سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

«شب قدر» را دریابید
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
 

باز هم درب رحمت خاص خداوند به روی بندگانش گشوده شد.

باز هم شبهای قدر فرا رسید.

دوستان؛ بیایید برای آخرت توشه‌ای برداریم...

 

در ادامه مطلب، با مطالبی همچون؛ فضیلت سوره قدر، شب قدر، معناى قدر، تعیین شب قدر، تکالیف شب قدر و شیوه‌هاى بهره‌جویى از این شب بزرگ بیشتر آشنا خواهید شد.

التماس دعا


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (2)

اى عفو تو شامل گناهان

کوى تو پناه بى پناهان

بر خسته دلان شفاى دردى

محروم نکرده دردمندى

باز است درت بر آزمندان

اى عشق دل نیازمندان

جز تو که نظر به حال ما کرد

یا گوش بر این مقال ما کرد

بخشنده هر گناهى اى دوست

بر گم شدگان پناهى اى دوست

اى راز دل شکسته من

اى مرهم قلب خسته من

اى مونس من انیس جانم

اى یار و رفیق در نهانم

اى راه مرا چراغ روشن

آب و گل من زتست گلشن

امید منى به هر دو عالم

دورم منما زخویش یک دم

بنگر ز گنه چه تیره روزم

چون شمع به درگهت بسوزم

باشد که نظر کنى به حالم

بخشى به عنایتت کمالم

یادى زغریب بى نوا کن

از لطف، تو درد من دوا کن

مسکین به در تو دردمند است

دل خسته و زار و مستمند است(3)

«ما؛ آن(قرآن) را در «شب قدر» نازل کردیم و تو چه مى‌دانى «شب قدر» چیست؟ شب قدر، از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگار خود، براى تقدیر هر کارى نازل مى‌شوند، آن شب انباشته از سلامت و برکت و رحمت، تا طلوع صبح است».

نکاتی درباره قدر

درباره سوره قدر، شب قدر، معناى قدر، تعیین شب قدر، تکالیف شب قدر و شیوه‌هاى بهره‌جویى از این شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهمیتى وجود دارد، که ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى‌دهیم.

ثواب قرائت

امام باقر(ع) فرموده است: هر کس سوره «إنّا أنزلناه» را با صداى بلند بخواند، مثل کسى خواهد بود که شمشیر به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى‌کند و هر کس آن را پنهان و آهسته بخواند، مانند کسى است که در راه خدا، به خون خود غلتیده است.(4)

معناى «شب قدر»

چرا این شب، «شب قدر» نامیده شده، در آن چه اسرارى نهفته و چه وقایع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى‌دهد؟

مفسران قرآن کریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم(علیهم السلام)، درباره نام گذارى این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادى آورده اند، که مهم ترین و مناسب ترین آن ها بدین شرح است:

1ـ شب قدر، یعنى شب بزرگ و با عظمت، زیرا در قرآن کریم «قدر» به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان که در این آیه مى‌خوانیم: «ما قدروا الله حق قدره» (5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و «حبیش» در کتاب «وجوه القرآن» لیلة القدر را به لیلة العظمة معنا کرده(6) رمز این بزرگى هم در خود سوره «قدر» بیان گردیده است آن جا که مى‌فرماید: شب قدر، از هزار ماه بهتر است.

2 ـ شب با ارزش و پر قیمت، جهت دیگرى براى معناى «قدر» مى‌تواند باشد، زیرا از یک سو در همین سوره مى‌خوانیم: «عبادت» در این شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى‌گوییم: «قدر جوانى، «قدر» سلامت ونعمتى را که در اختیار دارى، بدان».

داد حق عمرى که هر روزى از آن

کس نداند قدر آن را در جهان

آن که غافل بود از کشت و بهار

او چه داند قیمت این روزگار؟

قیمت هر کاله مى‌دانى که چیست

قیمت خود را ندانى ابلهى است!

3 ـ «قدر» به معناى «سختى معیشت» نیز آمده، در قرآن کریم مى‌خوانیم: «ومن قدر علیه رزقه فلینفق مما آتاه الله» (7) هر کس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا کرده، در راه خدا انفاق نماید.

