سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

میلاد با سعادت سه نور از خاندان اهلبیت(ع) تبریک و تهنیت باد
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٥
 

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِالله الحُسَین

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ یَا زَیْنَ الْعَابِدِینَ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ ابْنَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ

اعیاد شعبانیه 

میلاد با سعادت و سراسر نور و سرور سه نور تابناک خاندان عصمت و طهارت؛

حضرت سید الشهداء، اباعبدالله الحسین(علیه‌‌السلام)

حضرت سید الساجدین، امام سجاد(علیه‌‌السلام)

حضرت قمر بنی هاشم، ابوالفضل العباس(علیه‌‌السلام)

بر حضرت حجّة بن الحسن المهدی(عج) و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد.

به همین مناسبت، مطالبی ارزشمند و خواندنی تقدیم می‌‌شود:

  • اهمیت امام حسین(ع) نزد پیامبر خدا(ص) و صحابه در منابع اهل سنت
  • امام سجاد(ع) در منابع اهل سنت
  • دیدگاه معصومین(ع) در مورد حضرت ابوالفضل(ع)

 اعیاد شعبانیه

اهمیت امام حسین(ع) نزد پیامبر خدا(ص) و صحابه، در منابع اهل سنت

مُدرِک بن زیاد می‌‌‌گوید: «ما در بوستان ابن عباس بودیم که حسن و حسین و ابن عباس نزد ما آمدند و گشتی در بوستان زدند و آن‌‌‌گاه در کنار جوی آب نشستند.

حسن(علیه السلام) گفت: ای مدرک، آیا غذایی داری؟

گفتم: غذایی آماده کرده‌‌‌ام.

فرمود: بیاور. من نانی و نمک به همراه مقداری سبزی نزدشان آوردم. آنان با هم خوردند.

آن‌‌‌گاه حسن(علیه السلام) ‌رو به من کرد و گفت: ای مُدرک، این غذا چقدر خوشمزه بود.

آن‌‌‌گاه غذای خودش را که زیاد و خوش‌‌‌طعم هم بود، آورد و به من گفت: ای مدرک، تمام غلامانی را که در بوستان هستند، جمع کن.

وقتی همه جمع شدند، غذا را نزد آنها گذاشت و آنان خوردند، اما حسن(علیه السلام) چیزی نخورد.

من گفتم: چرا خود شما میل نمی‌‌کنید؟

فرمود: آن غذای تو برایم دلپذیرتر از این غذایم بود.

سپس بپا خاستند و وضو گرفتند. من چارپای حسن(علیه السلام) ‌را آوردم، اما ابن عباس برایش رکاب گرفت تا سوار شود. سپس چارپای حسین را آوردند. باز ابن عباس برایش رکاب گرفت.

هنگامی‌که آن دو رفتند، به ابن عباس گفتم: تو از آنها مسن‌تری، برایشان رکاب می‌گیری و چارپا را آماده می‌کنی تا آنها سوار شوند؟

ابن عباس گفت: ای نادان، آیا می‌‌‌دانی آن دو چه کسانی هستند؟ این دو فرزندان رسول خدایند. آیا این افتخار برایم بس نیست که بتوانم چارپا را برایشان آماده کنم و برایشان رکاب بگیرم». (الطبقات الکبری10: 398)

***************

سلمان می‌گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود حسن و حسین دو پسران من هستند. کسی که آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست بدارد، خدا او را دوست می‌‌‌دارد و کسی که خدا او را دوست بدارد، داخل بهشت می‌‌‌کند و کسی که آن دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و کسی که مرا دشمن بدارد، خدا دشمن اوست و کسی که خدا دشمن او گردد، داخل جهنمش سازد. (المستدرک(للحاکم) 3: 167)

***************

ابوهریره نیز می‌‌‌گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به سوی ما می‌‌‌آمد، در حالی که حسن و حسین را بر دوش داشت. گاهی این یکی و گاهی آن یکی را می‌‌‌بوسید. وقتی به ما رسید، مردی از وی پرسید: ای رسول خدا، آیا این دو را دوست داری؟

فرمود: آری و هر کسی که آن دو را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و کسی آن دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.(المستدرک(للحاکم) 3: 167)

اعیاد شعبانیه 

امام سجاد(علیه‌‌السلام) در منابع اهل سنت

امام باقر(علیه‌‌السلام) درباره پدرش چنین می‌‌فرماید: هیچگاه برای وضو گرفتن از کسی کمک نمی‌‌گرفت، بلکه همواره پیش از خواب، آب از چاه بیرون می‌‌کشید و در خمره می‌‌ریخت.

