سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و روز مادر همراه مطالبی خواندنی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳٩٥
 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ فَاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبِیبَةِ حَبِیبِکَ وَ نَبِیِّکَ‏

وَ أُمِّ أَحِبَّائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ الَّتِی انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ‏

ولادت با سعادت دختر رسول خدا(ص)، همسر ولی خدا(ع)، مادر ائمه معصومین(ع)

صدیقه طاهره؛ حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

بر حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و شما گرامیان تبریک و تهنیت باد.

روز مادر را نیز به تمام مادران متعهد و عزیز، تبریک عرض می‌‌کنم.


به همین مناسبت دو داستان زیبا و ارزشمند و خواندنی تقدیم دوستان می‌‌شود:

  • حق بزرگ مادر را از این واقعه دریابیم
  • کسی که به والدین خدمت کند، همنشین أنبیاء است

حق بزرگ مادر را از این واقعه دریابیم

حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیغمبر(ص) رسید عرض کرد یا رسول الله پدر و مادرم خیلی کهنسال و افتاده شدند.

پدرم از دنیا رفت ولی مادرم به اندازه ای فرتوت و شکسته شد که مانند بچه‌‌های کوچک غذا نرم کرده و در دهانش می‌‌گذاشتم و او را در پارچه و قماط مانند بچه‌‌های شیرخوار می‌‌پیچیدم و در گهواره‌‌ای گذارده می‌‌جنبانیدم تا به خواب رود.

کار او به جائی رسید که گاهی چیزی می‌‌خواست و نمی‌‌‌فهمیدم چه می‌‌خواهد از این رو از خداوند درخواست کردم مرا پستانی شیردار بدهد تا او را شیر دهم همانطور که مرا شیر داده است. در این موقع سینه خود را باز کرد پستانهایش نمایان شد کمی فشرد و شیر از آن خارج گردید.

حضرت رسول خدا(ص) از دیدن این جریان قطرات اشک از دیده فرو ریخت و فرمود ای پسر موفقیت شایانی پیدا کرده‌‌ای زیرا تو از خداوند با قلبی پاک و نیتی خالص درخواست کردی و خدا دعای تو را مستجاب نمود.

عرض کرد یا رسول الله آیا زحمات و حقوق او را جبران کرده‌‌ام؟ فرمود هرگز، حتی جبران یک ناله از ناله‌‌هائی که در موقع زایمان از فرط رنج و فشار درد می‌‌نمود نکرده‌‌ای.

آری چه بسا از مادران که به واسطه زایمان دست از جان شیرین شستند و روی فرزند خود را ندیده، چشم از جهان بستند و چه زیبا و خوش سروده است شاعر:

پسر رو قدر مادر دان که دائم - کشد رنج پسر بیچاره مادر

برو بیش از پدر خواهش که خواهد تو را بیش از پدر بیچاره مادر

نگهداری کند نه ماه و نه روز تو را چون جان به بر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نگردد - شب از بیم خطر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را - ببیند در نظر بیچاره مادر

بشوید کهنه و آراید او را - چو کمتر کارگر بیچاره مادر

اگر یک سرفه بیجا نمائی - خورد خون جگر بیچاره مادر

برای اینکه شب راحت بخوابی - نخوابد تا سحر بیچاره مادر

به مکتب چون روی تا باز گردی - بود چشمش به در بیچاره مادر

نبیند هیچکس زحمت به دنیا - ز مادر بیشتر بیچاره مادر

تمام حاصلش از زحمت اینست - که دارد یک پسر بیچاره مادر

کسی که به والدین خدمت کند، همنشین أنبیاء است

روزی حضرت موسی (علیه السلام) در ضمن مناجات به پروردگار خود عرض کرد خدایا می‌‌‌خواهم همنشینی که در بهشت دارم ببینم چگونه شخصی است. جبرئیل(ع) بر او نازل شد و عرض کرد یا موسی فلان قصاب در محله فلانی همنشین تو خواهد بود. حضرت موسی به درب دکان قصاب آمده، دید جوانی شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است.

شامگاه که شد جوان مقداری گوشت برداشت و بسوی منزل روان گردید. موسی از پی او تا درب منزلش آمد و به او گفت مهمان نمی‌‌خواهی؟ جوان گفت خوش آمدید. او را به درون برد.

حضرت موسی(ع) دید جوان غذائی تهیه نمود، آنگاه زنبیلی از سقف به زیر آورد و پیرزنی فرتوت و کهنسال را از درون زنبیل خارج کرد. او را شستشو داده غذایش را با دست خویش به او خورانید. موقعی که خواست زنبیل را به جای اول بیاویزد زبان پیرزن به کلماتی که مفهوم نمی‌‌شد حرکت نمود.

بعد از آن، جوان برای حضرت موسی غذا آورد و خوردند.

حضرت پرسید حکایت تو با این پیرزن چیست؟

عرض کرد: این پیرزن مادر من است، چون مرا بضاعتی نیست که جهت او کنیزی بخرم، ناچار خودم کمر به خدمت او بسته‌‌ام.

حضرت موسی پرسید آن کلماتی که به زبان جاری کرد چه بود؟

جوان گفت هر وقت او را شستشو می‌‌دهم و غذا به او می‌‌خورانم می‌‌گوید: «غفر الله لک و جعلک جلیس موسی یوم القیمة فی قبته و درجته»؛ خداوند ترا ببخشد و همنشین حضرت موسی در بهشت باشی به همان درجه جایگاه.

حضرت موسی(علیه السلام) فرمود ای جوان بشارت می‌‌دهم به تو که خداوند دعای او را درباره‌‌ات مستجاب گردانیده، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستی.

(منبع: آگاه شویم(2) خدمت به پدر و مادر چرا؟)


 



comment گل نوشته شما ()