4 ـ طبق آیات متعدد قرآن کریم، «قدر» به معناى اندازه گیرى، تقدیر و تنظیم امور آمده است. در آیه اى مى‌خوانیم: ما قرآن را در شب مبارکى نازل کردیم، و ما همواره بیم دهنده بوده ایم؛ و در آن شب: «فیها یفرق کل إمر حکیم» (8) هر کارى، بر طبق حکمت خداوند، تعیین و تنظیم مى‌گردد.»

راغب اصفهانى، مى‌نویسد: «لیلة القدر أى لیلة قیضها لامور مخصوصة» (9) شب قدر، یعنى شبى که خداوند براى تنظیم و تعیین امور مخصوصى، آن را آماده و مقرر فرموده است.

طبق روایات فراوانى که وارد شده، در شب قدر، سرنوشت افراد براى سال آینده، مانند: رزق و روزى، مرگ و میر(10)، خوشى و ناخوشى، و امور و حوادث دیگر زندگى، بر اساس استعدادها و لیاقت ها، رقم مى‌خورد، و این تقدیر و تنظیم حکیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیارى» به وجود نمى‌آورد.

این که فردا این کنم یا آن کنم

این دلیل اختیار است اى صنم

و آن پشیمانى که خوردى از بدى

ز اختیار خویش گشتى مهتدى

درباره تنظیم و تقدیر سرنوشت افراد در «شب قدر» براى سال آتى آنان، امام صادق(ع)فرموده است: «التقدیر فى لیلة القدر تسعة عشر، والابرام فى لیلة احدى و عشرین، والامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین» (11) تقدیر امور و سرنوشتها در شب نوزدهم، تحکیم آن در شب بیست و یکم و امضاى آن در شب بیست و سوم صورت مى‌گیرد.

آرى، به خاطر اهمیت شب قدر، ارزش و عظمت آن، نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمین و سرنوشت سازى این شب الاهى ده ها روایت در کتاب ها و تفسیرهاى شیعه و اهل سنت وارد شده است. در بیان پیامبر گرامى اسلام(ص) هم مى‌خوانیم: «من قام لیله القدر ایمانا و احتسابا، غفر له ما تقدم من ذنبه» (12) هر کس در «شب قدر» از روى ایمان و اخلاص، به قیام و عبادت ایستد، گناهان گذشته او، بخشیده و آمرزیده مى‌شود.

کى فرستادى دمى بر آسمان

نیکیى کز پى نیامد مثل آن ؟

گر مراقب باشى و بیدار تو

بینى هر دم پاسخ کردار تو

چون شمارى جرم خود را و خطا

بحر بخشایش درآید درعطا

کدام شب است؟

شب قدرى که قرآن کریم، آن را «بهتر از هزار ماه» معرفى مى‌کند حدود یک صد حدیث، در کتاب ها و تفسیرهاى شیعه و اهل سنت، درباره عظمت آن واردشده، چه شبى مى‌باشد؟

مجموع مطالبى که از قرآن کریم و احادیث شیعه و اهل سنت، در مورد تعیین «شب قدر» به دست مىآید را در موارد زیر مى‌توان خلاصه نمود:

1 ـ در این که «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد، هیچ گونه تردیدى نمى‌توان به خود راه داد، چون از یک سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13) و از سوى دیگر در سوره «قدر» هم آمده: آن(قرآن) را در «شب قدر» نازل کردیم؛ و این که «شب قدر» در ماه مبارک رمضان قرار دارد، مورد اتفاق روایات و مفسرین قرآن است.

2 ـ «شب قدر» ، در دهه آخر ماه مبارک رمضان قرار دارد، روایات فراوان و نظریه هاى مفسران شیعه و اهل سنت، آن را حتمى مى‌شمارد.(14) پس در این مورد هم تردیدى نیست.

