سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

هولوکاست چیست؟
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٧
 

مدتی است واژه «هولوکاست» را در افواه سیاستمداران زیاد می‌شنویم. اما راجع به چگونگی آن، کمتر چیزی گفته می‌شود. مناسب دیدم در باره این موضوع مطلبی را بیان کنم.


هولوکاست چیست؟

هولوکاست، در لغت به معنی قربانی، قربانی بزرگ، با آتش سوزاندن و به معبود رسیدن می باشد. معادل این واژه در زبان عبری کلاسیک؛ «اولم کالیل» و در عبری مدرن؛ «شوآه» است. در زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948  در نسخه عبری به جای واژه «هولوکاست» از کلمه «شوآه» استفاده شده بود.

بیش از پنجاه سال است که واژه ای جدید به عمد وارد فرهنگ و قاموس سیاسی جهان شده است. واژه ای که بیش از آن که بیانگر واقعیت تاریخی خود در یونان؛ یعنی سوزاندن مسیحیان ربّانی به دست یهودیان پیامبرکُش باشد، رنگ و صبغه‌ای دیگر گرفت، تا از آن به عنوان ابزاری در خدمت منافع صهیونیسم سلطه‌گر و مظلوم نمایی یهودیان استفاده شود.

واژه ای به نام «هولوکاست»؛ که شاید هنوز هم شمار بسیاری از مردم جهان، از معنا و مفهوم حقیقی آن آگاهی ندارند.

اما آن چه که در تبلیغات و رسانه های جمعی غرب به ویژه صهیونیستی بر روی آن در رابطه با واژه هولوکاست تبلیغ شده، مسأله ای است به نام «کوره های آدم سوزی» یا «اتاق های گاز هیتلری»، که به کشتارگاه چندین میلیون یا صدها هزار یهودی معروف شده است. به ادعای صهیونیست ها، نازی ها شش میلیون یهودی را در اتاق های گاز خفه می‌کردند و سپس آن ها را در کوره های آدم سوزی می سوزاندند. این ادعا و اسطوره سازی، در منابع صهیونیستی که وابسته به آژانس یهود است به وضوح دیده می شود.

اما این ادعا تنها برای بزرگ نمایی مسأله و مظلوم نمایی یهودیان بود تا صهیونیسم بتواند دولت اسرائیل را در سرزمین فلسطین ایجاد کند و زمینه های پذیرش این دولت صهیونیستی را در افکار عمومی جهان به ویژه نزد اروپایی ها به وجود بیاورند. زیرا یهودیان تا پیش از این زمان در افکار عمومی غرب، به ویژه اروپای شرقی، به عنوان افرادی که دارای نقش منفی و مخرب در اقتصاد کشورها هستند معرفی می شدند.

بنابراین طرح کشتار یهودیان با نام «هولوکاست»، بیشتر برای جلب نظر افکار عمومی در اروپا و در راستای پذیرش دولت اسرائیل در فلسطین انجام گرفت. کتابها و دائرة المعارف های یهودی در این راستا بیشترین نقش را داشتند.

این تبلیغات به قدری توسط صهیونیست ها گسترده و غلو گردید که حتی برخی محافل صهیونیستی و آثار مکتوب وابسته به آن ها تعریف گسترده تری از هولوکاست را مد نظر قرار دادند. از جمله اینکه «شش میلیون یهودی» در یک برنامه از پیش تعیین شده ای، به عنوان «راه حل نهایی» و در «اتاق های گاز» در «اردوگاه های کار اجباری» به قتل رسیده اند.

در این تعریف سه مؤلفه به کار رفته، یکی «کشتار شش میلیون یهودی»، دوم «راه حل نهایی» و سوم «اتاق های گاز». از میان این سه مؤلفه؛ اولین مورد در مرکز ثقل تبلیغات گسترده صهیونیست ها قرار دارد، به طوری که کمتر شنونده ای در آمار ارائه شده تردید می کند. کتابها و دائرة المعارف های متعددی هم که بیشتر، یهودیان مؤلف آنها بوده اند، تعریفی را که از هولوکاست ارائه داده اند مبتنی بر همین آمار و ارقام نجومی و ادعایی صهیونیستی است. مثلاً مارتین گیلبرگ(مورخ یهودی انگلیسی تبار) در کتاب خود با عنوان «هولوکاست»، این واژه را چنین تعریف می کند: «کشتار سازمان یافته شش میلیون یهودی».

