سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

توفیق توبه ‌میرغضب باشی با نیکی به حیوان
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱ مهر ۱۳۸۸
 

خوشا بحال کسانی که قبل از غرق شدن در منجلاب فساد و تباهی، با تلنگری از جانب حضرت حقّ، به راه حقّ برگردند و قبل از فرا رسیدن مرگشان، گذشته فاسد خود را جبران کنند.


شهید دستغیب(ره) از شخصی نقل می‌کند که فرمود در سالى که در تهران نان به سختى دست مى‌آمد، روزى میرغضب باشى ناصرالدین شاه به طاق آب انبارى مى‌رسد و صداى ناله سگهایى را مى‌شنود.

پس از تحقیق مى‌بیند سگى زاییده و بچه‌هایش به او چسبیده‌اند و چون در اثر بى‌خوراکى پستانهایش شیر ندارد، بچه‌هایش ناله و فریاد مى‌کنند.

میرغضب باشى سخت متأثر مى‌شود. از دکان نانوایی که در نزدیکى آن محل بود، مقدارى نان مى‌خرد و جلوی سگ مى‌اندازد و همانجا مى‌ایستد تا سگ مى‌خورد و بالاخره پستانهایش شیر مى‌آورد و بچه هایش آرام مى‌گیرند و سرگرم خوردن شیر از پستانهاى مادر مى‌شوند.

میرغضب باشى مقدار خوراک یک ماه آن سگ را از آن نانوایى مى‌خرد و نقدا پولش ‍ را مى‌پردازد و مى‌گوید هر روز باید شاگردت این مقدار نان به این سگ برساند و اگر یک روز مسامحه شود از تو انتقام مى‌کشم.

در آن اوقات با جمعى از رفقایش میهمانى دوره‌اى داشتند؛ به این تفصیل که هر روز عصر، گردش مى‌رفتند و تفرج مى‌کردند و براى شام در منزل یکى از آنها با هم صرف شام مى‌نمودند.

تا شبى که نوبت میرغضب باشى شد، زنى داشت که تقریبا در وسط شهر تهران خانه‌اش بود و وسایل پذیرایى در خانه اش موجود بود و زنى هم تازه گرفته بود و نزدیک دروازه شهر منزلش بود.

به زن قدیمى خود پول مى‌دهد و مى‌گوید امشب فلان عدد میهمان دارم و براى صرف شام مى‌آییم و باید کاملا تدارک نمایى، زن قبول مى‌کند و طرف عصر با رفقایش بیرون شهر رفته تفرج مى‌کردند.

تصادفا تفریح آن روز طول مى‌کشد و مقدار زیادى از شب مى‌گذرد، هنگام مراجعت، رفقایش مى‌گویند دیر شده و سخت خسته شده‌ایم، همین در دروازه که منزل دیگر تو است مى‌آییم.

میرغضب باشى مى‌گوید اینجا چیزى نیست و در خانه وسط شهرى کاملا تدارک شده باید آنجا برویم. بالاخره رفقا راضى نمى‌شوند و مى‌گویند ما امشب در اینجا مى‌مانیم و به مختصرى غذا قناعت مى‌کنیم و آنچه در آن خانه تدارک کرده‌اى براى فردا. میرغضب باشى ناچار قبول مى‌کند و مقدارى نان و کباب مى‌خرد و آنها مى‌خورند و همانجا مى‌خوابند.

هنگام سحر، از صداى ناله و گریه بى اختیار میرغضب باشى همه بیدار مى‌شوند و از او سبب انقلاب و گریه‌اش را مى‌پرسند.

مى‌گوید: در خواب، امام چهارم؛ حضرت سجاد(علیه‌السلام) را دیدم به من فرمود احسانى که به آن سگ کردى مورد قبول خداوند عالم شد و خداوند در مقابل آن احسان، امشب جان تو و رفقایت را از مرگ حفظ فرمود. زیرا زن قدیمى تو از غیظى که به تو داشت، سمّى تدارک کرده و در فلان محل از آشپزخانه گذاشته بود تا داخل خوراک شما کند، فردا مى‌روى آن سم را برمى‌دارى و مبادا زن را اذیت کنى و اگر خواست او را به خوشى رها کن.

دیگر آنکه؛ خداوند تو را توفیق توبه خواهد داد و چهل روز دیگر به کربلا سر قبر پدرم حسین(علیه‌السلام) مشرف مى‌شوى.

پس صبح با رفقا مى‌گوید براى تحقیق صدق خوابم بیایید به خانه وسط شهرى برویم.

با هم مى‌آیند، چون وارد مى‌شود زن مى‌گوید که چرا دیشب نیامدى؟

 به او اعتنایى نمى‌کند و با رفقایش به آشپزخانه مى‌روند و به همان نشانه‌اى که امام(ع) فرموده بود، سم را بر مى‌دارد و به زن مى‌گوید دیشب چه خیالى در باره ما داشتى؟ اگر امر امام(ع) نبود از تو تلافى مى‌کردم، لکن به امر مولایم با تو احسان خواهم کرد، اگر مایلى در همین خانه باش و من با تو مثل اینکه چنین کارى نکرده بودى رفتار خواهم کرد، و اگر میل فراق دارى تو را طلاق مى‌دهم و هر چه بخواهى به تو مى‌دهم.

زن مى‌بیند رسوا شده و دیگر نمى‌تواند با او زندگى کند، طلب طلاق مى‌کند. او هم با کمال خوشى طلاقش مى‌دهد و خوشنودش کرده رهایش مى‌کند.

سپس از شغل خودش هم استعفا مى‌دهد و استعفایش مورد قبول واقع مى‌شود.

آنگاه مشغول توبه و اداى حقوق و مظالم گردیده و پس از چهل روز به کربلا مشرف مى‌شود و همانجا مى‌ماند تا به رحمت حق واصل مى‌گردد.

آری؛

آثار احسان به مخلوقات خداوند عالم هر چند حیوانى مانند سگ باشد، در روایات بسیار است و گاه مى‌شود که آن احسان، سبب عاقبت به خیرى و مغفرت الهى مى‌گردد.

وقتی که احسان به حیوان، در هنگام ضرورت، موجب مغفرت و آمرزش و عاقبت به خیرى مى‌شود، پس چگونه است اثر احسان و دادرسى از انسان؛ خصوصاً مؤمن؟!!!

 

منبع: داستانهای شگفت: 85.


 



comment گل نوشته شما ()