سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت امام حسن عسکری(ع) و توقعات حضرت از شیعیان
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۸ بهمن ۱۳٩۳
 

اَللّهُمّ صَلِّ عَلی الحَسَنِ بنِ علیِّ بنِ مُحَمَّد، اَلبَرِّ التَّقِیِّ الصّادِقِ الوَفِیِّ النُّورِ المُضیء، خازِنِ عِلمِک

وَ المُذَکِّرِ بِتَوحیدِک وَ وَلیِّ اَمرِک وَ خَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ الهُداةِ الرّاشِدینَ وَ الحُجَّةِ عَلی اَهلِ الدُّنیا

فَصَلِّ عَلَیهِ یا رَبِّ اَفضَل ما صَلَّیتَ عَلی آَحَدٍ مِن اَصفیائِک وَ حُجَجِکَ وَ اَولادِ رُسُلِکَ یا اِلهَ العالَمین

 ولادت امام حسن عسکری

ولادت با سعادت و فرخنده یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت؛

ابوالمهدی؛ حضرت ابومحمد؛ امام حسن عسکری(ع)

بر امام زمان(عج) و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد.

واقعا به عنوان یک شیعه یا محبّ اهلبیت(ع) آیا می‌‌دانیم امام عسکرى(علیه‌‌السّلام) از شیعیان‏ چه توقعات و انتظاراتی دارند؟ اگر این مسأله برای شما به عنوان یک مسلمان مهم است، در ادامه مطلب همراه باشید.


انتظارات و توقّعات امام حسن عسکرى(علیه‌‌السّلام) به عنوان آخرین امامى که در جامعه حضور عینى داشته، و بعد از او غیبت صغرى و کبرا فرزندش مهدى موعود(ع) آغاز مى‌‌‏گردد و براى مدّت مدیدى مردم و جامعه از درک حضور او محروم خواهند بود، قابل اهمّیت و دقّت است، و مى‌‌‏تواند رهنمودهاى گرانبها و ارزشمندى باشد براى دوران غربت تشیّع و دورانى که غبار غم هجرت مولا و محبوبشان بر دلها و پیشانى آنها سایه افکنده است.

اینک به گوشه‌‌‏هایى از انتظارات حضرتش از محبان و شیعیان مى‌‌‏پردازیم.

1- اندیشه و تفکر

اساس تمام پیشرفتهاى مادّى و معنوى بشر در طول تاریخ، اندیشه و تفکر از یک طرف، و سعى و تلاش و عمل از طرف دیگر بوده است. اگر بشر قرن بیستم و بیست و یکم از نظر صنعتى و تکنولوژى به موفقیتهاى چشمگیرى دست یافته، بر اثر اندیشه و تلاش بوده است؛ چنان که پیشرفتهاى معنوى جوامع و افراد نیز بر اثر بهره‏‌‌ورى از توان عقل و تفکر و قدرت عمل و تلاش بوده است.

پیامبران، امامان و بندگان صالح الهى همگى اهل فکر و تعقل بوده‌‌‏اند.

در منزلت ابوذر، امام صادق(ع) فرمود: «بیشترین عبادت اباذر که رحمت خدا بر او باد؛ اندیشه و عبرت اندوزى بود(1)».

قرآن این کتاب الهى و آسمانى براى اندیشه و تفکر، ارزش والا و حیاتى قائل است و زیباترین و رساترین سخنان را درباره ارزش دانش و تعقل، و دقّت و تفقه بیان نموده است.

در قرآن بیش از هزار بار کلمه «علم» و مشتقات آن که نشانه «بارورى اندیشه» است، تکرار شده و افزون بر 17 آیه به طور صریح انسان را دعوت به تفکر نموده، بیش از 10 آیه با کلمه «اُنظُرُوا؛ دقت کنید» شروع شده است.

بیش از پنجاه مورد کلمه «عقل» و مشتقات آن به کار رفته است و در چهار آیه نیز قاطعانه به تدبّر در قرآن امر شده است.(2) و همچنین از کلمه «فقه» و «تفقه» و امثال آن بهره جسته است.(3)

با توجه به این اهمّیت اندیشه و تفکّر است، که امام حسن عسکرى(ع) از شیعیان خویش انتظار دارد، که اهل اندیشه و تفکر باشند.

