سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

آداب اسلامی(5)؛ آگاهی به آداب اسلامی در رفتار با همسر
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳٩٤
 

از آنجا که رفتار و آداب غربی از طریق رسانه‌‌هایی همچون اینترنت و ماهواره بشدت در حال گسترش است و متأسفانه به دلیل ناآگاهی برخی خانواده‌ های مسلمان از بسیاری آداب اسلامی، به فکر این افتادم که برخی امور که مشتمل بر آداب اسلامی در برخورد با دیگران باشد را در چند پست تقدیم عزیزان کنم، باشد که إن شاء الله هم برای خود ما و هم فرزندان و خانواده‌‌ها مفید و مثمر ثمر افتد.

احترام به همسر

در ادامه سلسله مطالب آداب اسلامی، در این پست برخی از «آداب رفتار با همسر» را تقدیم ‌می‌‌کنم.


خانواده زمانی کانون آرامش و بستری مناسب برای تربیت و رشد فرزندان خواهد بود که رفتار همسران (زن و مرد)، رفتاری آمیخته با احترام باشد. این نتیجه نیز حاصل نمی‌‌شود، مگر با آگاهی از آداب همسرداری، که در این مبحث به مهم‌‌ترین آنها پرداخته می‌‌شود.

یک ـ سپاس گزاری از زحمت های یکدیگر

سپاس‌‌گزاری، نیرو و انگیزه ای مثبت به انسان می‌‌بخشد و او را برای کوشش و فداکاری بیشتر آماده می‌‌کند، سپاس گزاری از همسر، حس غرور و شخصیت را در او زنده می‌‌کند و او را به زندگی و خانواده پای بند می‌‌سازد و همواره خواهد کوشید در برابر سپاس همسر خود، با انجام کارهای نیک، توجه و رضایت او را جلب کند. جالب اینکه در آموزه های دینی، اهمیت سپاس گزاری بیش از نیکی است، چنان که امام علی(ع) می‌‌فرماید:

ارزش سپاس گزاری، بیش از نیکی است؛ زیرا سپاسگزاری [در ذهن] می‌‌ماند و نیکی از یاد می‌‌رود.1

جالب تر اینکه در زندگی زناشویی، جایگاه قدردانی در قلب همسر است و تا این قلب کار می‌‌کند، آثار مثبت سپاس گزاری در صحنه زندگی پا بر جا خواهد ماند. فراموش نکنیم که «بدترین مردم کسی است که سپاس نعمت به جای نیاورد و حُرمت دیگران را رعایت نکند».2

دوـ تحمل بدرفتاری های یکدیگر

انسان بهتر است در تمام امور زندگی به ویژه در ارتباط با همسر خود، رفتاری شایسته داشته باشد و اگر بدرفتاری هایی از همسرش می‌‌بیند، آن را تحمل کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:

هر زنی که در برابر بداخلاقی شوهر خود صبر کند، خداوند متعال ثواب آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون] را به وی عنایت کند.3

در جای دیگری نیز فرموده است:

هر کس در برابر بداخلاقی زن خود صبر کند و به همان زن بسنده کند، خداوند در برابر هر یک بار صبر، پاداش حضرت ایوب7 را به وی عنایت می‌‌کند.4

بیان حکایتی آموزنده در این باره شاید روشنگر مطلب باشد. یکی از وزیران دربار مأمون نقل کرده است که روزی به شکار رفته بودم. در بیابان بدون آب و علفی گم شدم. نزدیک بود تشنگی مرا از پای درآورد خیمه ای در وسط بیابان دیدم. با خوش حالی به طرف آن رفتم. دیدم زن جوانی در خیمه نشسته است. سلام کردم و از او مقداری آب خواستم.

رنگش پرید و گفت: در خیمه آب هست، ولی اجازه ندارم از آن به تو بدهم، ولی مقداری شیر برای ناهار خودم دارم که آن را به تو می‌‌دهم. پس شیر را به من داد و من آن را با ولع نوشیدم.

