سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت حضرت علی(ع) و سه مطلب خواندنی و مفید
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَخِی نَبِیِّکَ وَ وَلِیِّهِ وَ وَصِیِّهِ

وَ وَزِیرِهِ وَ مُسْتَوْدَعِ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعِ سِرِّهِ وَ بَابِ حِکْمَتِهِ وَ النَّاطِقِ بِحُجَّتِهِ

وَ الدَّاعِی إِلَى‏ شَرِیعَتِهِ وَ خَلِیفَتِهِ فِی أُمَّتِهِ وَ مُفَرِّجِ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِه‏

ولادت حضرت علی(ع) 

ولادت با سعادت یگانه مولود کعبه؛ خلیفه بلافصل رسول الله(ص)،

یعسوب الدین، مولی الموحّدین، امیرالمؤمنین؛

علی بن أبی طالب(علیه أفضل صلوات المصلّین)

بر حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد.

روز پدر نیز بر تمام پدران متعهد و ارجمند مبارک باد

به همین مناسبت در ادامه مطلب بخوانید:

  • معنا و مفهوم افعال و اذکار نماز
  • از همنشینى با سه نفر دورى کن
  • یک خلاف، پنج نوع مجازات!

 

معنا و مفهوم افعال و اذکار نماز

جابر بن عبدالله انصارى گوید:

روزى به همراه مولاى متّقیان، امام علىّ(علیه السلام) بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌‌دانى که چگونه و براى چه مى‌‌باشد؟

اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تاءویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما.

امام علیه السلام فرمود: [آن هفت تکبیرة الاحرامی که در ابتدای نماز است که شش تای آن مستحب و هفتمی واجب است]؛ معنا و مفهوم اوّلین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد.

دوّمین تکبیر یعنى؛ خداى موصوف به حرکت و سکون نمى‌‌باشد.

سوّمین تکبیر یعنى؛ این که نمى‌‌توان او را به جسمى تشبیه کرد.

چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌‌شود.

پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌‌کند.

ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى رکوع آن است که مى‌‌گوئى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌‌ام و از آن دست بر نمى‌‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از رکوع بر مى‌‌دارى و مى‌‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْد لله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق توئى.

و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى، گوئى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده‌‌اى.

و همین که دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى‌‌گردانى؛ و چون سر بلند کنى گوئى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او(علیهم صلوات الله) مى‌‌باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نماز گذار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

(بحارالانوار 84: 253)


از همنشینى با سه نفر دورى کن

امام صادق(علیه السلام) فرمود: امیرمومنان على(علیه السلام) هر گاه براى سخنرانى بالاى منبر مى‌‌رفت مى‌‌فرمود: بر مسلمان است که از رفاقت و برادرى سه شخص دورى کند:

«شخص هرزه» که در گفتار و کردار، بى باک است و رعایت اسلام نمى‌‌کند، «کم عقل»، «دروغگو».

اما شخص اول، کار خود را مى‌‌آراید و دوست دارد تو نیز مثل او باشى و در شئون دین و آخرت تو را کمک نمى‌‌کند. رفاقت با او موجب جفا و سخت دلى است و رفت و آمدش براى تو ننگ و عار است.

اما شخص دوم؛ «کم عقل»، پس او به خیر و سعادت تو دستور ندهد و در جلوگیرى از شر، امیدى به او نیست. اگر او خود را به رنج و زحمت اندازد و بخواهد به تو سودى برساند، به علت کم عقلى‌‌اش به تو زیان مى‌‌رساند، پس مرگ او بهتر از زندگى اش و خاموشى او بهتر از گفتارش باشد و دورى از او بهتر از نزدیک شدن به اوست.

و اما شخص سوم «دروغگو»، هیچ گاه زندگى به همراهى او با تو گوارا نیست. گفته‌‌ى تو را نزد دیگران برد و گفتار و اخبار دیگران را نزد تو آرد و هرگاه داستانى را به آخر رساند، داستان دیگرى را به دنبالش بیفزاید. حتى او چه بسیار است حرفهای حقی بزند، ولى بخاطر دروغگویی باور نکنند و میان مردم دشمنى اندازد و در سینه‌‌ى انسانها کینه‌‌‌‌ها برویاند.

پس از خدا بترسید و مراقب باشید که با چه کسى دوست مى‌‌شوید و همنشین مى‌‌گردید.

(اصول کافى2: 376 "باب مجالسة أهل المعاصى،ح6")


یک خلاف، پنج نوع مجازات!

اصبغ بن نباته، یکى از اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علىّ(علیه السلام) حکایت کند:

روزى عمر بن خطّاب نشسته بود که پرونده پنج نفر زِناکار را نزد او آوردند تا حکم مجازات هریک را صادر نماید.

عمر دستور داد تا بر هریک، حدّ زنا اجرا نمایند.

امام علىّ(علیه السلام) که در آن مجلس حضور داشت، خطاب به عمر کرد و فرمود: این حکم به طور مساوى براى چنین افرادى صحیح نیست و قابل اجرا نمى‌‌باشد.

عمر گفت: پس خود شما هر حکمى را که صلاح مى‌‌دانى صادر و اجرا نما.

امام علىّ(علیه السلام) اظهار داشت:

باید اوّلین نفر اعدام و گردنش زده شود، دوّمین نفر سنگسار گردد، سوّمین نفر صد ضربه شلاّق بخورد، چهارمین نفر پنجاه ضربه شلاّق و پنجمین نفر را تعزیر یعنى، مقدارى شکنجه نمایند.

عمر و حاضرین در مجلس، از صدور چنین حکمى بسیار تعجّب کرده؛ و علّت اختلاف مجازات را براى یک معصیت جویا شدند؟

امیرالمؤمنین علىّ بن ابى طالب(علیه السلام) فرمود:

شخص اوّل؛ مشرک بود و حکم مرد زناکار مشرک با زن مسلمان اعدام است.

شخص دوّم؛ مسلمان بود ولى چون همسر داشت، زناى او محصنه بوده است و مى‌‌بایست سنگسار شود.

شخص سوّم؛ نیز مسلمان بود، و چون ازدواج نکرده بود، حدّ آن، صد ضربه شلاّق است.

شخص چهارم؛ غلام و عبد بود و حدّ او نصف حدّ افراد آزاد مى‌‌باشد.

و شخص پنجم؛ دیوانه است و بر دیوانه حدّ جارى نمى‌‌گردد؛ بلکه باید او را تعزیر و شکنجه نمایند.

(وسائل الشّیعة 28: 64)


 



comment گل نوشته شما ()