لذا فرمود: «عَلیکُم بِالفِکرِ فَاِنَّهُ حَیاة قَلب البَصیر وَ مَفاتیحُ اَبوابِ الحِکمَةِ»؛ بر شما باد به اندیشیدن! پس به حقیقت، تفکر موجب حیات و زندگى دل آگاه و کلیدهاى دربهاى حکمت است.(4)

انسانهایى که با عقل اندیشه نکنند و با چشم جانشان در دیدن حقایق دقّت بخرج ندهند در روز قیامت نابینا محشور مى‌‌‏شوند.

امام حسن عسکرى(ع) این حقیقت را با گوشزد کردن آیه‏‌‌اى از قرآن براى اسحاق بن اسماعیل نیشابورى در طىّ نامه‏‌‌اى چنین بیان مى‌‌‏کند: «اى اسحاق! خداوند بر تو و امثال تو از آن‏هایى که مورد رحمت الهى قرار گرفته و همچون تو داراى بصیرت خدا دادى مى‌‌‏باشند، نعمت خویش را تمام کرده است... پس به یقین بدان اى اسحاق که هرکس از دنیا نابینا بیرون رود، در آخرت هم نابینا و گمراه خواهد بود.

اى اسحاق! چشمها نابینا نمى‏‌‌شوند، بلکه دلهایى که در سینه‏‌‌ها هستند نابینا مى‌‌‏شوند.(بر اثر اندیشه نکردن) و این سخن خداوند در کتاب متقن خویش است آنجا که از زبان انسان ستم پیشه بیان مى‌‌‏کند(5): «پروردگارا چرا مرا نابینا محشور نمودى با این که داراى چشم بودیم؟(خداوند در جواب) مى‌‌‏فرماید: همان گونه که آیات ما براى تو آمد و تو آنها را فراموش کردى، امروز نیز تو فراموش خواهى شد.(6)»

گاه امام حسن عسکرى(ع) با گوشزد این خطر که عده‌‏اى در جامعه عبادت را منحصر در انجام نماز و خواندن نمازهاى مستحبى و گرفتن روزه‌‌‏هاى واجب و مستحب مى‌‌‏دانند، بدون آنکه در رمز و راز آن اندیشه کنند و یا در زمان و اوضاع آن تعقل نمایند، جایگاه ویژه اندیشه و تفکر را این‏گونه بیان مى‌‌‏فرماید:

«لَیست العِبادَةُ کَثرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلوةِ وَ اِنّما العِبادَةُ کَثرَةُ التفکُّرِ فى اَمرِ الله(7)؛ عبادت به بسیارى نماز و روزه نیست، همانا عبادت تفکر بسیار در امر خداوند است».

2- ایمان گرائى و سود رسانى:

فکر و اندیشه، و یا تأمّل و تدبّر، آن‏گاه ارزش حقیقى و عینى خویش را نشان مى‌‌‏دهد که منجر به ایمان و عمل و تلاش شود وگرنه تفکرى که بدنبالش ایمان و عمل نباشد مطلوب و کارساز نیست.

به همین جهت آن حضرت تأکید فرمود که شیعیان به دو خصلت توجّه داشته باشند:

«خِصلَتانِ لَیس فَوقَهُما شَى‏ءٌ؛ الایمانُ بِالله، وَ نَفعُ الاِخوان»(8)؛ دو خصلت است که برتر از آن چیزى نیست، ایمان به خداوند و فایده رساندن به برادران(دینى)».

3- به یاد خدا و قیامت بودن‏

ایمان برگرفته از اندیشه بدنبال خود عمل و یاد خدا و همچنین انجام عبادت را در پى دارد، به همین جهت یکى دیگر از انتظارات حضرت عسکرى(ع) از شیعیان این است که خداوند و قیامت و رسول را فراموش نکنند. چنان که فرمود: «اَکثرُوا ذِکرُ اللّه و ذِکرَ المَوتِ وَ تِلاوَةَ القُرآن و الصَّلاةَ عَلى النَّبى؛ زیاد به یاد خداو مرگ باشید و همواره قرآن بخوانید و بر پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم)(و آل او) درود بفرستید.(9)

و هوشمندترین و زیرکترین افراد کسى است که به یاد بعد از مرگ باشد و وجدان خویش را براى رسیدگى به اعمال قاضى قرار دهد.(10)

 

4- حسابرسى اعمال و پاسخگویى وجدان‏

انتظار دیگرى که امام حسن(ع) از شیعیان دارد، رسیدگى به اعمال و داشتن محاسبه در هر شبانه روز، و پاسخگویى وجدان اخلاقى است.

