سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

شب نوزدهم؛ شب ضربت بر مولا علی(ع)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
 

فرا رسیدن شب ضربت خوردن مولا أمیرالمؤمنین، یعسوب الدین،

علی بن ابی‌طالب(علیه‌السّلام)

را به فرزند برومندش، مولا و ارباب عالمیان؛ حضرت بقیّة الله الاعظم(عج)

و نیز به تمام شیعیان، و شما عزیزان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

شهادت حضرت علی

نـاله کـن اى دل بــه عزاى عـلـى××× گریـه کـن اى دیـده بـراى عـلـى
کعبه زکف داده چومولود خویش ××× گشـته سـیه پـوش عـزاى عـلـى


شهادت حضرت علی

در خانه مولا نیست، یک خاطر شاد امشب××× آن قامت همچون سرو، از پاى فتاد امشب

بر فـرق سر عالم، خاک غم و ماتم ریخت×××از ضربت شـمشیر فـرزند مـراد امـشـب

در کـوفه زخم آلود، هر جا که یتیمى بود×××بارى ز غم و حسرت، بر دوش نهاد امشب

دلهاهمه محزون است، هردیده پراز خون‌است×××این محنت عظمى را بر کوفه که داد امشب؟

مـحراب على از خون، رنگین شده، واویـلا×××در سوگ على چشمى، بى اشک مبـاد امشب

 

حضرت علی(ع) در شب شهادت خود، افطار را میهمان دخترش، أم کلثوم بود. در هنگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. حضرت از اول شب تا صبح بیقرار بود. گاهی به آسمان و ستارگان نگاه می‌کرد و هر چه طلوع فجر نزدیکتر می‌شد، تشویش او نیز بیشتر می‌شد. می‌فرمود: «نه من دروغ می‌گویم و نه آن کسی که به من خبر داده دروغ گفته است. شبی که مرا وعده شهادت داده‌اند، امشب است.»

این وعده را پیامبر اکرم(ص) به وى داده بود. على(ع) خود نقل مى‌کند که پیامبر(ص) در پایان خطبه‌اى که در فضیلت و احترام ماه رمضان بیان فرمود گریه کرد. عرض کردم: چرا گریه مى‌کنى؟ فرمود: براى سرنوشتى که در این ماه براى تو پیش مى آید؛ «کأنّى بک و أنت تصلى لربک و قد انبعث أشقى الاولین و الاخرین شقیق عاقر ناقة ثمود فضربک ضربة على فرقک فخضب منها لحیتک»؛ یعنى: گویا مى‌بینم که تو مشغول نماز هستى و شقی‌ترین مردم جهان، همتاى کشنده‌ی ناقه ثمود، قیام مى‌کند و ضربتى بر فرق تو فرود مى‌آورد و محاسنت را با خون رنگین مى‌سازد.

سرانجام آن شب هولناک به پایان رسید و علی(ع) در تاریکی سحر برای ادای نماز صبح به سوی مسجد حرکت کرد. مرغابی‌هایی که در حیاط خانه بودند در پی او رفتند و به جامه اش آویختند. اهل خانه خواستند آنها را از او دور سازند، اما امام فرمود: «آنها را به حال خود بگذارید. آنها اکنون سر و صدا می‌کنند اما به زودی نوحه سر خواهند داد.»

امام حسن(علیه‌السلام) گفت: «این چه نفوس بدی است که می‌زنید؟»

فرمود: «پسرم! نفوس بد نمی‌زنم و لیکن دل من گواهی می‌دهد که کشته خواهم شد.»

أم کلثوم از سخن پدرش پریشان شد و عرض کرد: «دستور بفرمایید که جُعده به مسجد برود و با مردم نماز بگذارد.»

فرمود: «از قضای الهی نمی‌توان گریخت.»

آن گاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می‌کرد عازم مسجد شد؛

«أشدد حیازیمک للموت فان الموت لاقیکا

و لا تجزع من الموت اذا حل بوادیکا»

(یعنی کمر خود را برای مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد. از مرگ، آنگاه که به سوی تو آید، جزع و فریاد مکن).

امام(علیه‌السلام) وارد مسجد شد و به نماز ایستاد. وقتی به سجده رفت، ابن ملجم در حالی که فریاد میزد: «للّه الحکمُ لا لک یا علی»؛(حکم برای خداست نه برای تو ای علی)، با شمشیر زهر آلود، ضربتی بر سر مبارک علی(ع) زد.

این ضربت به محلّی اصابت کرد که سابقاً شمشیر عمرو بن عبدود در جنگ خندق خورده بود.

فرق مبارک امام علی(ع) با ضربه ابن ملجم تا پیشانی شکافته شد و خون فوران کرد.

خون از سر على(ع ) در محراب جارى شد و محاسن شریفش را رنگین کرد.

در این حال آن حضرت فرمود: «فُزتُ وَ ربِّ الکعبة»؛به خدای کعبه قسم که رستگار شدم.

منبع: بلاغ

شهادت حضرت علی 

میان خون سر گشتم شنــاور ××× دگر پر مى‌‏کشم رو سوى کوثر

نباشد تیغ دشــمن قــاتل من ××× که جـان دادم ز داغ کوچه و در

شهادت حضرت علی


 



comment گل نوشته شما ()