دائرة المعارف کتاب جهان نیز تعریفی که درباره هولوکاست دارد شبیه تعریف فوق الذکر است؛ در آن آمده است که «تا پایان سال 1945، نازی ها بیش از شش میلیون مرد، زن و کودک یهودی را قتل عام کردند، یعنی بیش از دو سوم جمعیت یهودیان اروپا».

دائرة المعارف یهود (جودائیکا) نیز ذیل واژه «هولوکاست» همین تعریف را ارائه کرده است.

 

اما معنا و تعریف دقیق هولوکاست و پیشینه تاریخی کاربرد آن چیست؟

تعریف:

هولوکاست از یک واژه یونانی holos  به معنای تمام و kalein  به معنای سوزاندن است. در کتاب فرهنگ یهود نیز هولوکاست به معنای «سوزاندن با آتش که به طور کامل از میان برود» تعریف شده است. با توجه به تعریف فوق الذکر می‌توان گفت که «هولوکاست» در لغت به معنی قربانی، قربانی بزرگ، با آتش سوزاندن و به معبود رسیدن می باشد.

معادل این واژه در زبان عبری کلاسیک؛ «اولم کالیل» و در عبری مدرن؛ «شوآه» است. در زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 که بن گوریون اعلامیه به اصطلاح استقلال اسرائیل را قرائت کرد، در نسخه عبری به جای واژه «هولوکاست»، از کلمه «شوآه» استفاده شده بود. این واژه، یک کلمه عبری به معنای «فاجعه» است و کاربرد آن مورد علاقه کسانی بوده که بر منحصر بودن قتل عام یهودیان تاکید دارند. رژیم صهیونیستی بعدها در تقویم عبری، روزی را به همین نام برای یادبود به اصطلاح کشتار دسته جمعی یهودیان اختصاص داد.

پیشینه:

اسطوره «هولوکاست» یا کشتار یهودیان، به ویژه «اتاق های گاز»، اولین بار در سال 1942 در برخی محافل صهیونیستی آمریکا توسط فردی به نام «الی ویزل» مطرح شد. البته در طی جنگ کسی بدان اعتنا نکرد. اما در اواخر جنگ وقتی متفقین صحنه های دلخراش بعضی از اردوگاه‌ها و اجساد روی هم انباشته‌ی اسیرانی که به علت بیماری تیفوس یا گرسنگی جان داده بودند را دیدند، زمزمه های «اتاق های گاز» مجدداً از سر گرفته شد. یک سال پیش از پایان جنگ نیز (1944) حقوقدان لهستانی «رافائل لمکین» واژه ی «نسل کشی» را به کار برد. در پی آن نیز واژه ی «یهود کشی» از سوی «آرنومه یر» مورخ پیشنهاد شد. و اما واژه «هولوکاست» از جمله واژه هایی بود که در فرهنگ و قاموس سیاسی جهان به ویژه غرب ماندگار شد. بدون اینکه هیچ مورخ و مرکز علمی، تاریخی و یا مطالعاتی و تحقیقاتی در مورد صحت و سقم آن تحقیق کرده و یا آن را به چالش بکشاند.

این وضعیت حدود سی سال ادامه داشت و درباره‌ی آن، صدها کتاب به رشته تحریر درآمد و صدها فیلم و تئاتر و سریال ساخته شد و به زبان های مختلف ترجمه و در ممالک مختلف دنیا، به ویژه جهان غرب به نمایش درآمد و به عنوان یک رویداد تاریخی و واقعیت غیرقابل انکار به افکار عمومی القاء شد. در محافل دانشگاهی و دیگر مراکز آموزشی در جهان نیز به صورت یک رخداد تاریخی غیرقابل تشکیک مورد آموزش قرار گرفت.

