سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

دانستنیهایی در مورد رجعت (بخش دوم)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳٩٥
 

یکی از موضوعات مهم در دین اسلام و مذهب تشیع که در کلمات اهلبیت(ع) بسیار نسبت به آن تأکید شده؛ «رجعت» است. این موضوع بخاطر ابهام و اهمیتی که دارد و پس از ظهور امام زمان(ع) واقع می‌‌شود، بسیار مورد سؤال و توجه قرار گرفته است.

به همین جهت در چند پست، مطالبی پیرامون این موضوع تقدیم عزیزان می‌‌‌‌شود.

دومین پست پیرامون «رجعت از نظر عقل و وحی» و «رجعت در امت اسلام» است.


رجعت از نظر عقل و وحى

سوال: آیا عقیده‌‌ى به رجعت پشتوانه‌‌ى عقلى و نقلى دارد؟

جواب:

امکان رجعت در آینه‌‌ى عقل

مسئله‌‌ى رجعت از جهات زیادى مانند معاد است. تنها فرق عمده‌‌ى میان آن دو این است که معاد در عالم آخرت و همگانى است، اما رجعت در همین دنیا و ویژه‌‌ى برخى افراد مى‌‌باشد.

اگر معاد جسمانى - روحانى امکان عقلى دارد، رجعت نیز ممکن است، چون حکم موارد مشابه، یکسان(حکم الامثال فیما یجوز و ما لایجوز واحد) است(14)؛ بلکه کار رجعت نزدیک‌‌تر و روشن‌‌تر است، چون معاد و احولات آن عظیم و مفصل است و نظیر آن هنوز تحقق نیافته، حال آن که رجعت نمونه‌‌هایى داشته است(15) که بعداً ذکر خواهند شد.

این که وجود روح انسانى با مرگ تن، نابود نمى شود از مسلّمات اندیشه‌‌ى فلاسفه‌‌ى الهى است. مرگ قطع ارتباط روح با جسم است. در رجعت نیز مانند معاد این ارتباط بار دیگر برقرار مى‌‌شود، همان گونه که در ابتدا که اصلا جسم و بدن فعلیّت نداشت، زنده شدن و آفرینش انسان امرى ممکن بود.(16)

رجعت در آینه‌‌ى وحى

بهترین گواه بر امکان هر چیزى وقوع و پیدایش آن چیز است. آیات و روایات نورانى، که هرگز دروغ بدان‌‌ها راه ندارد، بارها از وقوع رجعت در میان امت هاى پیشین و تکرار آن در زمان ظهور دولت حق خبر داده‌‌اند که به چند نمونه اشاره مى‌‌کنیم:

اول:

«وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»(17)؛ و هنگامى که گفتید: اى موسى ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر این که خدا را آشکارا ببینیم، پس صاعقه‌‌اى شما را گرفت، در حالى که تماشا مى‌‌کردید، سپس شما را پس از مرگتان حیات بخشیدیم، شاید شکر(نعمت) به جا آورید.

این آیه به روشنى از مرگ و زنده شدن مجدد شمارى از بنى اسرائیل خبر مى‌‌دهد. علماى اهل سنت نیز همین برداشت را دارند.

بیضاوى(یکی از علمای اهل سنت) مى‌‌گوید: این که کلمه‌‌ى «بعث» با کلمه‌‌ى «موت» مقیّد شده، این معنا را مى‌‌فهماند(18) که آنان به مرگ واقعى دچار شدند، نه صرف اغما و بیهوشى.

زمخشرى نیز همین معنا را تأیید مى‌‌کند.(19)

طبرى، از مفسرین صدر اسلام مانند «سدى» روایت مى‌‌کند که آن عده را صاعقه هلاک کرد، پس زنده شدند و به درجه‌‌ى نبوت رسیدند.(20)

سیوطى، ابن کثیر، فخر رازى و... همه موافق همین نظر هستند.(21)

دوم:

«وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّارَأْتُمْ فِیها وَ اللهُ مُخْرِجٌ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِ اللهُ الْمَوْتى وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»(22)؛ و هنگامى که فردى را به قتل رساندید، سپس درباره‌‌ى(قاتل) او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفى مى‌‌داشتید، آشکار مى‌‌سازد. سپس گفتیم: قسمتى از گاو را به مقتول بزنید(تا زنده شود)، خداوند این گونه مردگان را زنده مى‌‌کند و آیات خود را به شما مى‌‌نمایاند، باشد که بیندیشید.

آیه مربوط به زنده شدن مقتولى از بنى اسرائیل است که به دستور خداوند زنده شد و قاتل خود را معرفى کرد و دوباره مرد. صراحت و روشنى آیه به اندازه‌‌ى است که هیچ یک از مفسرین اهل سنت و تشیع مخالفتى نکرده‌‌اند. سیوطى، طبرى و ابن کثیر از سدّى و ابن عباس و مجاهد و عکرمه و ابن سیرین و ابن زیدان نقل کرده‌‌اند که کشته شده‌‌ى بنى اسرائیل زنده شد و بعد از شناساندن قاتلش مرد.(23)

سوم:

«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ»؛(24) آیا ندیدى جمعیتى را که از ترس مرگ از خانه‌‌هاى خود فرار کردند و آنان هزارها نفر بودند، خداوند به آنها گفت: بمیرید سپس خداوند آنها را زنده کرد.

