سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر با مطالبی خواندنی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٤
 

السَّلَامُ عَلَى الْبَتُولَةِ الطَّاهِرَةِ، الصِّدِّیقَةِ الْمَعْصُومَةِ، الْبَرَّةِ التَّقِیَّةِ،

سَلِیلَةِ الْمُصْطَفَى وَ حَلِیلَةِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّ الْأَئِمَّةِ النُّجَبَاءِ

ولادت با سعادت دختر رسول خدا(ص)، همسر ولی خدا(ع)، مادر ائمه معصومین(ع)

صدیقه طاهره؛ زهرای مرضیه؛ حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

بر حجة بن الحسن المهدی(عج) و تمام شیعیان وشما عزیزان تبریک و تهنیت باد

روز مادر را نیز به تمام مادران متعهد و گرامی تبریک عرض می‌‌کنم.

ولادت حضرت زهرا + روز مادر

به همین مناسبت مطالب زیر تقدیم شما گرامیان:

  • دو داستان خواندنی و آموزنده از زندگی دختر پیامبر خدا(ص).
  • این است جزای نیکی به مادر. از این بالاتر چه می‌‌‌خواهیم؟!!

دوستان گرامی حتما شنیده اید که حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) حضرت زهرا(سلام الله علیها) را الگو قرار داده و فرمود: «وَفِی اِبْنَةِ رَسُولِ اللهِ لِی اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ زندگی دختر پیامبر(ص) الگوی شایسته‏ ای برای من است. (بحار الانوار53: 180)

پس سزاوار است آنان که خود را از شیعیان و محبان آن خاندان می‌‌دانند، از زندگی آنان الگو بگیرند و رفتار خود را متناسب با رفتار آنان قرار دهند.

دو نمونه از الگوی رفتاری حضرتش را تقدیم می‌‌کنم.

جدّیت در حفظ حریم عفاف

روزی مرد نابینایی، پس از اجازه، به خانه فاطمه(س) آمد. پیامبر(ص) در آنجا حاضر بود.

 فاطمه(س) خود را از آن نابینا پوشانید و از او فاصله گرفت.

پس از رفتن آن نابینا، پیامبر(ص) به فاطمه فرمود: «چرا از مرد نابینا فاصله گرفتی، با این که او تو را نمی‏‌‌‌بیند؟» 

فاطمه(س) پاسخ داد: او اگر مرا نمی‌‌‏بیند من که او را می‌‌‏بینم، وانگهی او بو را استشمام می‌‌‏کند.

رسول خدا(ص) به نشانه‌‌ی تصدیق گفتار فاطمه(س)، خطاب به او فرمود: «أَشْهَدُ اَنّکِ بَضْعَةٌ مِنّی»؛ گواهی می‌‌‏دهم که تو پاره تن من هستی. (بحارالانوار، ج43، ص91)


همسرداری حضرت زهرا(س) و کمال رضایت علی(ع) از او

پیامبر(ص) هنگام عروسی زهرا(س) به او فرموده بود: «دخترم! با همسرت رفتار نیکو کن، و در هیچ کاری از دستورش سرپیچی نکن.»

این سخن همواره آویزه گوش حضرت زهرا(س) بود، او حدود نُه سال که همسر علی(ع) بود، هرگز علی(ع) را ناخشنود نکرد، بلکه همواره مایه نشاط و خشنودی علی(ع) می‏شد، و اندوه علی(ع) با دیدار حضرت زهرا(س) برطرف می‏گشت.

در این راستا، حضرت علی(ع) می‏فرماید: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نکردم، او نیز مرا خشمگین نکرد، و هیچگاه موجب ناخشنودی من نشد... من هرگاه به چهره زهرا(س) نگاه می‏‌‌کردم، هرگونه غم و اندوه از من برطرف می‌‌‏شد.»(کشف الغمّه 1: 491)

روزی پیامبر(ص) از علی(ع) پرسید: «زهرا(س) را چگونه همسری یافتی؟»

 علی(ع) در پاسخ عرض کرد: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلی طاعَةِ اللهِ»؛ او را در راستای اطاعت خداوند یاوری نیکو یافتم. (بحارالانوار43: 117)

این است جزای نیکی به مادر. از این بالاتر چه می‌‌‌خواهیم؟!!

عالم زاهد و وارسته زمانش مرحوم شیخ حسین بن شیخ مشکور(رضوان الله تعالى علیه) از علمای کربلا فرمود:

در عالم رؤیا دیدم در حرم مطهر حضرت أباعبدالله(ع) مشرف هستم و حضرت در آنجا تشریف دارند.

یک نفر جوان عرب روستایی وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام کرد و حضرت با لبخند جوابش را دادند!

از خواب برخاستم و از آنچه دیدم متحیر بودم.

فرداى آن شب که شب جمعه بود به حرم مشرف شدم و در گوشه حرم ایستادم که زیارت بخوانم.

ناگهان آن جوان عرب روستایی را که در خواب دیده بودم وارد حرم شد.

وقتی مقابل ضریح مقدس رسید، با لبخند به آن حضرت سلام کرد. ولى حضرت سیدالشهداء(ع) را ندیدم و مراقب آن عرب بودم تا از حرم خارج شد.

دنبال او رفتم و سبب لبخندش را با امام(ع) پرسیدم.

و تفصیل خواب خود را برایش نقل کردم و گفتم چه کرده اى که امام(ع) با لبخند به تو جواب مى‌‌دهد.

گفت: مرا پدر و مادر پیرى است و در چند فرسخى کربلا ساکنیم و شبهاى جمعه که براى زیارت مى‌‌آیم یک هفته پدرم را سوار بر الاغ کرده مى‌‌آوردم و یک هفته هم مادرم را مى‌‌آوردم.

تا اینکه شب جمعه اى که نوبت پدرم بود چون سوارش کردم مادرم گریه کرد و گفت: مرا هم باید ببرى شاید هفته دیگر زنده نباشم.

گفتم: باران مى‌‌بارد، هوا سرد است، مشکل است. نپذیرفت. ناچار پدر را سوار کردم و مادرم را بدوش کشیدم و با زحمت بسیار آنها را به حرم رسانیدم.

وقتی با آن حالت با پدر و مادرم وارد حرم شدم، حضرت سیدالشهداء(ع) را دیدم و سلام کردم. آن بزرگوار برویم لبخند زد و جوابم را داد.

از آن وقت تا به حال هر شب جمعه که مشرف مى‌‌شوم حضرت امام حسین(ع) را مى‌‌بینم و با تبسم جوابم را مى‌‌دهد.

(منبع: داستانهای شگفت، شهید دستغیب)

آری...

به مقتضای آیات و روایات؛ همانگونه که غضب و نارضایتی مادر، دنیا و آخرت انسان را نابود می‌‌کند، خوشنودی و رضایت او، سعادت و خیر دنیا و آخرت انسان را تضمین می‌‌کند.


 



comment گل نوشته شما ()