سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت امام صادق(ع) همراه مطالبی ارزشمند
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳٩٤
 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِی إِلَیْکَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِینِ

اللَّهُمَّ وَ کَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلَامِکَ وَ وَحْیِکَ وَ خَازِنَ عِلْمِکَ

وَ لِسَانَ تَوْحِیدِکَ وَ وَلِیَّ أَمْرِکَ وَ مُسْتَحْفِظَ دِینِکَ

فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ حُجَجِکَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِید

  شهادت امام صادق(ع)

شهادت جانسوز و غریبانه ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت،

رئیس مذهب جعفری، حضرت امام جعفر صادق(علیه آلاف التحیة و السّلام)

بر جگرگوشه‌‌‌اش امام زمان(علیه‌‌السلام) و شما عزیزان تسلیت و تعزیت باد

به همین مناسبت در ادامه مطلب نکاتی مهم و خواندنی از سیره امام(ع) را بخوانید:

  • از شکر نعمتهای خداوند غافل نشوید که عذاب خواهید شد
  • عزّت نفس(توصیه امام صادق(ع) در مورد سختی‌‌های زندگی)
  • قطع طواف برای برطرف کردن حاجت مؤمن‏


از شکر نعمتهای خداوند غافل نشوید که عذاب خواهید شد

لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ[ ابراهیم 7]

اگر شکرگزارى کنید،(نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر کفران کنید، مجازاتم شدید است!

در روایتی از امام صادق(علیه‌‌السّلام) وارد شده که می‌‌فرمایند:

من بعد از غذا، انگشتان دست خود را می‌‌لیسم، بطوری که می‌‌ترسم خادمم مرا در این حالت مشاهده کند و پیش خود فکر کند که این کارم از روی حرص من به غذا می‌‌باشد، در حالی‌که این‌گونه نیست.

امام صادق(علیه‌‌السّلام) در ادامه‌‌‌‌ی این روایت، علّت کار خود را ذکر می‌‌کند و می‌‌فرماید:

واقعیت این است که (در زمانهای قدیم) قومی معروف به اهل (شهر) ثَرثار، زندگی می کردند که خداوند، نعمت را بر آنها تمام کرده بود. آنها از مغز گندم، نان سفید می‌‌پختند و آنقدر غرق در نعمت بودند که کودکان خود را با نان سفید إستنجاء می‌‌کردند(مدفوع کودکان خود را با نان پاک می‌‌کردند). تا آنجا که کوهی از آن نان‌‌های نجس پدید آمد.

روزی مرد صالحی از آنجا عبور می کرد و دید زنی برای زدودن نجاست کودکش، از نان به جای پارچه استفاده می‌‌کند. به او گفت: «وای بر شما! از خدایی بترسید که تغییر دادن نعمت شما برای او آسان است.»

آن زن گفت: «تو ما را از گرسنگی و قحطی می‌‌ترسانی؟؟!! تا وقتی نهر ثرثار جریان دارد، از گرسنگی بیمی نداریم.»

خداوند عزّوجلّ از این کردار آنها به خشم آمد و نهر ثرثار را خشک کرد و بارانی بر آنها نبارید و زمین چیزی نرویاند.

پس هر چه نان داشتند به مصرف رساندند. وقتی به گرسنگی دچار شدند، به آن کوه نان‌‌های نجس محتاج شدند و صف کشیده و آنها را میان خود با ترازو تقسیم کردند.

 [بحارالانوار 14: 144]

آری ... کفران نعمت و ناسپاسی، از جمله گناهانی است که عذاب و عقوبت دنیوی آن، زود فرا می‌‌‌رسد.

و چه بسیار نعمتهایی که خداوند متعال با آنها بر ما منّت نهاده است؛ سلامتی، عقل، حیات و زندگی، دین و اعتقاد سالم، ولایت اهلبیت(ع)، آبرو، پدر و مادر، دوستان خوب، همسر خوب، فرزند شایسته، محتاج افراد پست نبودن و ...

آیا تاکنون در طول عمر خود یکبار تصمیم گرفته‌‌ایم برخی از نعمتهای خداوند را که هر روز با آنها سروکار داریم بشماریم؟!!! تا ببینیم واقعا چند نعمت او را می‌‌توانیم بشماریم؟!

چقدر نسبت به آنها سپاسگزاری(زبانی و عملی) کرده‌‌ایم؟ و چقدر نسبت به برخی از آنها ناشکری کرده‌‌ایم که باعث شده است آنها را از دست بدهیم؟!!