لازم است انسان در ابتداى هر روز نسبت به اعمال نیک و دورى از گناه با خود «مشارطه» و قرار دادى داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد. و در پایان روز «محاسبه» و حسابرسى، و پاسخگویى به وجدان درونى خویش.

آنهایى هم که مسئولیت‏هاى اجتماعى دارند، در مقابل مردم و جامعه مسئولند که باید پاسخگو باشند، علاوه بر این در مقابل خداوند متعال، پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلّم) و وجدان خویش نیز باید پاسخگو باشند.

ممکن است عده‏‌‌اى زرنگى را در آن بدانند که از حسابرسى، و پاسخگویى فرار کنند و به نوعى طفره روند، ولى باید بدانند که هرگز چنین رفتارى هوشمندى و زرنگى بحساب نمى‌‌‏آید.

در همین زمینه است که حضرت عسکرى(ع) خردمندانه مى‌‌‏فرماید: «اَکیَسُ الکیِّسین مَن حَاسَبَ نَفسَه وَ عَمِلَ لِمَا بَعدَ المَوت»(11)؛ زیرکترین زیرکان(و هوشمندترین افراد) کسى است که به حساب نفس خویش پردازد(و پاسخگوى خدا و وجدان خویش باشد) و براى پس از مرگ خویش تلاش نماید».

5 - تقوا و پاکى راستى و امانتدارى‏؛

از مهم‏ترین و بارزترین ویژگى‏‌‌هاى مورد انتظار براى شیعیان و مؤمنان دو صفت نفسانى؛ «تقوا» و «ورع» است که انسان را در مقابل انجام گناه و دورى از محرّمات حفظ و تقویت مى‌‌‏کند.

در کنار آن دو، دو صفت والاى «امانتدارى» و «راستگویى» است که آنچنان اهمّیت دارد که اساس نظم و انسجام و آرامش هر جامعه‏‌‌اى را مى‌‌‏توان با تقویت و ترویج این اوصاف در میان افراد جامعه پى‏‌‌‌ریزى نمود و مشکلات را حل و سعادت جوامع را تضمین نمود.

امام حسن عسکرى(ع) با تأکید بر اوصاف فوق و برخى اوصاف دیگر خطاب به شیعیان خود مى‌‌‏فرماید: «اُوصیکُم بِتَقوىَ اللهِ وَ الوَرَعِ فى دِینِکم والاِجتهاد لِله و صِدقِ الحَدیثِ وَ اَداءِ الاَمانَةِ اِلى مَن اِئتَمَنَکُم مِن بِرِّ اَوفاجِرٍ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسنِ الجَوار فَبِهذا جاءَ مُحَمَّد(ص) صَلّوا فى عَشایِرِهِم وَ اَشهِدُوا جَنائِزَهُم وعُودُوا مرضاهُم، وَ اَدّوا حُقُوقَهُم، فَاِنَّ الرَّجُل مِنکم اِذا وَرِعَ فى دِینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ اَدّى الاَمانَةَ و حَسُنَ خُلقُه مَعَ النّاس قیلَ هذا شیعى فَیسرّنى ذلک»؛(12)

شما را سفارش مى‌‌‏کنم به تقواى الهى و ورع در دین خود و کوشش در راه خدا، راستگویى و ردّ امانت به هرکه به شما امانت سپرد - خوب یا بد - و طولانى بودن سجده و خوب همسایه دارى؛ چرا که محمد(ص) براى این‏ها آمده است. در گروه‌‌هاى آنها(مخالفان) نماز بخوانید(یعنى در نماز جماعت شرکت کنید) و در تشییع جنازه آنها حضور داشته باشید و بیمارانشان را عیادت، و حقوق آنان را ادا نمایید، زیرا اگر مردى(و فردى) از شما در دین خود ورع داشت و در سخنش راست گفت و امانت را رد کرد و اخلاقش با مردم خوب بود گفته مى‌‌‏شود این شیعه است. پس من از این(گفته) شادمان مى‌‌‏شوم.

