سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

احادیث هفته سیصد و هفتاد و ششم
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٤
 

عنوان احادیثی که این هفته تقدیم دوستان عزیز می‌شود از این قرار است:

  • دلسوزی و دعای حضرت زهرا(س) برای شیعیان
  • نفرین حضرت فاطمه(س) بر ظالم به ایشان در روایات اهل سنت
  • بهترین بانوان در دیدگاه حضرت زهرا(س)

خداوند به ما توفیق معرفت، عبادت و عمل به دستوراتش عنایت فرماید. آمین


دلسوزی و دعای حضرت زهرا(س) برای شیعیان

قالَتْ فَاطِمَةُ(علیهاالسلام): «إلهى وَ سَیِّدى أسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى وَ شِیعَةِ ذُرّیتَى»؛[1]

حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: خداوندا، به حقّ أولیاء و مقرّبانى که آنها را برگزیده‌‌اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى‌‌خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

نفرین حضرت فاطمه(س) بر ظالم به ایشان در روایات اهل سنت

وَ حَدَّثَنا قَالَ وَ حَدَّثَنا أَبِی عُفَیْرٍ عَنْ أَبِی عَوْنٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَنْصَارِیِّ(رضی الله عنه): . . . فَقَالَ عُمَرُ لِأَبِی بَکْرٍ انْطَلِقْ بِنَا إِلَى فَاطِمَةَ فَإِنَّا قَدْ أَغْضَبْنَاهَا فَانْطَلَقَا جَمِیعاً

فَاسْتَأْذَنَا عَلَى فَاطِمَةَ فَلَمْ تَأْذَنْ لَهُمَا فَأَتَیَا عَلِیّاً فَکَلَّمَاهُ فَأَدْخَلَهُمَا عَلَیْهَا فَلَمَّا قَعَدَا عِنْدَهَا حَوَّلَتْ وَجْهَهَا إِلَى الْحَائِطِ فَسَلَّمَا عَلَیْهَا فَلَمْ تَرُدَّ عَلَیْهِمَا السَّلَامَ.

فَتَکَلَّمَ أَبُوبَکْرٍ فَقَالَ یَا حَبِیبَةَ رَسُولِ اللهِ وَ اللهِ إِنَّ قَرَابَةَ رَسُولِ اللهِ أَحَبُّ إِلَیَّ أَنْ أَصِلَ مِنْ قَرَابَتِی وَ إِنَّکِ لَأَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ عَائِشَةَ ابْنَتِی وَ لَوَدِدْتُ یَوْمَ مَاتَ أَبُوکِ أَنِّی مِتُّ وَ لَا أَبْقَى بَعْدَهُ،

أَ فَتَرَانِی أَعْرِفُکِ وَ أَعْرِفُ فَضْلَکِ وَ شَرَفَکِ وَ أَمْنَعُکِ حَقَّکِ وَ مِیرَاثَکِ مِنْ رَسُولِ اللهِ إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(ص) یَقُولُ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ وَ مَا تَرَکْنَاهُ فَهُوَ صَدَقَةٌ.

فَقَالَتْ أَ رَأَیْتَکُمَا إِنْ حَدَّثْتُکُمَا حَدِیثاً مِنْ رَسُولِ اللهِ(ص) أَ تَعْرِفَانِهِ وَ تَعْقِلَانِهِ قَالا نَعَمْ.

فَقَالَتْ نَشَدْتُکُمَا بِاللهِ أَ لَمْ تَسْمَعَا مِنْ رَسُولِ اللهِ(ص) یَقُولُ رِضَا فَاطِمَةَ مِنْ رِضَایَ وَ سَخَطُ فَاطِمَةَ مِنْ سَخَطِی وَ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَرْضَى فَاطِمَةَ فَقَدْ أَرْضَانِی وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنِی؟

قَالا نَعَمْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ(ص).

قَالَتْ فَإِنِّی أُشْهِدُ اللهَ وَ مَلَائِکَتَهُ أَنَّکُمَا أَسْخَطْتُمَانِی وَ مَا أَرْضَیْتُمَانِی وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِیَّ(ص) لَأَشْکُوَنَّکُمَا إِلَیْهِ.

قَالَ أَبُوبَکْرٍ عَائِذاً بِاللهِ مِنْ سَخَطِهِ وَ سَخَطِکِ یَا فَاطِمَةُ ثُمَّ انْتَحَبَ أَبُو بَکْرٍ بَاکِیاً یَکَادُ نَفْسُهُ أَنْ تَزْهَقَ وَ هِیَ تَقُولُ وَ اللهِ لَأَدْعُوَنَّ اللهَ عَلَیْکَ فِی کُلِّ صَلَاةٍ أُصَلِّیهَا؛

ثُمَّ خَرَجَ بَاکِیاً فَاجْتَمَعَ إِلَیْهِ النَّاسُ فَقَالَ لَهُمْ أَ یَبِیتُ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ مُعَانِقاً لِحَلِیلَتِهِ مَسْرُوراً بِأَهْلِهِ وَ تَرَکْتُمُونِی وَ مَا أَنَا فِیهِ لَا حَاجَةَ لِی فِی بَیْعَتِکُمْ أَقِیلُونِی بَیْعَتِی.

