سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

دانستنیهایی در مورد رجعت (بخش سوم)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳٩٥
 

یکی از موضوعات مهم در دین اسلام و مذهب تشیع که در کلمات اهلبیت(ع) بسیار نسبت به آن تأکید شده؛ «رجعت» است. این موضوع بخاطر ابهام و اهمیتی که دارد و پس از ظهور امام زمان(ع) واقع می‌‌شود، بسیار مورد سؤال و توجه قرار گرفته است.


به همین جهت در چند پست، مطالبی پیرامون این موضوع تقدیم عزیزان می‌‌‌‌شود.

دومین پست پیرامون «تفاوت رجعت با تناسخ» و «منافات آیات قرآن با رجعت» است.


تفاوت رجعت با تناسخ

سوال: آیا رجعت(برگشت روح در بدن دوم) نوعى تناسخ نیست؟

جواب: بازگشت این گروه به این جهان، با زنده شدن مردگان به وسیله‌‌ى حضرت مسیح(علیه‌‌السلام) تفاوتى ندارد.

تمام پیروان قرآن و پیروان آیین مسیح(علیه‌‌السلام) بر معجزه هاى او در این مورد صحه گذاشته‌‌اند و هیچکس این زنده شدن را از مقوله‌‌ى تناسخ ندانسته، بلکه آن را معجزه و کرامت شمرده‌‌اند.

در پاسخ‌‌هاى قبل اشاره شد که ملاک و محور تناسخ دو چیز است: تعدد بدن و آمدن نفس نهایى به مرتبه‌‌ى پایین تر. در احیاى مردگان، نه تعدد بدن در کار است و نه تنزل نفس، بلکه نفس به همان بدنى برمى گردد که از آن جدا شده و با آن تکامل پیدا کرده بود.(41)

سوال: قرآن مجید، در سوره‌‌ى مؤمنون، درخواست و آرزوى بازگشت به دنیا را رد مى‌‌کند؛ آیا این با رجعت منافات دارد؟

جواب: آیه‌‌ى شریفه «حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلاّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»(42) به سنت عمومى الهى اشاره دارد، ولى مانعى ندارد که مانند سایر عمومات، تخصیص و استثنا بخورد.(43)

و اصولا فهم صحیح قرآن همین است که عمومات قرآن در کنار استثناها تفسیر و معنا شوند؛ مثلا قرآن کریم در جاهاى متعدد «علم غیب» را مخصوص خداوند معرفى کرده است: «وَ لِلّهِ غَیْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»(44)، «قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاَّ اللهُ»(45) و این یک سنت عمومى است تا کسى ادعاى علم غیب نکند؛ اما در مواردى علم غیب را به غیر خدا هم نسبت داده است.

«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول...»؛(46) داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‌‌سازد، مگر رسولانى که آنان را برگزیده.

بنابراین، فقط خداوند عالم الغیبِ بالذات و مستقل است، و اولیاء، امامان معصوم(علیهم السّلام) و دیگران به اذن خداوند علم غیب دارند و این آیات منافاتى با هم ندارند.

همچنین برگشت به دنیا نیز، کار هر کسى نیست. سنت عمومى خداوند بر برگشت ناپذیرى است، اما عده اى به اذن و خواست و حکمت خداوند اجازه‌‌ى برگشت مى‌‌یابند.

آنچه مورد نفى و ردّ قرآن کریم قرار گرفته، برگشت دوباره به قصد از سر گرفتن زندگى عادى دنیایى است.

خداوند مى‌‌داند که آنها قابل اصلاح نیستند و برگشت دوباره‌‌ى آنها لغو و بیهوده است؛ لذا چنین برگشتى را نفى مى‌‌کند؛ اما مراد از رجعت، برگشت براى یارى و نصرت دین حق و یا پس دادن تاوان‌‌هایى است که ظالمین مرتکب شده‌‌اند.

-------------

پاورقى:‌

41. جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 9، ص 205.

42. سوره‌‌ى مؤمنون، آیه‌‌ى 90 ـ 100؛ لحظه اى که پیک مرگ به سراغ یکى از آنان مى‌‌آید مى‌‌گوید: پروردگارا مرا به دنیا بازگردان تا عمرى را که ضایع کرده ام با عمل صالح جبران کنم، خطاب مى‌‌آید «کلّا» نه دیگر بازگشتى نیست و این سخنى است که او، گوینده‌‌ى آن است و سودى در آن نیست، پیش روى او تا روز قیامت مانعى است که از رجوع او جلوگیرى مى‌‌کند.

43. جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 9، ص 207، و الالهیات، ج 2، ص 794.

44. سوره‌‌ى هود، آیه‌‌ى 123، و سوره‌‌ى نحل، آیه‌‌ى 77: نهان آسمان‌‌ها و زمین را خدا(مى داند).

45. سوره‌‌ى نمل، آیه‌‌ى 65: بگو کسانى که در آسمان‌‌ها و زمین هستند غیب نمى دانند، جز خداوند.

46. سوره‌‌ى جن، آیه‌‌ى 26.

 

(منبع: آخرین سفر)

دانستنیهایی در مورد رجعت(بخش اول)

دانستنیهایی در مورد رجعت(بخش دوم)


 



comment گل نوشته شما ()