و در جاى دیگر فرمود: «المُؤمِنُ بَرَکَةٌ عَلى المُؤمِنِ و حُجّةٌ عَلى الکافِر»(13)؛ مؤمن(و شیعه) برکتى براى مؤمن و(اتمام) حجّتى براى کافر است.

6- جزء بهترین‏ها باشید نه بدترین‏ها

آن امام همام گاه به بیان افراد نمونه و برتر و همین طور افراد بدتر غیر مستقیم انتظار خویش را از شیعیان ابراز مى‌‌‏دارد که جزء بهترین‏ها باشید، و آنان را این‏گونه معرّفى مى‌‌‏نماید: «أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرَامَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوب‏»(14)؛ پارساترین مردم کسى است که در شبهات توقف کند، عابدترین مردم کسى است که واجبات را به‏جا آورد، زاهدترین مردم کسى است که از حرام دورى کند و کوشاترین مردم کسى است که گناهان را ترک کند.

در مقابل؛ بدترین‏ها را نیز معرّفى مى‌‌‏کند تا شیعیان آگاهانه یا ناآگاهانه جزء آن افراد قرار نگیرند.

در حدیثى آن حضرت فرمود: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذَا وَجْهَیْنِ وَ ذَا لِسَانَیْنِ یُطْرِی أَخَاهُ شَاهِداً وَ یَأْکُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِیَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِیَ خَانَه»(15)؛ بدترین بندگان بنده‌‌‏اى است که داراى دو چهره و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را مى‌‌‏ستاید و پشت سر، او را مى‌‌‏خورد(و غیبتش را گوید). اگر به او چیزى عطا شود، حسد مى‌‌‏ورزد و اگر گرفتار گردد، به او خیانت مى‌‌‏کند.

7- عزّت نفس و دورى از ذلّت‏

انسان به عزّت نفس و تکریم شخصیت بیش از همه چیز نیازمند است. انسان مى‌‌‏تواند رنج گرسنگى و تشنگى را تحمّل کند و با فقر و ندارى بسازد، امّا تحقیر شخصیت و آزردگى روح و روان و پایمال شدن عزّت انسان، بسادگى قابل رفع و جبران نیست و ممکن است تا پایان عمر انسان را آزار دهد.

خداوند عزیز انسان را عزیز آفریده و هرگز به او اجازه تحقیر دیگران و یا شخصیت خودش را نداده است.

امام صادق(ع) فرمود: «خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولى به او اجازه نداده که ذلیل باشد، آیا سخن خدا را نشنیده‌‏اى که مى‌‌‏فرماید: «عزّت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏‌‌دانند، پس مؤمن همیشه عزیز است و ذلیل نمى‌‌‏باشد».(16)

به همین جهت یکى از انتظارات مهم حضرت عسکرى(ع) در دوران غیبت امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشریف) این است که شیعیان؛ عزیز و با عزّت باشند و هرگز خود را ذلیل نکنند.

در یکجا فرمود: «ما اَقبَحُ بِالمُؤمِنِ اَن تکُونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّه»؛(17) چه زشت است براى مؤمن(و شیعه) دل بستن به چیزى که وى را خوار مى‌‌‏سازد.

در جاى دیگر دلسوزانه نصیحت نمود که: «لَا تُمَارِ فَیَذْهَبَ بَهَاؤُکَ وَ لَا تُمَازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ»؛ جدال و کشمکش مکن، زیرا ارزش و شخصیت تو را از بین مى‌‌‏برد(و موجب خوارى انسان مى‌‌‏شود) و شوخى(بیش از حد) مکن تا مردم به تو جرأت جسارت پیدا نکنند.(18)