فَقَالُوا یَا خَلِیفَةَ رَسُولِ اللهِ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَسْتَقِیمُ وَ أَنْتَ أَعْلَمُنَا بِذَلِکَ إِنَّهُ إِنْ کَانَ هَذَا لَا یَقُمْ لِلَّهِ دِینٌ.

فَقَالَ وَ اللهِ لَوْ لَا ذَلِکَ وَ مَا أَخَافُ مِنْ رَخَاءِ هَذِهِ الْعُرْوَةِ مَا بِتُّ لَیْلَةً وَ لِی فِی عُنُقِ مُسْلِمٍ بَیْعَةٌ بَعْدَ مَا سَمِعْتُ وَ رَأَیْتُ مِنْ فَاطِمَةَ قَالَ فَلَمْ یُبَایِعْ عَلِیٌّ حَتَّى مَاتَتْ فَاطِمَةُ وَ لَمْ تَمْکُثْ بَعْدَ أَبِیهَا إِلَّا خَمْساً وَ سَبْعِینَ لَیْلَةً»؛[2]

ابن قتیبه(از محدثین و علمای بزرگ اهل سنت) در کتاب «الامامة والسیاسة» ماجرای سقیفه را تحت عنوان مستقل «ذکر السقیفة و ما جرى فیها من القول» آورده و پس از آن روایت طولانی را با سند نقل کرده است:

. . . عمر به ابوبکر گفت بیا با هم نزد فاطمه برویم؛ زیرا ما او را به خشم آوردیم. آن دو نزد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آمدند و اجازه ورود خواستند. اما حضرت اجازه ورود ندادند. آن دو نزد حضرت علی(علیه السلام) آمدند و در این باره سخن گفتند.

حضرت علی آن دو را نزد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آورد، هنگامی که نزد حضرت نشستند، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) روی خود را به سوی دیوار برگردانید.

آن دو به حضرت سلام کردند، آن حضرت جواب شأن را نداد.

ابوبکر شروع به سخن کرد و گفت: ای حبیبه رسول خدا! به خدا سوگند قرابت رسول خدا نزد من محبوب‌‌تر از قرابت خودم می‌‌‌باشد و شما نزد من از عایشه دخترم محبوبتر هستی، دوست داشتم روزی که پدرت از دنیا رفت، مرده بودم و باقی نمی‌ماندم.

آیا ممکن است که من فضل و شرف شما را بدانم و شما را از حق و میراثت محروم کنم!؟ اگر تو را از حقت و ارثیه ات منع کردم، بخاطر روایتی است که از پدرت شنیدیم که فرمود:‌ ما چیزی به ارث نمی‌‌گذاریم، آنچه که باقی گذاشته‌‌ایم صدقه است.

پس فاطمه گفت: اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم، حق آن را می‌‌شناسید و به آن عمل می‌‌کنید؟ گفتند: آری.

گفت: شما را قسم می‌‌دهم آیا نشنیدید که رسول خدا فرمود رضای فاطمه رضای من است و غضب وی غضب من، هر کس وی را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است، و هر که او را راضی کند مرا راضی کرده است؟ گفتند: آری، این را از رسول خدا شنیدیم.

پس گفت: پس من خدا و ملائکه وی را شاهد می‌‌گیرم که شما دو تن من را غضبناک کرده و راضی ننمودید. و قطعا اگر رسول خدا را ملاقات کنم از شما دو تن به وی شکایت خواهم کرد.

پس ابوبکر گفت: من به خداوند پناه می‌‌برم از غضب رسول خدا و غضب تو ای فاطمه. سپس ابو بکر شروع کرد گریه کردن حتی نزدیک بود از گریه جان دهد.

و فاطمه زهرا می‌‌گفت قسم به خداوند بعد از هر نمازی که می‌‌خوانم تو را نفرین می‌‌کنم.

پس ابوبکر با گریه بیرون رفت. مردم دور وی جمع شدند.

پس گفت: هر کدام از شما مردم شب هنگام در کنار همسر خود در حالی که از خانواده خود خوشحال است به خواب می‌‌رود، اما من را با این وضعیت رها نمودید، من به بیعت شما احتیاج ندارم. بیعت من را باز کنید.

گفتند: ای خلیفه رسول خدا این کار(بدون تو) به سر انجام نخواهد رسید و تو داناترین ما به این کار هستی و اگر چنین شود دین خدا پا بر جا نخواهد ماند.

پس گفت قسم به خدا که اگر این نبود و من از سستی این طناب نمی‌‌ترسیدم شبی را صبح نمی‌‌کردم که بیعت مسلمانی در گردن من باشد، بعد از آن چیزی که از فاطمه دیدم و شنیدم.

گفت: پس علی تا زمانی که فاطمه زنده بود بیعت نکرد و فاطمه بعد از پدرش جز هفتاد و پنج روز زنده نبود.

بهترین بانوان در دیدگاه حضرت زهرا(س)

قَالَتْ فَاطِمَةُ(ع): «خَیْرُ النِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَال‏»؛[3]

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: بهترین زنان کسى است که او مردى را نبیند و مردى نیز او را نبیند.


 

[1]. الکوکب الدّرىّ 1: 254.

[2]. الامامة والسیاسة(ابن قتیبة الدینوری)، ج1، ص 8 – 17 ، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ.

[3]. مکارم الأخلاق: 233.


 



comment گل نوشته شما ()