سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک میلاد امام هادی(ع)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

میلاد با سعادت و سراسر نور و سرور دهمین سپهر امامت،

دوازدهمین اختر تابناک آسمان عصمت و طهارت؛

امام علی النقی، حضرت هادی(علیه‌السّلام)

بر فرزند دلبندش امام زمان(علیه‌السّلام)

و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد

 

مژده ز میلاد ولیّ عَشَر          هادی دین، زاده خیر البشر

مژده ز میلاد علی النقی          هادی دین نو گل باغ تقی

سبط نبی میر همه متّقی          شبل علی بحر نقاوت نقی


کرامتی از وجود مقدّس امام هادی(ع)

کافور خادم گوید: در سامرا در مجاورت حضرت هادی(ع) صنعت‌گرانی بودند، وآنجا مثل شهری شده بود. یونس نقاش(یکی از صنعتگران) بر آن حضرت وارد می‌شد و به حضرت خدمت می‌کرد.

روزی لرزان خدمت حضرت آمد و گفت: سرور من! به شما وصیت می‌کنم که با اهل و عیالم نیکی کنید.

امام(ع) فرمود: «مگر چه خبر است؟»

گفت: خیال دارم فرار کنم.

حضرت تبسم‌کنان فرمود: «چرا؟»

گفت: برای اینکه ابن بغا(گویا از سران ترک بوده) نگین بی‌ارزشی برای من فرستاد که بر آن نقشی بزنم. موقع نقاشی دو قسمت شد، و فردا وعده اوست که [آن نگین را پس] بگیرد. (موسی بن بغا) هم که حالش معلوم است، یا هزار تازیانه می‌زند یا می‌کشد.

امام(ع) فرمود: «به منزلت برگرد، تا فردا فرج می‌رسد و جز خیر، چیز دیگری نیست».

باز فردا صبح زود لرزان آمد وگفت: فرستاده‌ی او آمده، نگین را می‌خواهد.

امام(ع) فرمود: «برو که جز خیر نمی‌بینی». گفت: چه جواب گویم؟ حضرت خندید و فرمود: «برو ببین چه خبر آورده، هرگز جز خیر نیست».

رفت و بعد از مدتی خندان بازگشت و عرض کرد: فرستاده گفت: کنیزکان بر سر این نگین خصومت می‌کنند، اگر ممکن است آن را دو قسمت کن تا تو را بی نیاز کنیم.

امام(ع) فرمود: «خداوندا! سپاس مخصوص توست که ما را از آنها قرار دادی که حق شکر تو را بجای آورند. به او چه گفتی؟»

عرض کرد: گفتم مرا مهلت دهید تا درباره آن فکرکنم که چگونه این کار را انجام دهم.

فرمود: «درست گفتی».

 

منبع: إثبات الهُداة 6: 228.


 



comment گل نوشته شما ()