وقتی برای نماز شب بپا می‌‌خاست، نخست مسواک می‌‌کرد، سپس وضو می‌‌ساخت و به نماز می‌‌ایستاد. هر آنچه از نمازهای مستحبی در روز از وی فوت شده بود، در شب بجای می‌‌آورد، ولی به من می‌‌فرمود: ای فرزندم! بر شما لازم نیست همچون من باشید (و چنین نماز فراوان بخوانید)، بلکه برای کسی که خود را به کار نیکی عادت داده، لازم است بر آن مداومت کند. بدین جهت بود که هرگز در سفر و حضر، نماز شب را ترک نمی‌‌کرد.

(ابن جوزى، صفوة الصفوة، بخش دوم 1: 55)

***************

اسباط می‌‌گوید که وارد مسجدی در کوفه شدم. ناگاه دیدم جوانی در حال سجده با خدا مناجات می‌‌کند و می‌‌گوید: «چهره‌‌ام خاک آلود (در نهایت تذلل) برای خالقم سجده می‌‌کند و سزاوار اوست». جلوتر رفتم. دیدم علی بن الحسین، زین العابدین(علیه‌‌‌السلام) است.

هنگام طلوع فجر، نزد وی رفتم و گفتم: «ای فرزند رسول خدا خودت را به سختی وا می‌‌داری و حال آنکه خداوند تو را به آنچه خود خواست، فضیلت بخشیده است». وقتی چنین سخنی گفتم، گریست.

سپس حدیثی را از عمرو بن عثمان از اسامة بن زید نقل فرمود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: هر چشمی در روز قیامت گریان است؛ مگر چشمی که از خشیت خدا بگرید و چشمی که راه خدا (در جنگ) نابینا شود و چشمی که از محارم الهی چشم بپوشد و چشمی که شب زنده داری کند و آن را به روز رساند. خداوند به چنین کسی نزد فرشتگان مباهات می‌‌کند و می‌‌فرماید: بنگرید به بنده ام که روح او نزد من و بدن او در طاعت من است. بدنش را از رختخواب دور کرد، به جهت خوف و طمعی که در رحمتم دارد. پس شما ای فرشتگان، گواهی دهید که او را بخشیدم.

(رافعى قزوینى، التدوین فى اخبار قزوین 2: 110)

***************

مناجات‌‌های دلنشین آن حضرت زبانزد راهیان کوی دوست است.

طاووس بن کیسان یمانی از زاهدان و عابدان معروف می‌‌گوید: «شبی در حجر اسماعیل بودم که دیدم علی بن الحسین(علیه السلام) به آنجا آمد. با خود گفتم او مردی صالح از اهل بیت نبوت است. باید به راز و نیازهای وی گوش فرا دهم تا ببینم چگونه نیایش می‌‌کند. سپس دیدم که تا صبح به نماز ایستاد و سرانجام به سجده رفت. در سجده‌‌اش شنیدم که می‌‌گفت:

«عُبَیْدُکَ بِفِنَائِکَ مِسْکِینُکَ بِفِنَائِکَ فَقِیرُکَ بِفِنَائِکَ سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ یَسْأَلُکَ مَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ غَیْرُک‏»؛

«پروردگارا! بنده ناچیزت به درگاه توست؛ نیازمند و درمانده‌‌‌‌ات به درگاه توست؛ پرورگارا! فقیرت به درگاه توست؛ پروردگارا! گدایت به درگاه توست و از تو درخواست دارد آنچه را که غیر تو بر آن قدرت ندارد».

و من(طاووس بن کیسان) در هیچ اندوهی این دعا را نخواندم، مگر آنکه برطرف گردید و گشایش حاصل شد».

(سیر اعلام النبلاء، ج 4، ص 393؛ تاریخ دمشق، ج 41، ص 381؛ تهذیب التهذیب، ج 20، ص 391)

***************

زید بن أسلم نیز می‌‌گوید: این دعا از دعاهای همیشگی علی بن الحسین(علیه‌‌السلام) بود:

«اَللّهُمَّ لا تَکِلْنِی اِلی نَفْسِی فَأعْجُزُ عَنْها وَ لا تَکِلْنِی اِلَی الْمَخْلُوقِیْنَ فَیُضَیِّعونِی»؛

بار خدایا! مرا به خودم وامگذار تا از مهار آن عاجز شوم و مرا به مخلوق نیز وامگذار تا تباهم سازند.

