سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

عاقبت توهین به سادات
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸۸
 

همه ما بارها خوانده‌ایم و بارها شنیده‌ایم که احترام به سادات چقدر ارزش و ثواب دارد و بی احترامی به آنها چقدر مذموم است ودارای آثار قبیح است.

آنچه در ادامه می‌آید داستانی است عبرت آموز در همین زمینه.


در سال هزار و دویست و نه(1209ه ق) در کاشان، محصّلی از تحصیل‏داران دیوان(مالیات گیر)، از مرد سیّد فقیری مطالبه وجه دیوانی(مالیات) می‏نمود و سختگیری می‏کرد و آن بیچاره عجز و إلحاح می‏نمود که ندارم، چند روزی مرا مهلت ده تا خدا چاره‏ای بسازد و از جدّم رسول‏الله شرم کن.

آن ملعون گفت: اگر از جدّت کارسازی می‏شود؛ یا شرّ مرا از سر تو دفع می‏کند یا برای تو کارسازی کند. از آن سیّد ضامنی گرفت و گفت: اگر فردا اوّل طلوع آفتاب، وجه را ندهی، نجاست به حلق تو خواهم ریخت. پس به جدّت بگو هر کاری می‏تواند بکند.

چون شب شد، آن مرد ظالم به بام خانه رفت که بخوابد. نیمه شب به جهت ادرار کردن، بر لب بام رفت و در تاریکی، پا در ناودان گذاشته، ناودان از پشت بام به پایین افتاد و او نیز بیفتاد.

اتفاقاً در زیر ناودان، چاه مستراح بود. سرنگون به آن چاه افتاد و در آن نیمه شب کسی از احوال او مطّلع نشد.

چون روز شد، او را در حالی یافتند که سر او تا نزدیک ناف، در نجاست فرو رفته و آنقدر نجاست به حلق او فرو رفته بود که شکم او ورم کرده و مرده است و شرّ او از سر آن سیّد بیچاره برطرف شد.[١]

آری؛

فراموش نکنیم که پیامبر اسلام(ص) فرمود:

«أَحِبُّوا أَوْلَادِی الصَّالِحُونَ لِلَّهِ وَ الطَّالِحُونَ لِی»[٢]؛

فرزندان مرا دوست بدارید و اکرام کنید، خوبانشان را براى خداوند و بدانشان را بخاطر من‏.



[١]- خزائن مرحوم نراقی:‌ 422. (با اندکی تصرف در روان سازی عبارت)

[٢]- مستدرک الوسائل 12: 376.


 



comment گل نوشته شما ()