«عایشه» روایت مى‌کند: تلاش و کوششى را که مى‌دیدم رسول خدا(ص)، در دهه آخر ماه مبارک رمضان انجام مى‌داد، در اوقات دیگر انجام نمى‌داد.(15)

حق شب قدر است در شبها نهان

تا کند جان هر شبى را امتحان

نه همه شبها بود قدر اى جوان

نه همه شب ها بود خالى از آن

 

3 ـ طبق روایات فراوانى که در منابع شیعى آمده، شب هاى نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان «شبهاى قدر» معرفى شده اند،(16) اما امام باقر(ع) دایره آن را محدودتر نموده، و در پاسخ «عبدالواحد بن مختار انصارى» که خواستار تعیین یکى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود، فرموده اند: ما علیک إن تعمل فى لیلتین، هى احدیهما.(17) ایرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش، زیرا «شب قدر» یکى از این دو شب مى‌باشد.

4 ـ در میان شب بیست و یکم و شب بیست و سوم -در عین حالى که خدا و رسول(ص) و امامان(علیهم السلام)، براى زنده نگهداشتن روح امید و نشاط و اهمیت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان، سعى در مخفى داشتن «شب قدر» داشته اند- آن طور که از تعدادى از احادیث استفاده مى‌شود، احتمال «شب قدر» بودن شب بیست و سوم را مى‌توان تقویت نمود و معتبرتر دانست.

زیرا در چند روایت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارک رمضان سفارش مى‌کرد، امام على(ع) مى‌فرماید: «شب بیست و سوم» ، در عین حالى که باران شدیدى آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا(ع)، ما را به نماز وا مى‌داشت، و با وجود این که صورت و بینى آن حضرت، گل آلود شده بود، دست از عبادت و شب زنده دارى نمى‌کشید.(18)

امشب شب بخشایش و انعام و عطاست

امشب شب آن است که همراز خداست

امام باقر(ص) هم فرموده است: «عبدالله بن انیس انصارى» ، که در «جهینه» زندگى مى‌کرد و با مدینه فاصله داشت، به حضور رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد: من شتر و گوسفند و چوپانهایى دارم، و نمى‌توانم زیاد در شهر بمانم، اما دوست مى‌دارم، یکى از شبهاى ماه رمضان را برایم تعیین کنى، تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.

رسول خدا(ص) او را نزدیک خویش کشید، و در گوش او چیزى گفت، آن مرد هم شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، در مدینه حضور یافت، به عبادت و شب زنده دارى پرداخت، و صبح به محل و سراغ کار خود بازگشت.(19)

همچنین در روایت مى‌خوانیم: رسول خدا(ص) شب بیست و سوم، به صورت افراد آب مى‌پاشید تا آنها را خواب نگیرد چنانکه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را وادار مى‌کرد، روز بخوابند، شب کم غذا بخورند تا بتوانند شب بیست و سوم را بیدار بمانند، و مى‌فرمود: انسان محروم کسى است، که از خیر و فضیلت این شب محروم بماند. (20)

اى دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب

هنگام تضرع و نیاز است مخسب

بیدارى ما چراغ عالم باشد

یک شب تو چراغ را نگه دار مخسب

بارى، اگر چه با توجه به شواهد حدیثى و تاریخى، احتمال «شب قدر» بودن بیست و سوم ماه مبارک رمضان را تایید کردیم، اما همان طور که دربالا هم اشاره شد، پیغمبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام)، عنایت داشتند، که «شب قدر» براى افراد مخفى بماند، تا آنان با اطاعت و عبادت در چند شب، براى درک «شب قدر» و معارف و معنویات آن، تلاش و جستجوى بیش ترى داشته باشند.

به روایت «ابن ابى الحدید» وقتى درباره تعیین «شب قدر» از امیر مومنان(ع) سوال مى‌شود، آن حضرت از مشخص کردن، طفره مى‌رود و مى‌فرماید: «لیس إشک إن الله انما یسترها عنکم نظرا لکم، لا نکم لو إعلمکموها، عملتم فیها و ترکتم غیرها، وإرجو إن لا تخطئکم ان شإ الله» (21) در این جهت تردید ندارم، که خداوند جهت مخفى داشتن «شب قدر» به شما نظر و عنایت دارد، زیرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود، در همان شب به عمل عبادت مى‌پرداختید و عبادت در شب هاى دیگر را ترک مى‌نمودید، ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى دیگر) امیدوارم شما را محروم نگردانم.