و گاه راهکارهاى رسیدن به عزّت و دورى از ذلّت را به شیعیان ارائه مى‌‌‏دهد و قاطعانه مى‌‌‏فرماید: «مَا تَرَکَ الْحَقَّ عَزِیزٌ إِلَّا ذَلَّ وَ لَا أَخَذَ بِهِ ذَلِیلٌ إِلَّا عَزَّ»؛ هیچ عزیزى حق را رها نکرد مگر آنکه خوار و ذلیل شد، و هیچ ذلیل و خوارى به حق عمل نکرد مگر آن که عزیز گردید»(19)

8 - افتخار ما باشید نه باعث سرشکستگى ما

یکى دیگر از مهمترین انتظارات امامان مخصوصاً امام حسن عسکرى(ع) از شیعیان این است که از نظر رفتارى و اخلاقى به گونه‏اى رفتار کنند که در بین جامعه بشرى عموماً و در بین مسلمانان خصوصاً الگو و نمونه باشند تا آنجا که مردم بگویند این‏ها شیعیان على(ع) و امامان معصوم هستند، و این‏ها تربیت یافتگان مکتب اهل بیت مى‌‌‏باشند.

به همین جهت حضرت عسکرى(ع) مصرّانه درخواست مى‌‌‏‌‌فرماید: «اِتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا زَیناً وَلا تَکُونُو شَیناً، جَرّوا اِلَینا کُلَّ مَوَدَّةٍ، وَ ادفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبِیحٍ، فَاِنَّهُ ما قیلَ فِینا مِن حَسَنٍ فَنَحنُ اَهلُهُ و ما قیل فینا مِن سوءٍ فَما نَحن کذلک...»؛(20) از خدا پروا نمایید و زینت(و مایه سرافرازى ما) باشید نه مایه ملامت(و سرافکندگى) همه دوستى‏ها را به سوى ما جذب کنید و هر زشتى را از ما دور نمایید؛ زیرا هر خوبى که در حق ما گفته آید ما شایستگى آن را داریم و هر بدى که درباره ما بر زبان برآید ما چنان نیستیم...(چرا که) خداوند ما را پاک شمرده و هیچ کس غیر از ما نمى‌‌‏تواند ادّعاى چنین مقامى را نماید مگر این که دروغ پرداز باشد.

9 - از ریاست‌‌‏طلبى پرهیز کنید

از صفاتى که سخت گمراه کننده و خطرناک است؛ مقام خواهى‌‌‏ها و ریاست‌‌‏طلبى‌‌‏ها است.

بر کسى پوشیده نیست که ریاست‏‌‌طلبى‌‌‏ها چه ضربات شکننده‌‏اى بر پیکر اسلام وارد نموده و همین ریاست‏‌‌طلبى بود که خلافت را از مسیر اصلى خویش خارج نموده و پیش آمد آنچه که پیش آمد. و این فریاد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است از دست ریاست‌‌‏طلبى گروهى که خلافت را غصب نمودند، آنجا که فرمود: «امّا(افسوس) کسى را مقدم داشتند که خداوند او را کنار زده بود و کسى را کنار زدند که خداوند او را مقدّم داشت، تا آنجا که رهاورد بعثت را انکار کردند و به بدعت‏‌‌ها روى آوردند، آن‌‌‏ها هوا پرستى و شهوت(و ریاست‌‌‏طلبى) را برگزیدند و بر اساس رأى و نظر شخصى عمل کردند، هلاک و نابودى بر آنان باد، آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود: «پروردگار تو آنچه را که مى‌‌‏خواهد خلق مى‌‌‏کند و هرچه را بخواهد اختیار مى‌‌‏کند و براى آنان اختیارى نیست...(21)».

افسوس(که سران سقیفه) آرزوها(و ریاست‏‌‌طلبى‏‌هاى) خود را در دنیا تحقق بخشیدند و از آینده غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند...(22)»

امام حسن عسکرى(ع) با توجّه به این خطرها است که دردمندانه مى‌‌‏فرماید: «إِیَّاکَ وَ الْإِذَاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئَاسَةِ فَإِنَّهُمَا یَدْعُوَانِ إِلَى الْهَلَکَةِ»؛ از افشاى اسرار(ما اهلبیت(علیهم السلام) و ریاست خواهى دورى کن که این دو مایه هلاک و نابودى است.»(23)

10 - استوارى بر دین و ولایت در دوران غیبت‏

آخرین انتظارى که در این سطور بدان اشاره مى‌‌‏شود، انتظار حضرت عسکرى(ع) از شیعیان خویش در دوران غیبت کبراى امام زمان(عجل الله تعالى فرجه الشریف) است. چرا که یکى از دورانهاى بسیار سخت و طاقت فرسا که صبر و استوارى فراوانى مى‌‌‏طلبد، همین دوره است.