در همین راستا فیلم ها و سریال های ساخته شده در جهان غرب بدون هیچ تفسیر، توضیح و یا ملاحظه ای، ترجمه و برای اقشار مختلف در کشورهای جهان به نمایش گذاشته می شوند. پخش سریال «دوران طلایی» در سیمای جمهوری اسلامی ایران (شبهای چهارشنبه، مورخ اسفند1371 و 18/1/1372) تنها یک نمونه بارز و بسیار کوچک از آن است.

این ادعای دروغین و اسطوره سازی صهیونیسم، چنان به افکار عمومی جهان القاء شد که حتی امروزه در برخی کشورها و محافل، هر جنایتی با آن مقایسه می شود. حتی برخی مورخان و پژوهشگران تاثیر این اسطوره سازی صهیونیسم در تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین را غیرقابل انکار می دانند. شماری از مورخان و محققان بر این عقیده هستند که اگر ماشین تبلیغاتی صهیونیسم چنین سوژه ای را در دست نمی داشت، نه تنها در راستای استراتژی خویش، شکست فاحشی را متحمل می‌شد، که شاید امروز پدیده ای به نام «رژیم اسرائیل» در عرصه های سیاست، جغرافیا و تاریخ خودنمایی نمی کرد و مشکلی بنام «اشغال فلسطین» با تمامی ابعاد بغرنج آن در جهان امروز وجود نمی داشت.

 

سؤالهای اساسی:

۱- اتاق های گاز چیست؟ چگونه جایی است؟ آیا «اتاق های گاز هیتلری» واقعاًُ وجود داشته است؟ از چه نوع گازی در آن استفاده می کردند؟ چگونه گاز را در آن وارد می کردند؟ چگونه می توان برای خارج کردن اجساد به اتاق های گاز وارد شد؟ و کوره های آدم سوزی اردوگاه های آلمان هیتلری چیست؟

۲- آیا اصلاً کشتاری از یهودیان در اردوگاه های هیتلری صورت گرفته است؟ تعداد قربانیان یهودی جنگ دوم جهانی چقدر بوده است؟ اگر طبق ادعای صهیونیست‌ها؛ شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم توسط نازی‌ها کشته شده اند، پس آمار کلی جمعیت یهودیان در اروپا چقدر بوده است؟

برای پاسخ به سؤالات فوق الذکر و ده ها سؤال بی پاسخ دیگر، تبیین واقعیت موجود و بازنگری تاریخی ادعای کشتار شش میلیون یهودی توسط نازی ها ضروری است.

 

واقعیت موجود:

پروفسور «روبر فوریسون» متخصص و کارشناس عالیرتبه فرانسویِ بررسی، ارزیابی و شناخت اسناد و مدارک تاریخی، پس از ده‌ها سال مطالعه و تحقیق بر روی اسناد جنگ جهانی دوم، در مراکز و مؤسسه های بزرگ مطالعاتی و پژوهشی، به این واقعیت دست یافت که مسأله «اتاق های گاز» و قتل عام یهودی ها (هولوکاست)، دروغ و افسانه ای است که از سوی بعضی مجامع و سازمان های یهودی و کانون های صهیونیستی، با اغراض کاملاً سیاسی و بلکه اقتصادی ساخته و پرداخته شده است. وی درباره‌ی فقدان هرگونه شاهد و سند در اثبات وجود اتاق های گاز نوشته است «در مورد «اتاق های گاز» مجاور کوره ها، نه دستور ساخت، نه مطالعه، نه سفارش، نه صورت هزینه و حتی یک عکس وجود ندارد. در صدها محاکمه (اورشلیم، فرانکفورت و غیره...) هیچ سندی در این باره ارائه نشده است. من در آشویتس بودم. در آنجا هیچ «اتاق گازی» وجود نداشت».

پس از جنگ، سازمان صلیب سرخ جهانی(که درباره «زمزمه های آشویتس» تحقیق کرده بود)، واتیکان (که اطلاعات بسیاری از لهستان داشت)، نازی ها و سازشکاران (کسانی که با آلمانی ها همکاری داشتند) همگی اعلام کردند: «اتاق های گاز»؟ ما نمی دانستیم.

