سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک ولادت امام باقر(ع) و دو مطلب مفید و خواندنی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩٥
 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ بَاقِرِ الْعِلْمِ وَ إِمَامِ الْهُدَى

وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِکَ‏

ولادت با سعادت پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

حضرت امام محمد باقر(علیه الصلاة و السلام)

را محضر امام زمان(عج) و شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می‌‌کنم.

ولادت امام باقر(ع)

به همین مناسبت دو جریان از زندگی آن حضرت خدمت عزیزان تقدیم می‌‌شود:

  • موقعیّت و منزلت ائمّه(علیهم السلام)
  • نصیحت به عمر بن عبدالعزیز و بازگشت فدک

موقعیّت و منزلت ائمّه(علیهم السلام)

روزی امام محمّد باقر(صلوات الله و سلامه علیه) در جمع عدّه‌‌ای از دوستان و اصحاب خود فرمود:

من در حیرت و تعجّب هستم از کسانی که ولایت ما را پذیرفته‌‌اند و امامت و خلافت ما را قبول کرده‌‌اند و معتقد هستند که دستورات ما در تمام امور واجب و همانند دستورات الهی لازم الإجراء می‌‌باشد؛ ولی در مرحله عمل سست و ضعیف هستند.

و عقیده آنها نسبت به عمل -در همه جوانب معنوی و مادّی- ضعیف است و حقوق ما را رعایت نمی‌‌کنند و کردار و اعمال خویش را توجیه می‌‌نمایند.

و فکر می‌‌کنند که ما از زندگی و از افکار و عقائد آنها بی اطّلاع می‌‌باشیم.

آیا چنین افرادی گمان برده‌‌اند که خداوند، طاعت عدّه‌‌ای از بندگانش را بر دیگران واجب و لازم گردانیده است؟!

و این عدّه نسبت به حوادث و رخدادهای آسمان و زمین بی اطّلاع و ناآگاه هستند؛ و فکر می‌‌کنند که خداوند سبحان علوم و دانش خود را نسبت به ایشان دریغ و مضایقه نموده است.

و ایشان بر این عقیده هستند که ما اهل بیت از آن بی اطّلاع هستیم

در این هنگام، یکی از افراد حاضر در مجلس به نام حمران، گفت: یا ابن رسول الله! آیا آنچه امیرالمؤمنین علیّ و نیز دو فرزندش حسن و حسین(علیهم السلام) انجام دادند و آنچه که بر سرشان آمد، همه آن ها اراده و خواست خداوند متعال بود؟!

امام محمّد باقر(علیه السلام) در پاسخ او اظهار داشت: چنانچه آنها از خداوند متعال درخواست می‌‌نمودند، دعایشان مستجاب می‌‌گردید و خداوند ظلم طاغوتیان را برطرف می‌‌ساخت عُمْر و حکومت ظالمان پایان می‌‌یافت.

و لیکن آنچه ظلم و ستم بر آنها وارد شد، نه به جهت گناه و معصیت ایشان بود، بلکه به جهت مصالح و حکمتهای دیگری بود -که انسان های عادّی از درک آن ناآگاه و عاجزند-.

و ما - اهل بیت عصمت و طهارت و بلکه  همه افراد - باید تابع مصالح و مقدّرات الهی باشیم.

(الکافی 1: 261)

نصیحت به عمر بن عبدالعزیز و بازگشت فدک

یکی از راویان حدیث، به نام هشام بن معاذ حکایت کند:

روزی عمر بن عبدالعزیز وارد شهر مقدّس مدینه گردید و من در خدمت او بودم که یکی از غلامانش، به نام مزاحم و گفت: حضرت ابو جعفر، محمّد بن علیّ(علیه السلام) می‌‌خواهد وارد شود.

عمر بن عبدالعزیز گفت: اجازه دهید وارد گردد.

همین که امام باقر(علیه السلام) وارد شد، عمر مشغول گریه بود، حضرت فرمود: تو را چه شده است که گریه می‌‌کنی؟

وسپس افزود: ای عمر بن عبدالعزیز! دنیا نوعی از بازار کسب و تجارت است، عدّه ای در آن سود می‌‌برند و عدّه ای از آن خارج می‌‌گردند در حالی که زیانکار و خسارت دیده اند.

و عدّه ای دیگر وقتی از این دنیا بروند پشیمان و نادم خواهند بود که چرا برای آخرت خود توشه ای برنگرفته اند.

سوگند به خداوند متعال، ما اهل بیت رسول الله(صلی الله علیه و آله)، صاحبان حقّ هستیم و کلیه اعمال و کردار بندگان بایستی از برابر دیدگان ما بگذرد.

ای عمر بن عبدالعزیز! تقوای الهی پیشه کن و در درون خود پیرامون دو چیز بیندیش:

اوّل آن که دقّت کن چه چیزهائی را دوست داری که همراه تو باشد تا در پیشگاه خداوند سعادتمند باشی.

دوّم آن که متوجّه باش، از چه چیزهائی ناراحت هستی و تو را ناپسند آید، که همانا در پیشگاه خداوند تو را سرافکنده می‌‌گرداند و مانع عبور تو از صراط خواهد شد.

ای عمر بن عبدالعزیز! دربها را به روی مردم و مراجعین خود بگشای و مانعها را برطرف نما و سعی کن که همیشه یار و یاور مظلومان و طردکننده ظالمان و متجاوزان باشی؛

سپس افزود: هر که دارای سه خصلت باشد، ایمانش کامل است.

عُمَر با شنیدن این سخن، دو زانو نشست و گفت: یاابن رسول الله! آن سه چیز را بیان فرما؟ همانا شما اهل بیت نبوّت هستید.

حضرت فرمود:

اوّل آن که هنگام شادمانی و خوشحالی گناه و معصیتی مرتکب نشود،

دوّم آن که هنگام غضب و ناراحتی حقّ را فراموش نکند؛

و سوّم آن که هنگام دست یافتن به امور و اموال دنیا، آنچه حلال و مباح او نیست تصرّف نکند.

راوی گوید: چون سخن به این جا رسید، عمر بن عبدالعزیز دستور داد تا قلم و کاغذ آوردند و سپس حواله انتقال فدک را -که خلفاء قبل از او غصب کرده بودند- تحویل امام محمّد باقر(علیه السلام) داد.

(خصال شیخ صدوق 1: 104)


 



comment گل نوشته شما ()