سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

چه ضرورتى داشت که واقعه غدیر اتفاق بیفتد؟ (بخش اول)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢ مهر ۱۳٩٥
 

با توجه به اهمیت عمومی مسأله «غدیر» برای اسلام و اهمیت ویژه آن برای شیعه، تصمیم گرفتم مطلبی ارزشمند تقدیم کنم در ارتباط با اینکه اصلا غدیر چه اهمیتی دارد و چه ضرورتی داشت که غدیر واقع شود؟

عید غدیر

لذا برای این موضوع در صدد مطلبی جامع و کامل بودم که به این نوشته مفید برخوردم که مقداری طولانی بود، ولی بخاطر ضرورت بحث، آن را در چهار پست تقدیم می‌‌کنم.

پست اول پیرامون «آگاهى پیامبر(ص) از حوادث آینده» تقدیم ‌می‌‌شود.


آگاهى پیامبر(ص) از حوادث آینده

پیش از ورود به بحث غدیر، اولین سؤالى که مى‌توان پرسید، این است که آیا پیامبراکرم(ص) از اختلاف و حوادث پس از وفاتشان درباره خلافت، اطلاع داشته‌‌‌اند یا خیر؟

قرآن و آگاهى پیامبر(ص) از آینده

درباره علم غیب - حتى در موضوعات خارجى - اگرچه خداوند در آیات فراوانى آن را مختص به خود مى‌داند: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لاٰ یَعْلَمُها إِلاّٰ هُوَ»؛ و کلید خزائن غیب نزد خداست، کسى جز خدا بر آنها آگاه نیست.»(انعام:۵٩)

و نیز مى‌فرماید: «وَ لِلّهِ غَیْبُ السَّماوٰاتِ وَ الْأَرْضِ»؛ و علم غیب آسمان‌‌‌ها و زمین مختص خدا است.(نحل:77)

و همچنین مى‌فرماید: «قُلْ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماوٰاتِ وَ الْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاَّ اللهُ»؛ بگو [اى پیامبر] هیچ کس از آنان که در آسمان‌ها و زمین هستند، به جز خدا از غیب آگاهى ندارند.(نمل:۶۵)

اما آیه‌‌‌‌‌اى هست که تمام آیاتِ حصر غیب به خداوند را توضیح مى‌دهد، آنجا که مى‌فرماید: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلاٰ یُظْهِرُ عَلىٰ غَیْبِهِ أَحَداً* إِلاّٰ مَنِ ارْتَضىٰ مِنْ رَسُولٍ»؛ او آگاه از غیب است، پس احدى را بر غیبش مطلع نمى‌‌‌سازد، مگر رسولان برگزیده خود را.(جن: ٢۶ و ٢٧)

با توجه به این آیات نتیجه مى‌گیریم که انواع علم غیب مختص خداوند است، اما او به هرکه اراده کند، آن را عنایت مى‌کند و از آنجا که پس از وفات پیامبر(ص) در جانشینى ایشان اختلاف افتاد، قرآن به ما مى‌گوید که پیامبر(ص) از غیب و آینده آگاهى داشته است و از این‌رو فتنه‌‌‌اى را که پس از وفاتش درباره خلافت پدید آمد، پیش‌بینى کرده بود.

روایات و آگاهى پیامبر(ص) از آینده

با مراجعه به روایات نیز آشکارا در مى‌یابیم که پیامبر(ص) به ‌طور کامل از فتنه و کشمکشى که در مسأله خلافت و جانشینى او پیش آمد، آگاه است. اینک به برخى از روایات اشاره مى‌کنیم:

١. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«لتفترقنّ أمّتی على ثلاث و سبعین فرقة، واحدة فی الجنة و ثنتان و سبعون فی النار».(سنن ابن ماجه، ج٢، ص١٣٢٢، ح ٣٩٩٢؛ سنن ترمذى، ج۴، ص١٣۴، ح ٢٧٧٨)

امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم مى‌شوند، یک فرقه در بهشت و هفتاد و دو فرقه از آنان در آتشند.