دانشمندان علم تفسیر مى‌‌گویند: هزاران بنى اسرائیلى از ترس جنگ یا طاعون به شهر دیگرى فرار کردند، لکن قبل از رسیدن به مقصد، به قدرت خداوند همه مردند؛ روزگارى یکى از انبیا هنگام گذر از کنار آنها از خداوند خواست آنها را دوباره زنده کند و خداوند چنین کرد.(25)

روایات زیادى به پیروى از قرآن مجید بر وقوع و حقّانیت رجعت گواهى مى‌‌دهند؛ علامه مجلسى مى‌‌فرماید: کسى که ایمان به حقانیّت اهل بیت(علیهم السلام)دارد، هیچ گاه در امر رجعت شک نمى‌‌کند؛ چون نزدیک دویست حدیث به نقل از سى تن از راویان بزرگوار و مورد اعتماد، در مورد رجعت موجود است. آنان این احادیث را در بیش تر از پنجاه کتاب خود آورده‌‌اند؛ مانند ثقة الاسلام کلینى، شیخ صدوق و...(26)

شیخ حر عاملى روایاتى را که تصریح به عقیده‌‌ى رجعت دارند، متواتر معنوى و شمارش ناپذیر مى‌‌داند؛(27) به طور نمونه چند روایت ذکر مى‌‌شود:

1. از امام صادق(علیه‌‌السلام) نقل شده که فرمودند:

اولین کسى که در رجعت برمى گردد حسین بن على(علیه‌‌السلام) است که چهل سال روى زمین زندگى مى‌‌کند و ابروهای (مبارک) روى چشمانشان مى‌‌ریزد.(28)

2. هم چنین فرموده است:

روزهاى خدا سه روز است: روز قیام(ظهور) قائم(علیه‌‌السلام)، روز کرّه(رجعت) و روز قیامت.(29)

 

رجعت در امت اسلام

سوال: به چه دلیل سنتِ الهى رجعت، در امت اسلامى نیز تکرار خواهد شد؟

جواب: قرآن و روایات متواتر و قطعى، یک صدا خبر از رجعت شمارى از انسان‌‌ها در عصر ظهور مى‌‌دهند، که براى اثبات این حقیقت به چند نمونه اشاره مى‌‌کنیم:

اول:

(وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الاَْرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ)؛(30) چون سخن بر آنها فرود آید، از زمین جنبده اى برایشان بیرون مى‌‌آوریم که با آنها سخن گوید که مردم به آیه هاى ما یقین نداشتند.

به نظر دانشمندان شیعه و سنى، این آیه مربوط به همین دنیاست، نه روز قیامت؛(31) و سخن از پدیدار شدن کسى است که با مردم عصر سخن مى‌‌گوید.(32) احادیث صحیح شیعى مى‌‌گویند: مراد، امیرالمؤمنین(علیه‌‌السلام) است که رجعت مى‌‌کند.(33)

دوم:

(وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّة فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ)(34)؛ در این روز ما از هر امتى گروهى از کسانى را که آیات ما را تکذیب مى‌‌کردند محشور مى‌‌کنیم، پس آنها نگه داشته مى‌‌شوند.

این آیه نیز مربوط به همین دنیاست، چون مى‌‌گوید از هر امتى گروهى را محشور مى‌‌کنیم، حال آن که در رستاخیز تمام امت‌‌ها محشور مى‌‌شوند:(وَ یَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الاَْرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً)(35)؛ در حقیقت آیه‌‌ى قبلى و این آیه مربوط به روزهاى پایانى دنیاست. در سه آیه‌‌ى بعد، نوبت به ذکر روز قیامت رسیده است.(وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ)(36) پس این آیه‌‌ى شریفه بر وقوع رجعت در امت اسلامى گواهى مى‌‌دهد.

سوم: علماى علم حدیث از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) روایت کرده‌‌اند که امت اسلامى و امت هاى پیشین، مشابهت هایى دارند و حوادث مهمى که در امت هاى پیشین روى داده است در امت اسلامى نیز روى خواهد داد؛ مسلماً یکى از آن حوادث مهم، رجعت است. به برخى از این روایات اشاره مى‌‌کنیم:

1. ابى سعید خدرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى‌‌کند که فرمود:

لَتَتْبَعُنَّ سنن من کان قبلکم شبراً بشبر و ذراعاً بذراع حتى لو دخلوا جحرضب لتبعتموهم، قلنا یا رسول الله: الیهود و النصارى؟ قال: فمن؟(37)؛ شما(مسلمانان) همان سنت پیشینیان را وجب به وجب(و گام به گام) خواهید رفت تا آنجا که اگر یکى از آنها در سوراخ سوسمارى رفته باشد شما هم خواهید رفت. گفتیم اى رسول خدا:(مراد از پیشینیان) یهود و نصارا هست؟ فرمود: پس چه کسى؟

2. ابى هریره از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى‌‌کند که فرمود:

لاتقوم الساعة حتى تأخذ أمتى باخذ القرون قبلها شبراً بشبر و ذراعاً بذراع...؛(38) قیامت بر پا نمى شود، مگر آن که امت من به گرفتارى هایى که امت هاى پیشین دچار شده‌‌اند گرفتار شوند.

