سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک‌آغازامامت‌امام‌زمان(ع)وعیدالزهرا
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
 

قال رسول‌الله(ص): «المهدی طاووس أهل الجنّة»

 

فرخنده سالروز تاجگذاری امامت و ولایت

دوازدهمین نور امامت و چهاردهمین قطب عصمت؛

فخر عالم امکان، سَروَر موجودات جهان،

ولیّ عصر و زمان، بقیّة الله الأعظم؛

حضرت حجّة بن الحسن المهدی

(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء)

بر تمام ولایتمداران و شیعیان اهلبیت(ع)

و شما دوستان عزیز گرامی باد.

«عیدالزهراء مبارک»


مولا جان؛

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

سالها هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است

فصلها را همه با فاصله‌ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها، ثانیه‌ها

از همین روز، همین لحظه همین دم عیدند

 

 

یا مهدی؛

زمستان خسته شد از بی بهاری

جهان می‌لرزد از این بی قراری

گمانم جمعه‌ای باقی نمانده

خدایا تا به کی چشم انتظاری؟!!!

 

 

دشنام خدا حواله دشمن دین

بر منکر مرتضی و زهرا نفرین

از سهمیه خودش ببخشد شیعه

بـر آتـش دوّمـی بریزد بنزین

هرکس که بگوید که تبرّی ضرر است

او را نه ز دین و نه ز ایمان خبراست

فرزند علی اگر تبرّی نکند

فرزند علی نیست، ز نسل عمر است

 ما یار دشمنان پیمبر نمی شویم

هرگز جدا ز دامن حیدر نمی شویم

با مامگو که شیعه و سنی برادرند

ما بیخیال سیلی مادر نمی شویم

فرمود رضا(ع) بغض عمر راه کمال است

زیرا که عمر دشمن حیّ متعال است

تا مهر برائت نخورد برگ عبوری

رفتن به بهشتی که خدا گفته محال است

 بی بغض عمر، حبّ علی نیست قبول

ایـن اسـت مرام همه اولاد بـتـول

بغض عمر و حب علی راه نجات

لعنت به عمر،به آل حیدر صلوات

 در سینه بُوَد مهر و ولای حیدر

با بغض عمر پرورشم داد پدر

شادان به چنین روز کنم زهرا را

با سیصد و ده مرتبه لعنت به عمر

 

هر جا نگری سرور و شادی بر پاست

آثار تولّی و تبری پیداست

بر شیعه‌ی خود به کوری چشم عمر

عیدی بدهد علی که عید الزهراست

 

امروز دو جشن آسمانی بر پاست

در هر دو علی مرتضی بزم آراست

هم مهدی فاطمه نشسته بر تخت

هم رفته درک ثانی و عیدالزهراست

 

در معرفی عمر ملعون

عمر ای خبیث ملعون، تو چه دشمنی خدا را

که به درد سر فکندی ز ستم تو ما سوی را

به غدیر خم تو بیعت به ولی حق نمودی

ز چه رو شکستی آخر، همه بیعت و وفا را

شده از تو شاد و خندان، شده راضی از تو شیطان

چو بری به سوی دوزخ، تو جمیع اشقیاء را

به جز از عمر که گوید به غلام خویش قنفذ

که بزن به تازیانه، تو عزیز کبریا را

دل سنگ این ستمگر که ندیده آب رحمت

به مثل أشد قسوة، ز هزار سنگ خارا

به جز او که سر برهنه، بکشد به مسجد آرد

به هزار مکر و حیلت، شه ملک لا فتی را

ز خیانتش به مولا، ز جنایتش به زهرا

بنمود غرق در خون، دل پاک انبیاء را

به جز آن شقی ملحد که گشود در سقیفه

به روی تمام مردم، در بدعت و جفا را

تو اگر نظر نمایی، به یقین کنی قضاوت

که به پا نموده آنجا، جریان کربلا را

ز سگ درنده بدتر، بود این عمر که پرپر

بنمود او ز آتش، گل باغ مصطفی را

ز صفات زشت شیطان، اگر آگهی بخواهی

به رخ عمر نظر کن، که ازوست آشکارا

مکن از عمر تو هرگز، تبعیت و حمایت

که تو را کشد به دوزخ، ز تو می برد حیا را

به خدا که پیروانش، همه گمرهند و جاهل

چو عمر گرفته در کف سر رشته ی خطا را

تو که طالب نجاتی، بر مرتضی علی رو

که رهاندت ز دوزخ، بچشاندت بقا را

خواهی که غبار جرم تو فوت شود

یا سنگ معاصی تو یاقوت شود

دائم به ابابکر و عمر لعنت کن

تا محسن فاطمه دعاگوت شود

 


 



comment گل نوشته شما ()