تکالیف «شب قدر»

دلا مى‌جوش همچون موج دریا

که دریا گر بیارامد بگندد

براى عبادت و درک فضیلت و فیض شب قدر، عموما به مسجدها مى‌رویم، اما براى این که با انجام اعمال جنبى ـ که خود نیز اعمال پر فضیلتى است ـ خویشتن را براى درک عظمت و فضایل عمیق «شب قدر» آماده تر گردانیم تا بتوانیم در نورانیت قرآن نورانى شویم و بافرشتگان پاک آسمانى هم نوا گردیم و موجى در دریاى روح خود ایجاد کنیم،

موج هاى تیز دریاهاى روح

هست صد چندان که بد طوفان نوح!

پیشوایان والامقام اسلام، ما را به انجام تکالیف زیر دعوت نموده اند.

1 ـ غسل شب قدر

غسل، از یک سو عبادت است، چون مى‌بایست به «نیت تقرب و اطاعت خداوند» انجام شود، و از سوى دیگر نظافت و بهداشت مى‌باشد، چون با شست وشوى بدن، هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ایمان آماده و منظم مى‌گرداند.

امام صادق(ع) فرموده است: «هرکس براى شب هاى هفدهم،نوزدهم،بیست و یکم و بیست سوم ماه مبارک رمضان، که امید «شب قدر» بودن آنها مى‌رود، غسل انجام دهد، از گناهان پاک مى‌گردد، و مانند روزى مى‌شود که از مادر متولد گردیده است» .(22)

2 ـ احیا و «شب زنده دارى»

همان طور که در سیره پیامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه کردیم، احیا، بیدار بودن و «شب هاىقدر» را باعبادت سپرى نمودن، از تکالیف دیگر در این شب ها مى‌باشد. بارى، شب زنده دارى با عبادت و دعا، وظیفه اى براى همه شب هاى «قدر» است، اما امام حسن عسکرى(ع) فرموده: «فلا یفوتک احیإ لیله ثلاث و عشرین»؛(23) اگر نتوانستى در شب هاى دیگر احیا داشته باشى، سعى کن احیا و شب زنده دارى شب بیست و سوم را از دست ندهى.

امام باقر(ع) نیز، فرموده است: هر کس «شب قدر» را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را مى‌آمرزد... .(24)

اما نکته بسیار مهمى که درباره «احیا» باید مورد توجه باشد، این است که، اولا: شب را تاسفیده صبح به عبادت و دعا بگذرانیم؛ ثانیا: «به بیدارى چشم» قناعت نکنیم، زیرا آنچه داراى اهمیت فوق العاده است، «بیدارى دل» و آگاهى و بصیرتى است که انسان را در محضر الهى و قرآن کریم و فرشتگان آسمانى، مودب و منظم و لایق گرداند.

اى بسا بیدار چشم و خفته دل

خود چه بیند چشم اهل آب و گل؟

زیرا، فرشتگان آسمانى که به زمین نزول مى‌کند، طبق روایت نخست به محضر حضرت صاحب الامر(ع) شرف حضور مى‌یابند،(25) تا علاوه بر سلامت آفرینى در «شب قدر» یا سلام رسانى به بندگان،(26) پیام «الله» را به «حجه الله (ع» ) ابلاغ دارند(27) و طبیعى است اگر «حجه الله(ع» )از وضع «عباد الله» رضایت و خرسندى داشته باشد، وضع تقدیر و سرنوشت سال آینده «عباد الله» از جانب «الله» ، وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود.

3 ـ قرآن بر سر گرفتن

تکلیف دیگر «شبهاى قدر»، قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته، در ماه خدا و خانه خدا، کتاب خدا را گشوده، به سرگرفته و آن را شفیع خود قرار مى‌دهند.

آنها به محتواى قرآن مى‌اندیشند، به آغوش آن پناه مى‌برند و با قرآن پیوند و پیمان مجدد برقرار مى‌نمایند، تا با معارف نورانى آن، همه زوایاى زندگى خویش را نورانى و متعالى گردانند.