و در جای دیگری می گوید: «من از اردوگاه های «آشویتس» و «بیرکناو» - که در آن اتاق های گاز بازسازی شده و بقایایی از «کوره های آدم سوزی» وجود دارند- چندین مرتبه بازدید کردم. در اردوگاه های «اشتراتهوف»(آلزاس فرانسه) و مایدانک (لهستان) مکان هایی را که به عنوان «اتاق گاز» معرفی می شدند بررسی کردم.

در مرکز اطلاع رسانی معاصر یهود در پاریس، آرشیوها، دست نویس ها، عکس ها و شهادت های کتبی و هزاران سند دیگر را مطالعه کردم. برای یافتن پاسخ، بی وقفه از متخصصان و تاریخ دانان پرسش کرده ام.

سال ها، اما بیهوده، به دنبال فقط یک بازمانده از تبعیدیان جنگ بودم که با چشم خود «اتاق های گاز» را دیده باشد، به ویژه به کثرت مدارک ادعایی در این مورد وقعی نمی‌گذاشتم. به حتی یک مدرک، فقط یک مدرک راضی بودم، اما همین یک مدرک را هم نیافتم. در مقابل، آن چه یافتم؛ تعداد بیشماری مدارک مجعول، شایسته محاکمه جاوگران و مایه شرمساری برای قضاتی است که آن ها را پذیرفته اند».

خاطرات دکتر «یوهان پل کرمر» پزشک اردوگاه آشویتس که از تاریخ 29 اوت تا 18 نوامبر 1942 به این اردوگاه اعزام شده بود نیز حاکی از این واقعیت است که اصلاً اتاق گازی برای کشتار یهودیان وجود نداشته، بلکه آنچه که کشتار می‌کرده بیماری تیفوس بوده نه آلمانی ها.

«روبر فوریسون» ضمن اثبات ساختگی بودن افسانه کشتار یهودیان در اتاق های گاز، در این باره می‌گوید: «در سال 1945 و در آخرین ماه های جنگ، یک اپیدمی در اردوگاه برگن بلسن شیوع یافت، به نحوی که، آلمانی ها نتوانستند آن را مهار کنند؛ البته در آن زمان، اوضاع عمومی آلمان بسیار از هم پاشیده و غم انگیز بود. هیچ گونه مواد غذایی و دارویی به اردوگاه نمی‌رسید.

نیروی هوایی متفقین از ماه ها قبل جاده ها و راه های زمینی را بمباران می کرد. صحنه های وحشتناکی که انگلسیی ها پس از دستیابی به این اردوگاه دیدند، مربوط به همین شیوع تیفوس بود. عکس هایی که توسط متفقین از اجساد این اردوگاه گرفته شده، مربوط به ضعف و لاغری ناشی از تیفوس بود و کشتاری در میان نبوده است.

انگلیسی ها خود نیز در مهار آن دچار مشکلات بسیار شدند؛ آن چنان که بسیاری از اسیران می مردند و این تقصیر انگلیسی ها هم نبود. بنابراین آلمانی ها و انگلیسی ها نبودند که در برگن بلسن می کشتند، بلکه این تیفوس بود که کشتار می کرد».

اظهارات فوق الذکر از «روبر فوریسون» و نیز خاطرات دکتر «یوهان پل کرمر» بیانگر این واقعیت تاریخی است که اصلاً اتاقهای گاز به منظور از بین بردن پشه ناقل بیماری تیفوس با هدف مبارزه با این بیماری مهلک مورد استفاده قرار می‌گرفته است. وی در تاریخ 13 اکتبر 1942 می نویسد: «در آشویتس، کوچه هایی به طور کامل از تیفوس نابود شده اند». خود وی نیز به «بیماری آشویتس» مبتلا شد. حتی خود آلمانی ها هم بر اثر آن می مردند، وی در جای دیگری می گوید: «پزشکان نیز باج خود را به تیفوس پرداخته اند».

دکتر «ماریان یسیلووسکی» از ورشو عهده دار وظیفه رسیدگی به اسرای جنگی شوروی بود که در اثر بیماری تیفوس جان باخت. دکتر «Casar» نیز به تیفوس مبتلا شد. همسر او چند روز پیش (13اکتبر 1942) از این بیماری فوت کرد و... .