(سیر اعلام النبلاء، ج 4، ص 396؛ تاریخ دمشق، ج 41، ص 382)

اعیاد شعبانیه 

دیدگاه معصومان درباره حضرت ابوالفضل العباس(علیه‌‌السلام)

گفتار حضرت على(علیه‌‌السلام)

حضرت على(علیه‌‌السلام) پس از تولد فرزندش؛ عباس(علیه‌‌السلام)، وى را در آغوش کشید و فرمود: «عباس در پیشگاه خداوند داراى مقام بسیار ارجمندى است. خداوند به جاى دستان او که در دفاع از دین خدا از پیکر جدا مى‌‌شود، به او دو بال خواهد داد و او با آن دو بال بسان جعفر طیار در فضاى بهشت چونان فرشتگان پرواز مى‌‌کند».(قمر بنى هاشم: 21)

هم چنین امیرمؤمنان(علیه‌‌السلام) در بیان شأن حضرت عباس(علیه‌‌السلام)، سخن شیواى دیگرى دارد و آن را هنگامى بر زبان جارى مى‌‌سازد که در بستر شهادت، آخرین لحظات عمر را پشت سر مى‌‌نهد.

او در آن شب، عباس(علیه‌‌السلام) را فرا مى‌‌خواند، در آغوش مى‌‌کشد و مى‌‌فرماید: «وَلَدى! وَ سَتَقَرُّ عَیْنى بِکَ فى یَومِ القِیامَةِ؛ فرزندم! به زودى در روز رستاخیز، دیده از دیدار تو روشن مى‌‌دارم».(معالى السبطین 1: 454)

به یقین، کسى که پیشواى معصوم اسلام، در قیامت از دیدارش خرسند مى‌‌شود، باید نزد خداوند متعال داراى درجه بلندى باشد.

گفتار حضرت فاطمه(علیهاالسلام)

در روایتى از امام باقر(علیه‌‌السلام) آمده است: وقتى قیامت برپا مى‌‌شود، پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله وسلّم) به امیرمؤمنان على(علیه‌‌السلام) مى‌‌فرماید: «به فاطمه‌‌ام بگو براى شفاعت امت چه چیز را به پیشگاه خداوند عرضه مى‌‌دارى؟»

حضرت على(علیه‌‌السلام) پیام ایشان را مى‌‌رساند و حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) در پاسخ مى‌‌فرماید: «کَفانا لِأجْلِ هذا المَقامِ الیَدانِ المَقْطُوعَتان مِن إِبْنى العَبّاس؛ دو دست بریده پسرم عباس(علیه‌‌السلام) براى این مقام [شفاعت] کافى است».(معالى السبطین 1: 452)

گفتار امام حسین(علیه‌‌السلام)

سخنان بسیارى از حضرت امام حسین(علیه‌‌السلام) در شأن حضرت عباس(علیه‌‌السلام) نقل شده است که از علاقه فراوان ایشان حکایت مى‌‌کند.

عصر عاشورا در اوج عشق و علاقه به عباس(علیه‌‌السلام) فرمود: «اِرْکَبْ بِنفسى انت...؛ فدایت شوم، سوار بر اسب شو»(موسوعة کلمات الامام الحسین: 436)

و چون نداى وى را شنید، فرمود: «وا مُهْجَةَ قَلباه؛ آه، محبوب دلم.»(موسوعة کلمات الامام الحسین: 524)

هم چنین آن هنگام که خویش را بالاى سر او رساند و سرش را به دامان گرفت، با اندوه فراوان فرمود: «جَزاکَ اللهُ خَیرا یا أَخى، لَقَدْ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ؛ برادر جان! خداوند به تو بهترین پاداشها را بدهد که اینگونه جهاد کامل به جا آوردى».(موسوعة کلمات الامام الحسین: 524)

آن گاه، در فراق او، دست هاى خویش را بر کمر گرفت و فرمود: «أَلآنَ اِنْکَسَرَ ظَهْرى وَ قَلَّتْ حیلتى؛ برادر جان، اینک از داغ تو کمرم شکست وراه چاره بر من بسته شد».(موسوعة کلمات الامام الحسین: 526)

سخنان گهربار دیگرى نیز از امام حسین(علیه‌‌السلام) در بیان جایگاه عباس(علیه‌‌السلام) نقل شده است.