انتظار آن حضرت این است که مردم و شیعیان، دوران غیبت را تحمّل کنند و از خود، بردبارى و استقامت به خرج دهند، و بر دین الهى و امامت و ولایت ثابت و استوار بمانند، و دائماً براى ظهور مهدى موعود(عجل الله تعالى فرجه الشریف) دعا نمایند، چرا که «وَ اللهِ لَیَغیبَنَّ غَیبَةً لایَنجُوا فیها مِن الهَلَکَةِ اِلّا مَن ثَبّته اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِاِمامَتِهِ وَ وَفّقَهُ لِلدّعاء بتَعجیل فَرَجِه»؛ به خدا سوگند(حضرت مهدى) غیبت طولانى خواهد داشت که نجات پیدا نکند در آن دوران مگر کسانى که خداوند عزیز و جلیل بر قائل بودن(و اعتقاد) به امامت او استوارش نگهدارد، و توفیق دهد که براى فرج آن حضرت دعا نماید(24).

سخن را با اشعارى به یاد آن سفر کرده به پایان مى‌‌‏بریم:

فکر بلبل همه این است که گل شد یارش‏ *** گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش‏

اى که از کوچه معشوقه ما مى‌‌‏گذرى‏ *** با خبر باش که سر مى‌‌‏شکند دیوارش‏

اگر از وسوسه نفس و هوا دور شوى‏ *** به یقین ره ببرى در حرم اسرارش‏

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست‏ *** هرکجا هست خدایا به سلامت دارش‏

-------------------

پى‌‌‏نوشت‏ها:

1. بحارالانوار، ج 22، ص 431.

2. سوره نحل، آیه 44؛ سوره آل عمران، آیه 191 و سوره نحل، آیه 69.

3. آمار استخراج شده بر اساس اطلاعات کتاب «المعجم المفهرس» محمد فؤاد عبدالباقى(دارالحدیث القاهره) مى‌‌‏باشد.

4. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 8، ص 115 و الحکم الزاهرة، ج 1، ص 19.

5. على بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص513 و 514.

6. سوره طه، آیه 126.

7. بحارالانوار، ج 71، ص 322، وسائل الشیعه، ج 11، ص 153 ؛ اصول کافى، ج 2 ص 55 و تحف العقول، ص 518، حدیث 13.

8. تحف العقول، ص 518، حدیث 14.

9. همان، ص 487.

10. حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 16، ص 98.

11. همان.

12. همان، ج 8، ص 389، حدیث 2 و تحف العقول، ص 518، حدیث 12 و میزان الحکمه، ج 10، ص 491.

13. تحف العقول، ص 519، حدیث 20 و در چاپ انتشارات آل على(ع) ص 892، روایت 20.

14. همان، ص 519 ح 18، و انوار البهیّة، شیخ عباس قمى، ص 318.

15. تحف العقول(همان) ص 518، ح 14 و در چاب انتشارات آل على(ع)، ص 892 روایت 14.

16. میران الحکمه، ج 5، ص 1957.

17. تحف العقول، ص520.

18. بحارلانوار، ج75، ص371، میزان الحکمه، ج 9، ص 135.

19. تحف العقول، ص520 و در چاپ انتشارات آل على(ع)، ص 894، روایت 35.

20. همان، ص 518 و در چاپ آل على(ع)، ص 890، روایت 12.

21. سوره قصص، آیه 68.

22. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار(بیروت، داراحیاء التراث)، ج 36، ص 353 و ر - ک احقاق الحق ج‏21، ص 26.

23. تحف العقول(انتشارات آل على(ع)) ص 888، روایت 4.

24. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 384.

 

منبع: پاسدار اسلام، شماره 270.


 



comment گل نوشته شما ()