سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

عقوبت شدید برخی گناهان امروزی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ٥ شهریور ۱۳٩٥
 

یکی از اموری که در دین مبین اسلام، در قرآن کریم و کلمات اهلبیت معصومین(ع) نسبت به آن به شدت هشدار داده شده است، عقوبت گناهان است.

چنانکه در برخی آیات و روایات وارد شده که گرفتاری و بلاهایی که انسان به آن مبتلا می‌‌شود، به علت گناه و معصیتی است که مرتکب شده است.

در ادامه مطلب، سه مطلب در مورد عقوبت برخی گناهان که متأسفانه برخی افراد به آن مبتلا هستند تقدیم می‌‌شود.

  • مذمت شدید گناه بزرگ استمناء در کلام امام(ع)
  • مجازات ذلت‌‌‌بار چهار گروه
  • عقوبت تجاوز به ناموس مردم و تلخی جان دادن

مذمت شدید گناه بزرگ استمناء در کلام امام(ع)

یکی از گناهان و کارهای حرام که هم آثار شوم دنیایی و هم عقوبت سخت أخروی دارد، عمل زشت استمناء و خودارضائی است.

شخصى از امام صادق(علیه‌‌السلام) در مورد گناه استمناء(خود ارضایى) سؤال کرد.

حضرت فرمود: گناه بزرگى است که خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است، و اگر من بدانم که کسى چنین کارى مى‌‌کند با او هم غذا نمى‌‌شوم.

سؤال کننده پرسید: اى فرزند رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) آنچه در قرآن در این مورد آمده بیان فرمایید.

امام(ع) فرمود: این کلام خداوند متعال که «فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ»؛ پس کسانى که در غیر از موارد ازدواج و مالکیت کنیز، شهوترانى کنند، چنین افراد متجاوز هستند. و استمناء تحت جمله «وراء ذلک» است.

آن شخص پرسید: گناه زنا عظیم‌‌تر است یا گناه استمناء؟!

امام(ع) فرمود: استمناء گناه بزرگی است، بعضى می‌‌گویند فلان گناه از گناه دیگر کوچکتر است، ولى گناهان، همه در نزد خدا بزرگ هستند، زیرا نافرمانى خدا مى‌‌باشند و خداوند بندگانى را که نافرمانى مى‌‌کنند دوست ندارد، و خداوند ما را از استمناء نهى کرده، زیرا استمناء کار شیطان است و خداوند در قرآن مى‌‌فرماید:

«لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ»؛ از شیطان پیروى نکنید.

و نیز فرموده است: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِیر»؛

قطعا شیطان دشمن شما است، پس او را دشمن خود بگیرید، و بدانید که شیطان، طرفداران خود را به سوى خود دعوت مى‌‌کند تا آنها را به دوزخ در میان آتش سوزان بکشاند.

در روایت دیگر وارد شده است که مردى را نزد امام على(علیه‌‌السلام) آوردند که استمناء کرده بود. حضرت على(علیه السلام) آنقدر به دست او زد که سرخ شد. سپس از بیت المال وسائل ازدواج او را فراهم کرد.

(وسائل الشیعة ‏28: 4-363)

مجازات ذلّت بار چهار گروه

امام صادق(علیه السلام) از پدرانش از امیرالمؤمنین على(علیه السلام) نقل مى‌‌نماید که رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) فرمودند:

چهار گروه هستند که اهل جهنم را -علاوه بر آزارهایى که خود آنها دارند-، آزار مى‌‌دهند، در جهنم آبجوش خورده و داد و فریادشان بلند است، اهل جهنم به یکدیگر مى‌‌گویند: اینها چه کرده‌‌اند که علاوه بر شکنجه‌‌‌هایى که خود ما داریم، از شکنجه آنان نیز ما در عذاب هستیم؟!

یکى از آنان در تابوتى از آتش، آویزان است، یکى دیگر روده‌‌هایش را مى‌‌کشد، دیگرى از دهانش چرک و خون جارى است و آن دیگری گوشت خود را مى‌‌خورد.

