سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

گفتگو با خدا
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
 

گاهی مواقع، برخی مطالب، به صورت زبان حال گفته می‌شود، که چه بسا از گفتن آن مطلب به صورت واقعی آن،‌ دلنشینتر و رساتر است. چنانکه در مورد اشعار عرفانی، عاشقانه، حماسی و ... اینگونه است.

آنچه در ادامه مطلب می‌آید نیز، یکی از همین نمونه‌هاست اما به صورت نثر.


شبی در خواب دیدم مرا می‌خوانند.

راهی شدم. به دربی رسیدم، به آرامی درب خانه را کوبیدم.

ندا آمد: درون آی.

گفتم: به چه رویی؟

گفتا: برای آنچه نمی‌دانی.

هراسان پرسیدم: برای چو منی هم زمانی هست؟!!!

پاسخ رسید: تا أبدیت.

تردیدی نبود!!! خانه، خانه خداوندی بود، آری اوست که ابدی و جاوید است.

پرسیدم: بارالها چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟

پاسخ آمد:

اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید.

اینکه شما سلامتی خود را فدای مال اندوزی می‌کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را.

اینکه شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مُرد و چنان گورهای شما را گرد وغبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سکوت کردم...!!!

اندیشیدم...!!!

درب خانه چنین گشوده!

چه می‌طلبید؟؟؟

بلی...، آموختن.

پرسیدم: چه بیاموزیم؟

پاسخ آمد:

بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.

بیاموزید که هرگز نمی‌توانید کسی را مجبور به دوست داشتن خود بکنید. زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آیینه‌ای از کردار و اخلاق خود شماست.

بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید از آنجا که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوریها قرار می‌گیرید.

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعفها و نقصانهای شما آشنایند و لیکن شما را همانگونه که هستید دوست دارند.

بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلکه آنچه با ارزش است؛ بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری که نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل پسندیده را با ممارست بیشتر در خود تقویت نمایید.

بیاموزید که دو نفر می‌توانند به یک چیز نگاه کنند، ولی برداشت آن دو از آن، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، آنگاه که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید راضی و خشنود شوید.

بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آن است که خواسته‌های کمتری دارد.

ای بنده من!!!

به خاطر داشته باش که مردم گفته‌های تو را فراموش می‌کنند...

مردم کرده‌های تو را از یاد خواهند برد...

ولی...

هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند برد.


 



comment گل نوشته شما ()