بدانیم که: به حکم آیات و روایات، ناشکری و ناسپاسی در برابر نعمت‌‌‌ها، باعث زوال و نابودی آنها می‌شود.

عزّت نفس(توصیه امام صادق(ع) در مورد سختی‌‌های زندگی)

مفضّل بن قَیس [از اصحاب امام صادق(ع)] با فشار سخت زندگی روبرو شده بود. فقر وتنگدستی، داشتن قرض و مخارج سنگین زندگی، او را آزار می‌‌داد.

در محضر امام صادق(ع) لب به شکایت گشود و بیچارگی‌‌های خود را مو به موتشریح کرد؛ «فلان مبلغ قرض دارم، فلان مشکل را دارم، متحیّرم چه کنم و....».

خلاصه در آخر کلامش از امام صادق(ع) درخواست دعا کرد.

امام(ع) به کنیزش دستور دادند یک کیسه که حاوی 400 دینار بود که منصور برای وی فرستاده بود بیاورند، و این کیسه را در اختیار مفضّل قرار دادند.

مفضّل رو به امام(ع) کرده می‌‌گوید: «آقا بخدا قسم مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم؛ این نبود، بلکه دعا بود».

حضرت می‌‌فرمایند: بسیار خوب، دعا هم می‌‌کنم، امّا این را بدان؛ هرگز سختی‌‌های خود را برای مردم تشریح نکن، اولین اثرش این است که وانمود می‌‌شود تو در میدان زندگی، زمین خورده‌‌ای و از روزگار شکست یافته‌‌ای، در نظرها کوچک می‌‌شوی و شخصیّت و احترامت از میان می‌‌رود.

[بحار الأنوار ‏47: 34]

قطع طواف برای برطرف کردن حاجت مؤمن‏

أبان بن تغلب گفت: به همراه امام صادق(علیه‏‌‌السلام) مشغول طواف کعبه بودم.

در أثناء طواف یکی از دوستانم از من خواست که کنار بروم و به حرف و خواسته او گوش بدهم.

من دلم نمی‏‌‌خواست که از حضرت صادق(علیه‌‌‏السلام) جدا شوم و به سوی او بروم، لذا توجهی نکردم.

در دور بعد نیز آن شخص به من اشاره کرد که به سوی او بروم.

این بار امام صادق(علیه‏‌‌السلام) اشاره او را دید و به من فرمود: ای ابان! آیا با تو کار دارد؟

گفتم: آری!

فرمود: او کیست؟

گفتم: از دوستان من است.

فرمود: او هم مؤمن و شیعه می‏‌‌باشد؟

گفتم: آری.

فرمود: پس به سوی او برو(و خواسته‏‌‌اش را برآورده کن).

عرض کردم: آیا طواف را قطع کنم؟

فرمود: آری!

گفتم: آیا اگر طواف واجب هم باشد می‏توان آن را به جهت برآوردن حاجت مؤمنی قطع کرد و نیمه کاره رها نمود؟

فرمود: آری!

من طواف را قطع کرده و نزد آن شخص رفتم و حاجتش ر ا برآوردم.

سپس بر امام صادق(علیه‏‌‌السلام) وارد شدم و از او خواستم حق مؤمن بر مؤمن را بیان کند.

آن حضرت فرمود: ای أبان! از این سؤال صرفنظر کن!

من دوباره سئوالم را تکرار کردم و حضرت فرمود: آیا اگر بگویم آن را بکار می‏‌‌بندی؟

گفتم: آری.

فرمود: مقداری از ثروتت را با برادر دینی خود تقسیم کن.

بعد به من نگاهی کرد و متوجّه تعجب من شد و فرمود: آیا نمی‏‌‌دانی که خدا -در قرآن- ایثارگرانی که دیگران را بر خود مقدم می‏‌‌دارند را توصیف کرده است؟

گفتم: بلی، فدایت شوم.

فرمود: بدان که اگر تو نصف مالت را به او بدهى، او را بر خود مقدم نداشته‌‌ای و ترجیح نداده‌‌‌اى، بلکه تو و او برابر شده‌‌‌اید، تنها موقعى او را بر خودت مقدم کرده و ترجیح داده‌‌‌اى، که از نصف دیگر مالت هم به او بدهى! [آنگاه مشمول توصیف خداوند متعال خواهی شد.]

[الکافی 2: 171]


 



comment گل نوشته شما ()