ 72: 401.

فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) در حال تقیّه ـ بهتر است از هر نوع صدقه اى که انسان براى خود بپردازد.

 

قالَ(علیه السلام): مِنَ الْفَواقِرِ الّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ رأى حَسَنَهً أطْفَأها وَ إنْ رَأى سَیِّئَهً أفْشاها؛

احتجاج طبرسى 2: 517.

فرمود: یکى از مصائب و ناراحتى هاى کمرشکن، همسایه اى است که اگر به او احسان و خدمتى شود آن را پنهان و مخفى دارد و اگر ناراحتى و اذیّتى متوجّه اش گردد آن را علنى و آشکار سازد.

 

قالَ(علیه السلام) لِشیعَتِهِ: أوُصیکُمْ بِتَقْوَى اللهِ وَالْوَرَعِ فى دینِکُمْ وَالاْجْتِهادِ لِلهِ، وَ صِدْقِ الْحَدیثِ، وَأداءِ الاْمانَهِ إلى مَنِ ائْتَمَنَکِمْ مِنْ بِرٍّ أوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ؛

بحارالأنوار 75: 372.

به شیعیان و دوستان خود فرمود: شما را سفارش می‌‌کنم که تقواى الهى را پیشه کنید و در امور دین ورع داشته باشید، در تقرّب به خداوند کوشا باشید و در صحبت‌‌ها صداقت نشان دهید، هرکس امانتى را نزد شما نهاد آن را سالم تحویلش دهید، سجده‌‌هاى خود را در مقابل خداوند طولانى کنید و به همسایگان خوش رفتارى و نیکى نمائید.


 



comment گل نوشته شما ()