3. شیخ صدوق روایت مى‌‌کند که پیامبر اکرم(صلّى الله علیه وآله) فرمود:

«کلّ ما کان فى الامم السالفة فانه یکون فى هذه الامة مثله جزو النعل بالنعل والقذّة بالقذّة»(39)؛ هر آنچه در امت‌‌هاى پیشین بود در این امت نیز خواهد بود، بى کم و زیاد.

روایاتى نیز وجود دارد که حکایت از وقوع رجعت در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله)(به عنوان معجزه‌‌ى حضرت) مى‌‌کند.(40)

-------------

پاورقى:‌

14. حسن طارمى، الرجعة بین العقل و القرآن، ص 14.

15. الایقاظ من الهجمة، ص 30.

16. الرجعة بین العقل و القرآن، ص 15.

17. سوره‌‌ى بقره، آیه‌‌ى 55ـ56.

18. بیضاوى، تفسیر انوار التنزیل، ج 1، ص 63.

19. جارالله زمخشرى، الکشاف، ج 1، ص 142.

20. جریر طبرى، جامع البیان، ج 1، ص 213.

21. حسن طارمى، همه را مستند و با مدرک آورده است. الرجعة بین العقل و القرآن، ص 19.

22. سوره‌‌ى بقره، آیه‌‌ى 72 ـ 73.

23. الرجعة بین العقل و القرآن، ص 19، به نقل از: جلال الدین سیوطى، الدر المنثور، ج 1، ص 79؛ جریر طبرى، جامع البیان، ج 1، ص 285 و ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج1، ص 112.

24. سوره‌‌ى بقره، آیه‌‌ى 243.

25. الرجعه بین العقل و القرآن، ص 21، به نقل از: الدار المنشور، ج 1، ص 310، جامع البیان، ج 2، ص 365 و... آیاتى مانند: سوره‌‌ى آل عمران، آیه‌‌ى 49، سوره‌‌ى بقره، آیه‌‌ى 55ـ56 و 259 و... همه به طور آشکار دلالت بر درستى عقیده‌‌ى رجعت دارند.

26. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 53، ص 136.

27. شیخ حرّ عاملى، الایقاظ من الهجمة، تحقیق رسولى محلاتى، الباب الثانى، الدلیل الثالث، ص 31.

28. محمد مؤمن الحسینى الاسترآبادى، الرجعه. به نقل از مختصر بصائر الدرجات؛ محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 53، ص 63، ح 54؛ الایقاظ من الهجمة، ص 358، ح 106.

29. همان، ص 39، به نقل از: قندوزى، ینابیع المودة، ص 428، و بحارالانوار، ج 53، ص 63، ح 53 و...

30. سوره‌‌ى نمل، آیه‌‌ى 82.

31. جعفر سبحانى، الالهیات، ج 2، ص 790.

32. جارالله زمخشرى، تفسیر کشاف، ج 3، ص 384؛ جلال الدین سیوطى، تفسیر در المنثور، ج 6، ص 377؛ سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1353، تحقیق عبدالباقى، کتاب الفتن، باب 32. سنن ترمزى؛ ج 5، ص 340 و تفسیر القرآن، باب 28، ح 3187.

33. سید هاشم حسین بحرانى، تفسیر برهان، ج 3، ص 209؛ شیخ حر عاملى، الایقاظ من الهجمة، ص 367؛ و فى وقوع الرجعه للانبیاء و الائمه.

34. سوره‌‌ى نمل، آیه‌‌ى 83.

35. سوره‌‌ى کهف، آیه‌‌ى 47. و روزى که کوه‌‌ها را به حرکت درآوریم و زمین را آشکار(و مسطح) مى‌‌بینى، و همه‌‌ى آنان را برانگیزیم، و احدى از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد.

36. سوره‌‌ى نمل، آیه‌‌ى 87: و روزى را که در «صور» دمیده مى‌‌شود.

37. بخارى، صحیح بخارى، کتاب الاعتصمام، ج 9، ص 126، باب قول النبى؛ سنن ابن ماجه، باب افتراق الامم، ح آخر.

38. صحیح بخارى، کتاب الاعتصام، ج 9، ص 126، باب قول النبى؛ على متقى هندى، کنز العمال، ج 11، ص 133، ح 30919 به بعد.

39. شیخ صدوق، کمال الدین، ص 576؛ محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 28، ص 10، ح 15.

40. شیخ حرّ عاملى، الایقاظ من الهجعة، الباب السابع، ص 90؛ قریش از پیامبر درخواست نمودند تا کسانى را زنده کند، و آنها زنده شدند.

 

(منبع: آخرین سفر)

دانستنیهایی در مورد رجعت(بخش اول)

دانستنیهایی در مورد رجعت(بخش سوم)


 



comment گل نوشته شما ()