گفتار امام سجاد(علیه‌‌السلام)

امام زین العابدین، علاقه زیادى به عموى خویش داشت و براى ایشان احترام بسیارى قائل بود. روزى یکى از فرزندان حضرت عباس(علیه‌‌السلام) وارد شد.

وقتى نگاه امام سجاد(علیه‌‌السلام) به او افتاد اشک در چشمان مبارکش حلقه بست و فرمود: «لا یَومَ کَیَوْمِ الحُسَیْنِ؛ هیچ روزى مانند عاشورا نیست».

سپس فرمود: «خداوند، عمویم عباس(علیه‌‌السلام) را بیامرزد که به راستى، جانبازى و فداکارى کرد و خود را فدا ساخت و دستانش قطع شد. خداوند نیز هم چون عمویش، جعفر طیار، دو بال به او ارزانى داشت تا با آن ها، در بهشت به پرواز درآید. آرى، عباس نزد پروردگار بلندمرتبه جایگاهى دارد که همه شهیدان در روز قیامت به جایگاه او رشک مى‌‌برند و آرزوى آن را دارند».(بحارالانوار 22: 274)

بر رفعت جاهت، شهدا رشک برند ××× وز بحر نگاهت، گهر اشک برند

مشکى که پر آب کردى از کوثر عشق ××× خلق دو جهان فیض از آن مشک برند

گفتار امام صادق(علیه‌‌السلام)

زیباترین تعبیرها درباره حضرت عباس(علیه‌‌السلام)، در زیارت نامه‌‌اى از امام صادق(علیه‌‌السلام) آمده است.

عبارت‌‌هاى زیباى این زیارت‌‌نامه، از روح بلند و فداکار ایشان نشان دارد و تابندگى حماسه و عرفان آن بزرگوار را بیشتر جلوه گر مى‌‌سازد.

از امام صادق(علیه‌‌السلام) سخنان دیگرى نیز در گستره ستایش این چهره تابناک بر جاى مانده است.

امام صادق(علیه‌‌السلام) فرمود: «کانَ عَمُّنَا العباس بن على؛ ناقِدَ البَصیرَةِ، صُلبَ الایمانِ، جاهَدَ مَعَ أبى عَبْدِاللهِ عَلیه السَّلامُ وَ اُبْلِىَ بلاءً حَسَنا و مَضى شَهیدا؛ عموى ما، حضرت عباس بن على(علیه‌‌السلام)، داراى بینشى ژرف و ایمانى استوار بود. در رکاب برادرش جهاد فرمود و از آزمون الهى پیروز درآمد و با شهادت رحل زندگى برچید».(أعیان الشیعة 7: 430)

گفتار امام هادى(علیه‌‌السلام)

در زیارت پرفیض ناحیه مقدسه که از زبان مبارک امام هادى(علیه‌‌السلام) زینت گفتار یافته است، خطاب به حضرت عباس(علیه‌‌السلام) چنین مى‌‌خوانیم:

«السَّلامُ عَلى اَبِى الفَضْلِ العَبّاسِ بنِ أَمیرِالمُؤمِنین، المُواسىِ اَخاهُ بِنَفْسِهِ اَلْآخِذُ لِغَدِهِ مِنْ اِمْسِهِ الفادىِ لَهُ، الواقى السّاعِىِ اِلَیْهِ بِمائِهِ المَقْطُوعَةِ یَداهُ؛ سلام بر تو ابوالفضل العباس، فرزند امیرمؤمنان(علیه‌‌السلام)، هم او که با کمال ایثار، برادرى را به جاى آورد، دنیاى خویش را وسیله آخرت قرار داد، خود را فداى برادر ساخت، نگهبان تلاش گر و آبرسان او بود و هم او که دو دستش قطع شد».(بحارالانوار 45: 66)

امام هادى(علیه‌‌السلام) با این کلمات پرسوز و گداز که شرح حال کاملى از واقعه عاشوراست، فداکارى عباس(علیه‌‌السلام) را به تصویر کشید.

(منبع: ماه در فرات)

اعیاد شعبانیه


 



comment گل نوشته شما ()