طولی نکشید که یک سیاهی از دور پیدا شد. زن به محض اینکه متوجه سیاهی شد، ظرف آبی برداشت و بیرون خیمه منتظر ایستاد. آن سیاهی که شترسواری بود، به خیمه نزدیک می‌‌شد. سرانجام پیرمردی سیاه چهره و لَنگ که بعد فهمیدم شوهر آن زن است، از شتر پیاده شد.

زن به استقبال شوهر خود رفت. او را نشانید. پاهایش را شست و بسیار احترامش کرد، ولی هر چه زن با ملاطفت برخورد می‌‌کرد، شوهرش تند و خشن با او سخن می‌‌گفت. نتوانستم این منظره را تحمل کنم. پس چادر را ترک کردم.

زن برای احترام، مرا مشایعت کرد. وقتی من این احترام را از آن زن جوان دیدم، به او گفتم: حیف از جوانی و جمال تو نیست؟ جوانی و زیبایی و اخلاق خود را در برابر چه چیزی در اختیار این مرد گذاشته ای؟ او نه جوان و خوش اخلاق است و نه جمال و ثروت دارد. پس چرا در برابر او تواضع می‌‌کنی و به او احترام می‌‌گزاری؟

زن با شنیدن این سخن برآشفت و گفت: افسوس بر تو! با اینکه وزیر مملکت هستی، می‌‌خواهی با این سخنان، محبت همسرم را از دلم بزدایی! چرا سخن چینی می‌‌کنی؟

سپس روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفت که فرموده بود: «نصف ایمان را شکر و نصف دیگرش را صبر تشکیل می‌‌دهد».5

بی جهت نیست که امام علی(ع) نیز همواره زن و مرد را به مدارا و تحمل یکدیگر فرا می‌‌خواند، چنان که می‌‌فرمود: «در همه حال با همسرت مدارا کن و با او معاشرت نیکو داشته باش تا زندگی گوارا و بانشاط باشد».6

سه ـ اعتماد به یکدیگر

در محیط خانوادگی، اعتماد و اطمینان زن و مرد به همدیگر، مهم ترین شرط لازم برای زندگی پویا و هدفمند است، به گونه ای که زندگی بدون آن دشوار و سخت خواهد بود. زن و شوهر باید در همه جنبه های زندگی خواه مادی (مالی) یا معنوی (ناموسی) به یکدیگر اعتماد داشته باشند و از بدبینی که سوزاننده کانون گرم خانواده است، دور باشند.

خداوند در قرآن مجید، به طور صریح و روشن، بدبینی را گناه می‌‌شمارد و مسلمانان را از بدگمانی به یکدیگر برحذر می‌‌دارد و می‌‌فرماید: «یا اَیُّها الّذینَ ءامنوا أجتَنبوُا کَثیراً منّ الظَّنّ انَّ بَعْضَ الظّن اثَمٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمان ها، گناه است». (حجرات: 12)

در اسلام، برای رفع بدگمانی راهکارهایی نیز ارائه شده است که همسران می‌‌توانند آن را در زندگی به کار بندند، چنان که امام علی(ع) می‌‌فرماید:

اگر برادر دینی تو کار نادرستی کرد، برای انجام دادن آن کار، عذری بتراش و اگر نتوانستی عذر و بهانه ای بیاوری، بکوش از جانب خود آن کار را توجیه کنی و خود را از سوءظن بر کنار داری.7

چهارـ ابراز محبت صادقانه به یکدیگر

بی شک، همه انسان ها تشنه مهر و محبت هستند و دوست دارند از دیگران محبت ببینند. در این میان، زن و شوهر بیش از دیگران به مهر و محبت یکدیگر نیاز دارند. زن، کانون محبت و موجودی عاطفی تر است. او دوست دارد محبوب همسرش باشد و هر چه محبوب تر باشد، شاداب تر است. ازاین رو، برای به دست آوردن محبوبیت، تا سر حد فداکاری می‌‌کوشد. پس بر مرد ضروری است که در دوستی و مهر و محبت با همسرش، بسیار دقت کند.

