سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

نمایشی از بهشت و جهنم!!!
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸۸
 

آنچه در ادامه مطلب می‌آید؛ داستانی و مثالی است برای اینکه بدانیم ایجاد بهشت و جهنم در این دنیا و در آخرت، به دست خود ماست. خیلی از انسانها، در همین دنیا نیز گرفتار جهنمی هستند که به دست خود برای خود فراهم کرده‌اند.


یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: «پروردگارا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟»

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد. مرد نگاهی به داخل انداخت.

درست در وسط اتاق، یک میز گرد بزرگ وجود داشت، که روی آن یک ظرف خورش بود و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.

افرادی که دور میز نشسته بودند، بسیار لاغر، مردنی و مریض حال بودند. به نظر، قحطی زده می‌آمدند.

آنها در دست خود قاشقهایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: «تو جهنم را دیدی!»

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خداوند دستور داد در را باز کردند. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت! افرادِ دور میز، مثل جای قبل؛ همان قاشقهای دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند. مرد روحانی گفت: «نمی‌فهمم!».

خداوند جواب داد: «ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدمهای طمع کار، تنها به خودشان فکر می‌کنند


 



comment گل نوشته شما ()