سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت امام مجتبی(ع) و سه مطلب ارزشمند
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳٩٥
 

السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقِیقُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الشَّهِیدُ الصِّدِّیقُ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

فرا رسیدن هفتم صفر؛ سالروز شهادت جانگداز سبط اکبر رسول خدا(ص)؛

مسموم به زهر جفا؛ حضرت امام حسن مجتبی(علیه‌‌السلام)،

بر حضرت حجة بن الحسن(عج) و شما دوستان عزیز تسلیت و تعزیت باد.

در ادامه مطلب سه مطلب ارزشمند و آموزنده از این امام همام تقدیم می‌‌شود:

  • خرج مال برای حفظ آبرو
  • چرا از مرگ می‌‌ترسیم؟!
  • کرامت امام مجتبی(ع)

خرج مال برای حفظ آبرو

اصحاب امام مجتبی(علیه السلام) مشاهده کردند که آن حضرت به شاعری که انسان خوبی نبود، هدیه‌‌ای عطا کرد.

یکی از یاران لب به اعتراض گشود که چرا به شاعری فاسدی که خدا را معصیت می‌‌کند و به بندگان خدا تهمت روا می‌‌داد، کمک می‌‌کنی؟

امام حسن(ع) در جواب فرمود:

«یَا عَبْدَاللهِ إِنَّ خَیْرَ مَا بَذَلْتَ مِنْ مَالِکَ مَا وَقَیْتَ بِهِ عِرْضَکَ وَ إِنَّ مِنِ ابْتِغَاءِ الْخَیْرِ اتِّقَاءَ الشَّرِّ»؛

بهترین بخشش از مال تو آن است که آبروی تو را حفظ کند، زیرا یکی از راههای جذب خوبی ها، پرهیز از شرّ و بدی است.

بحار الأنوار 43: 358.

چرا از مرگ می‌‌ترسیم؟!

حضرت صادق آل محمّد(صلوات الله علیهم) می‌‌فرماید:

امام حسن مجتبی(علیه السلام) دوستی شوخ طبع داشت که مرتّب به ملاقات و دیدار آن حضرت می‌‌آمد و نیز در جلسات شرکت می‌‌کرد، تا آن که مدّتی گذشت؛ و هیچ خبری از این شخص نشد.

حضرت از این جریان متعّجب شد و از اطرافیان جویای احوال او گردید. تا آنکه پس از گذشت چند روز، مجدّداً آن شخص به ملاقات امام(علیه السلام) آمد.

حضرت جویای احوال او شد و به او فرمود: چند روزی است که به این جا نیامده‌‌ای، در چه حالت و وضعیّتی هستی؟ آیا مشکل و ناراحتی خاصّی برایت پیش آمده بود؟

آن شخص در پاسخ اظهار داشت: یابن رسول الله! در حالتی قرار گرفته‌‌ام که آنچه را دوست دارم، به آن دست نمی‌‌یابم؛ و آنچه را خداوند دوست دارد انجام نمی‌‌دهم؛ و آنچه را هم که شیطان می‌‌خواهد برآورده نمی‌‌کنم.

امام حسن مجتبی(علیه السلام) تبسّمی نمود و فرمود: منظورت چیست؟ توضیح بده.

آن شخص گفت: چون خداوند متعال دوست دارد که من بنده و مطیع و فرمان‌‌بر او باشم و معصیت او را نکنم؛ و من چنین نیستم.

و شیطان دوست دارد که من در همه کارهایم معصیت خدا را نمایم و نسبت به دستورات خداوند مخالفت و سرپیچی کنم و من چنین نیستم.

و همچنین من مرگ را دوست ندارم؛ بلکه علاقه دارم همیشه سالم و زنده باشم، که هرگز چنین نخواهد بود.

در این هنگام یکی از اشخاصی که در آن مجلس حضور داشت، گفت: یابن رسول الله! چرا ما از مرگ ترسناک هستیم و آن را دوست نداریم؛ و گریزان هستیم؟

امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود: چون شما دنیای خود را تعمیر و آباد کرده‌‌اید و آخرت را تخریب و ویران ساخته‌‌اید.

سپس افزود: این امر طبیعی است که چون هیچ انسانی دوست ندارد از منزل و محلّی که آن را آباد کرده و به ظاهر آراسته و مجهّز است، دست برداشته و چشم پوشی کند و به محلّی خراب و نامساعد برود، چون خود را در زمره مؤمنین و مقرّبین الهی نمی‌‌بیند.

معانی الأخبار: 289.

کرامت امام مجتبی(ع)

روزی امام حسن مجتبی(صلوات الله علیه) در میان جمعی از اصحاب، مارهائی را به نزد خود فرا خواند.

و آنها را یکی پس از دیگری می‌‌گرفت و بر اطراف مچ دست و گردن خود می‌‌پیچید؛ و سپس رهایشان می‌‌نمود تا بروند.

در همین بین شخصی از خانواده عمر بن خطّاب -که در آن مجلس- حضور داشت، گفت: این که هنر نیست، من هم می‌‌توانم چنین کاری را انجام دهم؛ و یکی از مارها را گرفت و چون خواست بر دست خود بپیچد؛ ناگهان مار، نیشی به او زد و در همان حالت آن شخص عمری به هلاکت رسید.

اثبات الهداة 2: 563.


 



comment گل نوشته شما ()