سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

ولادت ثامن الحجج، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مبارک
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳٩٤
 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِی بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِی النَّقِی وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ

وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً

کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیائِکَ

ولادت امام رضا(ع) 

میلاد با سعادت و موفور السرور هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت،

عالِم آل محمد، هشتمین حجّت سرمد، شمس‌الشموس، أنیس‌النفوس،

السّلطان أباالحسن، علی بن موسی الرضا(علیه‌السّلام)

بر امام زمان(عج) و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت باد

ای راهب کلیسا کمتر بزن به ناقوس***خاموش کن صدا را نقاره می‌زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان***بردار جان خود را با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش***گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

در ادامه مطلب به همین مناسبت بخوانید:

  • زیارات معصومین توسط امام رضا(ع) و یک معجزه
  • شفا دادن از یک مریضی و خبر دادن از بقای یک مرض

زیارات معصومین توسط امام رضا(ع) و یک معجزه

علىّ بن أسباط(که یکى از اصحاب و دوستان حضرت علىّ بن موسى الرّضا(علیهماالسلام) است) نقل می‌‌کند:

روز عید عرفه جهت زیارت و دیدار مولایم؛ حضرت ابوالحسن، امام رضا(علیه السلام) حرکت کردم. وقتی به منزل حضرت وارد شدم و نشستم، پس ‍ از لحظاتى به من خطاب کرد و فرمود: الاغِ مرا آماده کن تا بیرون برویم.

وقتى الاغ را آماده کردم، امام(علیه السلام) سوار بر آن شد و سپس به سمت قبرستان بقیع جهت زیارت قبر شریف مادرش، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) حرکت کرد و من نیز همراه سرور و مولایم به راه افتادم.

پس هنگامى که وارد قبرستان بقیع شدیم، خدمت حضرتش عرضه داشتم: اى سرور و مولایم! چه کسانى را قصد کنم و چگونه سلام گویم؟

حضرت فرمود: بر مادرم؛ فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و بر دو فرزندش؛ حسن و حسین، همچنین بر علىّ بن الحسین زین العابدین و محمّد بن علىّ، باقرالعلوم و جعفر بن محمّد، صادق آل محمّد، و بر پدرم، موسى بن جعفر(صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین)، سلام بده و ایشان را با کلماتى زیبا و مناسب زیارت کن.

پس من نیز بر یکایک آن بزرگان معصوم، سلام و تحیّت فرستادم و چون زیارت امام رضا(علیه‌‌السلام) پایان یافت، به سمت منزل بازگشتیم.

در بین راه به حضرت إظهار داشتم: یا ابن رسول الله! اى سرور و مولایم! من تهى دست و درمانده هستم و چیزى در اختیار ندارم که بتوانم به افراد خانواده‌‌ام عیدى دهم و آنها را در این روز و عید عزیز دلشاد و خوشحال گردانم.

امام(علیه‌‌السّلام) پس از شنیدن سخن و درخواست من، با چوبدستى خود -که همراه داشت- خطّى روى زمین کشید؛ و سپس خم شد و قطعه طلائى را - که قریب یکصد دینار ارزش آن بود - برداشت و به من عنایت نمود.

من با گرفتن آن هدیه خوشحال شدم و توانستم نیازهاى خود و خانواده‌‌‌ام را تأمین نمایم.

(ارشاد مفید: 309)

شفا دادن از یک مریضی و خبر دادن از بقای یک مرض

محمّد بن فضیل(که یکى از راویان حدیث است) حکایت کند:

مدّتى بود که به ناراحتى درد پهلو و درد پا مبتلا شده بودم، به همین جهت محضر مبارک حضرت ابوالحسن، امام رضا(علیه السلام) شرفیاب شدم تا شفاى خود را بگیرم.

در آن زمان حضرت در مدینه بود و هنوز به خراسان منتقل نشده بود.

هنگامى که بر امام(علیه السلام) وارد شدم فرمود: چرا ناراحت و افسرده‌‌اى؟

گفتم: ناراحتى درد پهلو و درد پا دارم که مرا سخت مى‌‌آزارد.

امام(علیه السلام) با دست مبارک خویش به پهلویم اشاره نمود و دعائى را خواند و آب دهان مبارک خود را بر محلّ درد مالید و فرمود: دیگر از این جهت، ناراحتى نخواهى داشت.

سپس نگاهى به پایم انداخت و اظهار داشت: حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم(علیه السلام) فرموده است: هر کس از شیعیان ما، به مرض و ناراحتى مبتلا شود و در مقابل آن صبر و شکیبائى از خود نشان دهد، خداوند پاداش هزار شهید به او عطا مى‌‌فرماید.

محمّد بن فضیل گوید: با این سخن حضرت فهمیدم که درد پایم باقى خواهد ماند و خوب شدنى نیست.

دوستان او مانند هیثم بن أبى مسروق گفته‌‌اند: محمّد تا آخر عمرش به پا درد مبتلا بود و با همان ناراحتى از دنیا رفت.

(بحارالانوار 49: 42)


 



comment گل نوشته شما ()