به کسى که در تابوت است مى‌‌گویند: اى دورترین از رحمت خدا! چه کرده‌‌اى که ما علاوه بر شکنجه‌‌هایى که خود داریم، از شکنجه تو نیز در عذاب هستیم؟

مى‌‌گوید: بدانید که منِ دورترین از رحمت خدا، در حالى مرگم فرا رسید که اموال مردم به گردنم بود و نمى‌‌توانستم دیون خود را بپردازم.

سپس به کسى که روده‌‌هایش را مى‌‌کشد، مى‌‌گویند: اى دورترین از رحمت خدا! چه کرده‌‌اى که ما علاوه بر شکنجه‌‌هایى که خود داریم، از شکنجه تو نیز در آزار هستیم؟

مى‌‌گوید: بدانید که منِ دورترین از رحمت خدا، اگر بدنم با ادرار نجس مى‌‌شد، نسبت به نجاست آن بى‌‌اعتنا بودم.

آنگاه به کسى که چرک و خون از دهانش جارى است مى‌‌گویند: اى دورترین از رحمت خدا! تو چه کرده‌‌اى که ما با وجود عذاب‌‌هایى که خود داریم، از عذاب تو نیز معذبیم؟

مى‌‌گوید: بدانید که منِ دورترین از رحمت خدا، هر سخن بدى را نقل کرده و با آن فساد ایجاد مى‌‌کردم.

آنگاه به کسى که گوشت خود را مى‌‌خورد مى‌‌گویند: اى دورترین از رحمت حق! چه کرده‌‌اى که ما با وجود شکنجه‌‌هایى که گرفتار آن هستیم، از شکنجه تو نیز در آزاریم؟

مى‌‌گوید: بدانید که من گوشت مردم را با غیبت خورده و سخن چینى مى‌‌کردم.

(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: 247)

عقوبت تجاوز به ناموس مردم و تلخی جان دادن

آورده اند که حضرت عیسى(علیه السلام) از گورستانى عبور مى‌‌کرد. گورى را دید که آتش از او شعله ور مى‌‌شود.

حضرت عیسى(علیه السلام) دو رکعت نماز به جا آورد و عصا بر گور زد. گور شکافته شد. شخصى را در میان آتش دید.

حضرت عیسى(علیه السلام) گفت: اى مرد چه کرده‌‌اى که بدین عذاب سخت گرفتار شده‌‌اى؟!

آن مرد گفت: یا روح الله! من مردى بودم که به ناموس مردم تجاوز مى‌‌کردم. وقتی از دنیا رفتم و مرا دفن کردند، از حضرت حق خطاب رسید که وى را بسوزانید.

از آن روز تا کنون مرا مى‌‌سوزانند.

حضرت عیسى(علیه السلام) نگاه کرد، مارى سیاه و عظیم الجثه در گور وى دید. از مار پرسید: که با این مسکین چه مى‌‌کنى؟!

آن مار گفت: تا وى را دفن کردند از وى جدا نبوده‌‌ام، همراه با زهرى که اگر قطره‌‌اى از آن به رود نیل و فرات بریزد تمام آب، قاتل شود(تمام آب مسموم شود).

شخص معذب گفت: یا روح الله! از حق تعالى درخواست کن تا بر من رحم نماید.

حضرت عیسى(علیه السلام) نیز از خداوند طلب رحمت نمود.

خطاب رسید: هر که به دنبال زنان مردم رود، ما او را عذابى کنیم که کس دیگر را چنین عذابى نکرده باشیم، اما چون تو از ما درخواست رحمت کردى، ما او را به تو بخشیدیم.

عیسى به آن مرد گفت: مى‌‌خواهى به دنیا برگردی و با من باشى؟

آن مرد گفت: یا روح الله! عاقبت چه اتفاق خواهد افتاد؟

حضرت عیسى فرمود: عاقبت، مرگ است.

آن مرد گفت: خیر نمى‌‌خواهم به دنیا برگردم، زیرا صد سال است که مُرده‌‌ام، اما هنوز تلخى جان کندن در کام من است.

(داستان عارفان: 214)


 



comment گل نوشته شما ()