گروه های پزشکی در اردوگاه ها برای مسدود ساختن و جلوگیری از گسترش بیماری تیفوس، تنها چاره را در سوزاندن اجساد آن عده از اسرایی که بر اثر ابتلاء به بیماری تیفوس جان خود را از دست داده بودند و نیز البسه و اشیاء متعلق به آن ها، تنها راه و متد علمی تجویز شده و مؤثر آن زمان بود که می توانست از سرایت بیشتر بیماری تیفوس جلوگیری کند.

افزون بر اظهارت فوق الذکر، نتایج تحقیق یک افسر یهودی سازمان ضد اطلاعات آمریکا (C.I.C) در سال 1949 گویای این واقعیت است که اصلاً در اردوگاه های نازی ها صنعت سوزاندن و یا خفه کردن به وسیلة گاز وجود نداشته است. لوئیس مارشالکو در این باره می گوید: «یکی از افسران یهودی ضد اطلاعات آمریکا در سال 1949 براساس، اطلاعاتی که از یک لهستانی رشوه داده شده به دست آورده بود در باغ سبزیجات اردوگاه، در سطحی وسیع اقدام به حفاری و کاوش کرد.

اما علی رغم همه زحمات سنگین و خستگی ناپذیر وی و بودجه زیادی که خرج این کار کرد هیچ گونه اثری از خاکسترهای فوق الذکر و یا اجساد یهودیان به دست نیامد، که البته جای تعجبی هم نبود به ویژه اینکه یکی از کوره های اردوگاه را اصلاً پس از جنگ و برای فیلمبرداری صحنه های فیلم "آسیاب مرگ" ساخته بودند».

اما در پاسخ به این سؤال که آیا کشتاری از یهودیان در اردوگاه های هیتلری صورت گرفته و شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و در اردوگاه های آلمان نازی قتل عام شده اند باید گفت که:

اولاً ؛ هیچ دستور یا فرمانی از سوی سران حزب نازی مبنی بر قتل عام یهودیان در اردوگاه های هیتلری و حتی در مسیر حرکت نازی ها به سوی لهستان، بالکان و شوروی سابق وجود ندارد.

ثانیاً؛ قربانیان جنگ جهانی دوم و قتل عام های نازی ها تنها یهودیان نبوده اند، بلکه همه آحاد مردم کشورهای اروپایی اعم از یهودی و غیر یهودی بودند. واحد کشتار نازی ها علاوه بر یهودی ها، اقدام به قتل عام کولی ها، کمونیست ها، رهبران سیاسی و اندیشمندان، معلولان جسمی و عقب مانده های ذهنی و قشرهای دیگری از غیرنظامیان کردند.

ثالثاً، تجدیدنظر طلبان تاریخی معتقدند که روش مورد استفاده در جمع آوری آمار کشته شدگان، کاملاً غیر فنی و غیر علمی بوده است. از این رو عدد نمادین «شش میلیون یهودی» فاقد اعتبار علمی است.

لوئیس مارشالکو دربارة جعلی بودن و یا صحت ادعای صهیونیست ها مبنی بر قتل عام یهودیان می گوید: «کسانی که در دادگاه نورمبرگ محکوم شدند، مکرراً و با وجدانی آسوده می گفتند که در تمام دوران جنگ، آن ها چیزی راجع به قتل عام های جمعی یهودیان و یا اردوگاه «آشویتس» و یا «تربلینکا» نمی دانستند و اولین باری که نام آن ها را شنیدند از دهان دادستان همین دادگاه بوده است».

در مورد تعداد شش میلیون یهودی، تجدیدنظر طلبان تاریخی معتقدند که این رقم را صهیونیست ها تعیین کرده اند و اگر چه جنگ جهانی دوم تبعات بسیاری برای مردم همه کشورهای درگیر جنگ از جمله یهودیان داشته اما به هیچ روی قتل عام یهودیان در چنین مقیاس وسیعی و با امکانات سالهای 47 - 1943 امکان پذیر نیست.