البته براى آگاهى به خصوصیات کامل این اعمال به کتاب هاى دعا باید مراجعه نمود. (28)

امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى «قدر» قرآن کریم را جلوى خود قرار دهید، آن را بگشایید و بخوانید: «أللهم إنّى أسئلک بکتابک المنزل، و ما فیه و فیه اسمک الاکبر، و أسمائک الحسنى، و ما یخاف و یرجى، أن تجعلنى من عتقائک من النار» .(29)

4 ـ نماز و دعا

امام صادق(ع) فرموده است: در هر یک از دو شبهاى قدر صد رکعت نماز مى‌بایست خوانده شود.(30) آن حضرت، خود نیز این عمل را انجام مى‌داد، چنانکه از سر شب تا سفیده صبح به دعا و مناجات با خداوند مى‌پرداخت.(31) از جمله دعاهایى که به خواندن آنها سفارش شده «دعاى جوشن کبیر» مى‌باشد.

5 ـ استغفار و توبه

اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى‌باشد، اما براى وارد شدن به ماه مبارک رمضان، به خصوص دریافت فیض شب هاى «قدر» اداى دین خالق و خلق هم، لازم خواهد بود، در عین حال، در این شب هاى نورانى، که به بیان امام صادق(ع): «درهاى رحمت الهى، به روى بندگان گشوده مى‌گردد.(32) درخواست آمرزش گناهان، توبه و انابه و گریه و ناله به درگاه خداوند، براى رفع گرفتارىها و رسیدن به حاجت هاى مادى و معنوى، کارى ضرورى خواهد بود.

چون خدا خواهد که مان یارى کند

میل مان را جانب زارى کند

ز ابر گریان شاخه سبز و تر شود

زان که شمع از گریه روشنتر شود

به هر حال، عظمت و تکالیف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز «قدر» فراوان است، که این مقال را مجال آن نیست، فقط به طور خلاصه مى‌توان گفت: شب قدر ، شب وصل است و آداب و تکالیفى را هم که تاکنون برشمردیم سراسر مى‌تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

----------------------------------

پى‏نوشت‏:

2ـ سوره قدر.

3ـ انصاریان، حسین ـ عرفان اسلامى، ج 3، ص 184.

4ـ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص ؛622 الدر المنثور فى التفسیر المإثور، ج 6، ص 371.

5ـ حج، 74.

6ـ تفسیر نوین، ص 275.

7ـ تفسیر نوین، ص 275.

8ـ دخان، 4.

9ـ المفردات فى غریب القرآن، ص 395.

10ـ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص ؛631 البرهان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 486.

11ـ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص ؛627 البرهان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص ؛487 وسائل الشیعه، ج 7، ص 259.

12ـ الدر المنثور فى تفسیر المإثور، ج 6، ص ؛376 فى ضلال القران، ج 8، ص ؛628 وسائل الشیعه، ج 7، ص 262.

13ـ بقره، 185.

14ـ الدر المنثور، ج 6، ص ؛376 تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 629.

15ـ الدر المنثور، ج 6، ص 376.

16ـ الدر المنثور، ج 6، ص 376.

17ـ نور الثقلین، ج 5، ص 628.

18ـ بحارالانوار، ج 94، ص 10.

19ـ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص ؛628 بحارالانوار، ج 94، ص 10.

20ـ بحارالانوار، ج 94، ص 10.

21ـ شرح نهج البلاغه، ج 20، ص ؛154 بحارالانوار، ج 94، ص 10.

22ـ فضایل الاشهر الثلاثه، ص ؛137 وسائل الشیعه، ج 7، ص 261.

23ـ وسائل الشیعه، ج 7، ص 261.

24ـ وسائل الشیعه، ج 7، ص 261.

25ـ البرهان فى التفسیر القرآن، ج 4، ص 488.

26ـ بحارالانوار، ج 94، ص 14.

27ـ بحارالانوار، ج94، ص14.

28ـ مفاتیح الجنان، ص 224.

29ـ بحارالانوار ، ج 94 ، ص 4.

30ـ وسائل الشیعه، ج 7، ص ؛261 فضائل الاشهر الثلاثه، ص 137.

31ـ وسائل الشیعه، ج 7، ص 260.

32ـ وسائل الشیعه، ج 7، ص 259.

نگارنده: احمد صادقى اردستانى


 



comment گل نوشته شما ()