٢. «عقبة بن‌عامر» از پیامبر(ص) نقل کرده است که فرمودند:

همانا من پیشتاز شما در روز قیامت و بر شما شاهدم. به خدا سوگند که من الآن نظر مى‌کنم به حوضم، به من کلید خزینه‌هاى زمین داده شده است. نمى‌‌‌ترسم از اینکه بعد از من مشرک شوید، ولى از نزاع و اختلاف در مسأله خلافت بیمناکم.(صحیح بخارى، ج۴، ص١٧۶)

٣. «ابن‌عباس» از پیامبر اکرم(ص) نقل مى‌کند که فرمودند:

روز قیامت گروهى از اصحابم را به جهنم مى‌برند، عرض مى‌کنم خدایا اینان اصحاب من هستند؟ گفته مى‌شود: اینان کسانى هستند که از زمانى که از میانشان رحلت نمودى، به جاهلیت برگشتند.(صحیح بخارى، ج۴، ص١١٠)

۴. «ابوعلقمه» مى‌گوید:

به سعد بن‌عباده هنگام تمایل مردم به بیعت با ابوبکر گفتم: آیا همانند بقیه با ابوبکر بیعت نمى‌‌‌کنى؟ گفت: نزدیک بیا، به خدا سوگند! از رسول خدا(ص) شنیدم که مى‌فرمود: وقتى که از دنیا مى‌روم، هواى نفس [بر مردم] غلبه کرده و آنها را به جاهلیت بر مى‌گرداند. حق در آن روز با على است و کتاب خدا به دست اوست، با کسى غیر از او بیعت مکن.(إحقاق الحق، ج٢، ص٢٩۶، به نقل از کتاب المواهب طبرى شافعى)

۵. «خوارزمى حنفى» از علماى اهل سنت در «مناقب»، از «ابولیلى» نقل مى‌کند که رسول خدا(ص) فرمودند: «زود است که بعد از من، فتنه‌‌‌اى ایجاد شود، در آن هنگام به على‌بن ابى‌طالب پناه برید، زیرا او فرق گذارنده بین حق و باطل است». (مناقب خوارزمى، ص١٠۵)

۶. «ابن‌عساکر شافعى» از علماى اهل سنت، به سند صحیح از ابن‌عباس نقل مى‌کند:

من با پیامبر(ص) و على(ع) در کوچه‌هاى مدینه عبور مى‌کردیم، گذرمان به باغى افتاد، على(ع) عرض کرد: اى رسول خدا! این باغ چقدر زیباست؟ پیامبر(ص) فرمود: باغ تو در بهشت از این باغ زیباتراست. آن گاه به دست خود بر سر و محاسن على(ع) اشاره کرده و سپس با صداى بلند گریست. على(ع) عرض کرد: چه چیز شما را به گریه درآورد؟ فرمود: این قوم در سینه‌هایشان کینه‌هایى دارند که آن را اظهار نمى‌‌‌کنند، مگر بعد از وفاتم. (ترجمه امام على(ع)، ابن عساکر، رقم ٨٣۴)

٧. «ابومویهبه»، خادم رسول خدا(ص) مى‌گوید:

پیامبر(ص) شبى مرا از خواب بیدار کرد و فرمود: من امر شده‌ام تا بر اهل بقیع استغفار نمایم، همراه من بیا. با حضرت حرکت کردم تا به بقیع رسیدیم. پیامبر(ص) بر اهل بقیع سلام نمود و سپس فرمود: جایگاه خوشى داشته باشید، هر آینه فتنه‌ها مانند شب تاریک بر شما روى آورده است. آنگاه بر اهل بقیع استغفار نمود و برگشت و در بستر بیمارى افتاد و با همان مرض از دنیا رحلت نمود.(کامل ابن اثیر، ج٢، ص٣١٨)

على‌اصغر رضوانى (منبع: پاسخ به پرسش های کلامی، تاریخی و فقهی)

چه ضرورتی داشت که واقعه غدیر اتفاق بیفتد(بخش دوم)

چه ضرورتی داشت که واقعه غدیر اتفاق بیفتد(بخش سوم)

چه ضرورتی داشت که واقعه غدیر اتفاق بیفتد(بخش چهارم)


 



comment گل نوشته شما ()