آنها درباره شمار کشته شدگان یهودی که از سوی صهیونیستها ارائه شده است معتقدند از یک سو رقم «شش میلیون» برای قربانیان یهودی در طول جنگ جهانی دوم، عددی از پیش تدارک دیده شده، یا به عبارتی «عددی نمادین» است. و از سوی دیگر آمار و ارقام ارائه شده تنها براساس شهادت شفاهی و تنها در یک مورد شهادت کتبی از متهمان دادرسی های نورنبرگ به نام «ویلهم هوتل» که سپس به عنوان شاهد در جایگاه شهود دعوت شدند، تهیه شده است.

«روژه گارودی» اندیشمند مسلمان فرانسوی نیز که رقم شش میلیون یهودی را تا سال 1971 واقعی می پنداشته در این باره چنین می گوید: «در اینجا می خواهم بازگو کنم که چگونه به غیر واقعی بودن رقم شش میلیون قربانی پی بردم، چون من هم تا سال 1971، آن را واقعی می دانستم. آقای «ناحوم گلدمن»، رئیس کنگره جهانی یهود، یکی از دوستان من است. حتی در خانه اش در بیت المقدس مهمان او بوده‌ام. یک روز در پاریس برایم تعریف می کرد که چگونه به خاطر قربانیان یهود، توانسته است غرامت سنگینی از رئیس جمهور «آدنور» بگیرد. آقای ناحوم گلدمن افزود: من رقم رسمی شش میلیون را تعیین کردم».

«دیوید ایرونیگ» مورخ تجدیدنظرطلب انگلیسی نیز در کتاب خویش به نام «نورمبرگ آخرین نبرد» در خصوص آمار قربانیان هولوکاست به نکات جالبی اشاره می کند. وی در این کتاب می نویسد: «برخی از سران صهیونیست از اوایل ژوئن 1945 توانستند علی رغم آشفتگی های آن زمان که عمداً هرگونه آمارگیری را غیرممکن می ساخت، شمار دقیق قربانیان یعنی رقم شش میلیون نفر را اعلام کنند».

در بخش دیگری از این کتاب، ایرونیگ به ملاقات وکیل یهودی، نمایندگان مهم ترین سازمان های یهودی وقت در آمریکا با «روبرت جکسون»، سر بازرس کل در جریان دادرسی نورمبرگ اشاره می کند که در سال 1945 و در شهر نیویورک آمریکا رخ داد در این ملاقات، جکسون از سه وکیل می پرسد چه تعداد یهودی در سرزمینهای تحت اشغال نازی ها جان خود را از دست داده اند و پاسخ می گیرد: شش میلیون نفر.

نکته دیگری که قابل توجه است و دروغ بودن هولوکاست را اثبات می کند؛ آمار جمعیت یهودیان، قبل و بعد از جنگ جهانی است. سالنامه های آمریکا قبل از جنگ در سال 1939 آمار یهودی ها را اعلام کرده است. همین سالنامه ها که توسط سالنامه های آمریکا قبل و بعد از جنگ اعلام شده تغییر پیدا نکرده است. در کل اروپا در زمان جنگ؛ سه میلیون و یکصد و بیست هزار یهودی ساکن بودند.

حالا نکته بعدی اینجاست که این شش میلیون از کجا آمده است و چطور دو برابر [جمعیت] یهودیان ساکن در اروپا در جنگ کشته می شوند؟

نکته جالب توجه دیگر هم اینکه از جمعیت 600 هزار یهودی که در آلمان ساکن بودند، 400 هزار نفرشان به دستور هیتلر از آلمان اخراج شده بودند و این مسأله قبل از جنگ اتفاق افتاده بود. یعنی در آلمان، تنها 200 هزار یهودی ساکن بودند.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که آمار یهودی ها قبل و بعد از جنگ تغییر پیدا نکرده است.

یکی از افسران یهودی ضد اطلاعات آمریکا در سال 1949 براساس اطلاعاتی که از یک لهستانی رشوه داده شده به دست آورده بود، در باغ سبزیجات اردوگاه، در سطحی وسیع اقدام به حفاری و کاوش کرد، اما هیچ گونه اثری از خاکسترهای فوق الذکر و یا اجساد یهودیان به دست نیامد.

 

منبع: همشهری دیپلماتیک، شماره ۸۲


 



comment گل نوشته شما ()