سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

پاسخ به چندین سؤال پیرامون زیارت اهل قبور در یک مناظره کوتاه
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢ امرداد ۱۳٩٤
 

ضمن تسلیت و تعزیت و محکومیّت جنایت وهابیت و آل سعود خبیث در تخریب مرقد مطهر ائمه مظلوم بقیع(علیهم السلام)؛ چنانکه می‌‌دانید و حتما بارها شنیده‌‌اید و اخیرا در جنایات گروه‌‌های تکفیری امثال داعش دیده‌‌اید؛ یکی از جنایات وهابیت؛ مبارزه آنها با زیارت قبور است که آن را بدعت و شرک می‌‌دانند.

زیارت اهل قبور و وهابیت

در حالی که در کتابهای مختلف، پاسخ این اشکال و شبهه اهل سنت و وهابیت داده شده است، اما متاسفانه به دلیل «مَن یُضلل الله فَلا هَادِیَ لَه»، جوابها در قلب سیاه آنها ننشسته و نخواهد نشست.

اما برای روشنتر شدن مطلب، مناظره‌‌ای مجازی در همین مورد را بخوانید.


متن حاضر مناظره‌‌ای مجازی برای به تصویر کشیدن شبهات وهابیون می‌‌باشد که برای جلوگیری از إطاله کلام، سعی نمودیم هر شبهه را با یک روایت صحیح از کتب خود آنان پاسخ بگوییم:


در حالی که ابروها را درهم پیچیده بود با صدایی خشمگین و تند و عبوس، صدایش را بلند کرد و...

گفت(شخص وهابی): چرا زیارت قبور می‌‌روید؟ نباید بروید حرام است؟ مشرک و کافر می‌‌شوید؟

گفتم:

بُرَیدَه أسلَمِی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می‌‌‌‌کند که فرمود:

«من شما را از زیارت قبور نهی کردم، ولی به محمد اجازه داده شد تا به زیارت قبر مادرش برود،

شما نیز قبور را زیارت کنید، زیرا شما را به یاد آخرت می‌‌‌‌اندازد.».[۱]

گفت: قبول برو، اما نباید آنجا گریه کنی؟ وگرنه صاحب قبر عذاب می‌‌شود؟ اصلا حرام است گریه کنی؟ مشرک می‌‌شوی!!

گفتم:

حاکم نیشابوری از بُرَیده نقل می‌‌‌‌کند که:

 پیامبر(صلی الله علیه وآله) قبر مادرش را با هزار ملائکه زیارت نمود و هیچ روز مانند آن روز آن حضرت را گریان ندیدم.[۲]

ابوهریره نیز می‌‌‌‌گوید:

«پیامبر (صلی الله علیه وآله) قبر مادرش را زیارت کرد و به حدی گریه کرد که هر کس نزد او بود به گریه درآمد.».[۳]

گفت: قبول زیارت قبور برو، گریه هم جایز، اما آنها نمی‌‌شنوند، نباید با آنها حرف بزنی؟ حرام است؟![۴]

گفتم:

مسلم از عایشه نقل می‌‌‌‌کند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) شب‌‌ها آخرشب به طرف بقیع می‌‌‌‌رفت و بر اهل بقیع اینگونه سلام می‌‌‌‌کرد:

«السَّلامُ علیکُم دارَ قومٍ مُؤمنین».[۵] .

گفت: برو زیارت و گریه و سلام به اموات هم جایز، اما نباید خود را به ضریح و قبر او تبرک کنی، حرام است و از مسلمانی بیرون می‌‌روی؟!

گفتم:

حاکم نیشابوری نقل می‌‌‌‌کند که مروان روزی به بقعه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وارد شد، مشاهده کرد شخصی صورت خود را بر قبر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نهاده است.

مروان گردن او را گرفت و بلند نمود و به او گفت: آیا می‌‌‌‌دانی چه می‌‌‌‌کنی؟

ناگهان مشاهده کرد که او ابو ایوب انصاری از صحابه بزرگوار پیامبر است.

در جواب فرمود: آری، من به جهت این سنگ نیامده‌‌ام، بلکه به جهت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آمده‌‌ام.[۶]

گفت: شما مردها بروید، اما رفتن زنها به قبرستان حرام است نباید بروند؟!

گفتم:

فاطمه زهرا(علیها السلام) در زمان پیامبر روزهای جمعه به زیارت قبر حمزه می‌‌‌‌رفت.

بعد از وفات پدرش نیز بر سر قبر آن حضرت (صلی الله علیه وآله) رفت، در حالی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) او را نهی نکردند.[۷]

گفت: چرا وقتی قبر پیامبر را زیارت می‌‌کنید از او حاجت می‌‌خواهید، او دیگر مرده و تبدیل به خاک شده؟ این کار شما شرک و کفر است و حرام؟!

گفتم:

زیارت ایشان حیات و ممات نمی‌‌شناسد، زیرا خود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌‌اند:

هر کس حج بگذارد و قبر مرا -پس از رحلتم- زیارت کند، همانند کسی است که مرا در حال حیات زیارت کرده است[۸] .

مثل همیشه سرش را انداخت پایین و گفت با شما مشرکها نمی‌‌شود بحث کرد، باید شما را بکشیم تا از دستتان راحت شویم؟!

.............................

منابع:

[۱] صحیح مسلم، ج۲، ص۳۶۶، ح۱۰۷، کتاب الجنائز.

[۲] مستدرک حاکم، ج۱، ص۵۳۱، ح۱۳۸۹.

[۳] همان، حدیث ۱۳۹۰.

[۴] سنن ابی داوود، ج۲، ص۲۱۸، ح۳۵۷، کتاب المناسک، باب زیارة القبور.

[۵] صحیح مسلم، ج۲، ص۳۶۳، ح۱۰۲، کتاب الجنائز.

[۶] مستدرک حاکم، ج۴، ص۵۶۰، ح۸۵۷۱.

[۷] المصنف، عبدالرزاق، ج۳، ص۵۷۲ و السنن الکبری، ج۴، ص۱۳۱.

[۸] سنن کبرای بیهقی، ج ۵، ص ۲۴۶؛ سنن دار قطنی، ج ۲، ص ۲۷۸؛ اتحاف الساده المتقین، زبیدی، ج ۴، ص ۴۱۶؛ ترواء الغلیل، البانی، ج ۴، ص ۳۳۵؛ کنزالعمال، ج ۵، ص ۷۰؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۴، ص ۲؛ درالمنثور، سیوطی، ج ۱، ص ۲۳۷؛ معجم الکبیر، طبرانی، ج۱۲، ص ۴۰۷.


 



comment گل نوشته شما ()