از سوی دیگر، مرد نیز به محبت همسرش نیاز دارد. او دوست دارد در برابر تلاشی که برای رفاه و آسایش خانواده اش انجام می‌‌دهد و نتیجه آن را از روی اخلاص، به خانواده خود هدیه می‌‌دهد، شریک زندگی او مونس و غم خوارش باشد و از صمیم قلب، صادقانه و خالصانه به او محبت کند.

بنابراین، بزرگ ترین رمز پایداری خانواده، مهر و محبت صادقانه است و در صورت نبودن چنین اکسیری، خانه به محیطی بی صفا و بی رونق تبدیل خواهد شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرموده است: «انَّ الرَّجُلَ اذا نَظَرَ الی امرأته و َنظَرتِ اِلیْهِ نَظَر الله تَعالی اِلیهِمَا نَظَرُ الرَّحْمَة؛ وقتی مرد به زن خود بنگرد و زنش به او بنگرد، خداوند به دیده رحمت به آنها می‌‌نگرد».8

پنج ـ حفظ حُرمت یکدیگر

هر چند پس از ازدواج، دوگانگی زن و مرد به یگانگی تبدیل می‌‌شود و تشریفات و آداب و رسوم معمول در جامعه از میان آنان رخت برمی بندد، ولی رعایت حُرمت و حفظ حد و حدود، قاعده نوشته ای است که همواره باید پایدار بماند و باید با پرهیز از رفتارهای ناشایست، از جمله شوخی های بی جا و زخم زبان زدن، حُرمت همسری شکسته نشود.

برای مثال، همسران نباید با شوخی در مورد ازدواج یا طلاق حُرمت شکنی کنند؛ زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «ثلاثٌ لایَحُوزُ اللَّعب فیهنَّ الطلاقُ وَ النکاحُ وَ العتقُ؛ سه چیز است که شوخی در آن روا نیست: طلاق، نکاح و آزاد کردن بنده».9

در واقع، ممکن است با تکرار شوخی درباره این موارد، کم کم باورهایی در این زمینه به وجود آید و به جدّیت برسد که پی آمدهای ناگواری برای کانون خانواده خواهد داشت.

زخم زبان نیز همین گونه است. زن یا شوهر تا زمانی که این عادت ناپسند را دارد، هیچ گاه محبوب قلب همسرش نیست و شخصیت و رفتارش را نمی‌‌پسندد. از آنجا که همسر چنین فردی رنج فراوانی را تحمل می‌‌کند، تمایل چندانی به ادامه زندگی نخواهد داشت.

بی جهت نیست که امام علی(ع)، مردم را از زخم زبان زدن به خود و دیگران پرهیز داده است: «بپرهیز از اینکه طعنه زننده باشی به مردم و به خویش».10

شش ـ حفظ آراستگی برای یکدیگر

برای زن و مرد بهتر است خود را برای یکدیگر پاک و پاکیزه و جالب توجه نگه دارند و از آلودگی، ژولیدگی و داشتن وضع نفرت انگیز خودداری کنند. سر و وضع نابسامان مرد یا زن می‌‌تواند انگیزه دل سردی، بی مهری و حتی جدایی بین همسران باشد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است:

لباس های خود را تمیز کنید و موهای خود را کم کنید. مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید؛ زیرا یهودیان چنین نکردند و زنانشان زناکار شدند.11

همچنین امام باقر(ع) درباره زینت زن می‌‌فرماید: «لایَنْبَغی لِلْمَرْئَه أنْ تَعطِلَ نَفْسَها وَ لَوْ أنْ تُعَلَّقَ فی غُنُقها قلاده؛ نباید زن [برای شوهر خود] بدون زیور باشد، هر چند گردن بندی به گردن آویزد».12

آورده اند که در زمان خلافت یکی از خلفا، زنی به محضر خلیفه شکایت کرد و طلاق خواست. خلیفه علت را پرسید، ولی زن پاسخ نداد. خلیفه، شوهر را خواست. ساعتی گذشت و مأموران جوان ژولیده ای را نزد خلیفه آوردند. خلیفه به فراست دریافت که شاید علت دل سردی زن از مرد، همین وضع آشفته مرد باشد. بدین جهت به زن دستور داد که امروز برو و فردا صبح به اتفاق شوهرت برای اجرای طلاق بیا.

زن رفت. پس از آن، مأموران به دستور خلیفه، شوهر آن زن را به حمام بردند، سر و صورتش را اصلاح کردند و لباس پاکیزه به او پوشاندند و او را نیز راهی خانه‌‌اش کردند.

روز بعد، هر چه خلیفه انتظار کشید، از آمدن آنها خبری نشد. کسی را در پی آنها فرستاد. وقتی آمدند، به زن گفت: ما برای اجرای طلاق آماده ایم. زن با نگرانی و اضطراب گفت: برای چه؟ من هرگز از شوهرم جدا نمی‌‌شوم، او را دوست دارم و از حرف های دیروز هم پشیمانم.

خلیفه لبخندی زد و آنها را به ادامه زندگی با یکدیگر تشویق کرد.13

هفت ـ حفظ عیب های یکدیگر

هرگاه زن و شوهر، عیبی یا نقطه ضعفی در یکدیگر دیدند، اگر قابل اصلاح و رفع است، باید در رفع عیب دیگری کوشا باشند. اگر هم امری است که قابل اصلاح نیست، باید آن را از بیگانگان و حتی خویشان و بستگان بپوشانند و بکوشند آن را به رخ هم نکشند و همدیگر را آزرده خاطر نسازند؛ زیرا خداوند در قرآن مجید می‌‌فرماید: «هُنَّ لباسٌ لَّکُم و أنتُم لِباسٌ لَّهُنَّ؛ آنان برای شما لباسی هستند و شما برای آنان لباس هستید». (بقره: 187)

زن و مرد به منزله لباس هم هستند؛ همان گونه که لباس، عیب های بدن ها را می‌‌پوشاند، زن و مرد هم باید عیب های یکدیگر را بپوشانند.

هشت ـ کمک به یکدیگر

چون زن و شوهر، بار زندگی را به طور مشترک به دوش می‌‌کشند، معمولاً کارهای داخل خانه به عهده زن است. با این حال، بهتر است که گاهی، مرد در کارهای خانه به همسرش کمک کند تا هم او را از خستگی برهاند و هم یگانگی و صمیمیت خود را به او نشان دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «خِدْمتُک زَوجَتُک صَدقهٌ؛ خدمتی که به زن خود می‌‌کنی، صدقه است».14

کمک همسران به یکدیگر نباید فقط به امور خانه محدود شود، بلکه باید در تمام مشکلاتی که برای هر یک از همسران پیش می‌‌آید، یار و یاور هم باشند.

-----------------

پی نوشتها:

1. غررالحکم و دررالکلم آمدی (به صورت موضوعی)، ج 1، ص 568.

2. همان، ص 575.

3. بحارالانوار، ج 103، ص 247.

4. همان، ج 76، ص 367.

5. همان، ج 103، ص 153.

6. وسائل الشیعه، ج 2، ص 169.

7. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، تحقیق: مجمع البحوث الاسلامیه، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ج 2، ص 110.

8. نهج ‌الفصاحه (با تنظیم موضوعی)، ص 630.

9. همان، ص 408.

10. غررالحکم و دررالکلم آمدی (به صورت موضوعی)، ج 2، ص 20.

11. نهج الفصاحه (با تنظیم موضوعی)، ص 11.

12. فروع کافی، ج 2، ص 61.

13. سید محمد صحفی، تعالیم آسمانی اسلام، قم، اهل بیت(ع)، چ 1، صص 78 و 79.

14. نهج الفصاحه (با تنظیم موضوعی)، ص 347.

منبع: کتاب آداب اجتماعی در اسلام.


 



comment گل نوشته شما ()