سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

امام هادی(ع) و مبارزه با صوفیّه
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

یکی از مکاتبی که امروزه بسیار تبلیغ و ترویج می‌شود، مکتب تصوّف و صوفیگری است.

مکتبی که هیچ ارتباط و سنخیّتی با اسلام و تشیّع ندارد.

به مناسبت میلاد امام هادی(ع) و پاسخی به مبلّغین و مروّجین این مکتب مذموم و دروغین، یک نمونه از برخوردهای ائمه(ع) با صوفیّه را در اینجا نقل می‌کنیم. لطفا با دقّت مطالعه فرمایید.


شیخ مفید(رض) به سند صحیح از امام علی النقی(ع) روایت کرده است که «محمد ابن حسین بن ابی الخطاب» می‌گوید در خدمت امام علی النقی(ع) در مسجد النبی بودم که در آن حال جمعی از اصحاب آن حضرت شرفیاب حضور آن حضرت شدند و در میان ایشان «ابو هاشم جعفری» نیز بود که او مردی بسیار بلیغ و با کمال بود ودر نزد آن حضرت، مقام و منزلت عظیمی داشت و چون اصحاب در کنارش قرار گرفتند، ناگهان جمعی از «صوفیه» داخل مسجد شدند و حلقه زدند و مشغول ذکر و گفتن «لا إله إلا الله» گردیدند.

امام(ع) فرمود: «به این حیله‌گران اعتنا نکنید، چون اینها جانشینان شیاطین و خراب کننده بنیان دین می‌باشند. زهد و پرهیزگاری ایشان، برای راحتی بدنهایشان، و تهّجد و شب زنده‌داریشان برای به دام انداختن عوام مردم است. عمری را در گرسنگی به سر می‌برند تا مردم عوام و نادان را مانند چهارپایان پالان کنند و زین بر پشت آنها گذارند و از آنها سواری بگیرند.

ذکر نمی‌گویند مگر برای فریب مردم، و خوراک خود را کم نمی‌کنند مگر برای پر کردن ظرفهایشان و ربودن دل احمقان.

با مردم دم از دوستی خدا می‌زنند تا ایشان را به چاه اندازند.

أوراد و أذکار ایشان؛ رقص و کف زدن و غنا و آوازه خوانی است و کسی به سوی آنها میل نکند و از اینها تبعیّت نکند، مگر آنکه از جمله نادانان و احمقان باشد.

هر کس در حال حیات و یا بعد از مرگ، به زیارت یکی از آنان برود، همانند آن است که به زیارت شیطان و بت پرستان رفته باشد.

و هر کس ایشان را یاری کند، گویا یزید ومعاویه و ابوسفیان را یاری کرده است».

در همان موقع یکی از اصحاب آن حضرت عرض کرد:

«اگر چه آن کسی که به زیارت اینها رفته و ایشان را یاری کرده، از شیعیان شما باشد؟!!!»

امام(ع) نگاه تند و غضبناکی به او کرد و فرمود:

«دیگر این حرف را نزن، کسی که شیعه‌ی ماست و به حقوق ما معترف است، به جایی نمی‌رود که عاقّ ما باشد(یعنی موجب تنفّر و ناراحتی شدید امام"ع" باشد)

سپس فرمود:

«این گروه که الان در مسجد است، بهترین طائفه‌ی صوفیه می‌باشند، و تمام این صوفیان، مخالف ما هستند و راه و طریقه آنها باطل و برخلاف طریقه ماست.

و این گروه؛ نصاری و مجوس این أمت هستند و آنان کسانی هستند که برای خاموشی نور خدا (محو اسلام) تلاش می‌کنند، ولی خداوند متعال نور خود را کامل می‌کند، اگر چه کافران خوش نداشته باشند».(1)

دوستان عزیز؛

از این روایت صحیح و متقن که بیان گردید، چند نکته مهم قابل توجّه است:

الف- مضمون این روایت، إنکار و مذمّت تمام صوفیه است و تصریح می‌کند که تمام آنها مخالف طریقه اهل بیت(ع) می‌باشند، و آن گروه آنها که دم از علی(ع) و اولاد آن حضرت می‌زنند و ادعای تشیّع می‌نمایند، از سایر فِرَقِ صوفیه پست‌تر و نزد شیطان محبوبترند، زیرا آنان باعث گمراهی شیعیان می‌شوند.

ب- آن حضرت نسبت به آن مرد که گفت: «اگر چه یاری کننده اینها، شیعه و معترف به حقوق شما باشد»؛ با غضب در پاسخ فرمودند: «کسی که شیعه و معترف به حقوق ما می‌باشد، با ما مخالفت نمی‌کند»؛ یعنی آنان در ادعای خود دروغگو هستند و اعتراف به حقوق اهل بیت، با تصوف و صوفیگری سازگار نمی‌باشد.

ج- آنجا که امام(ع) فرمود: «صوفیه، هم پیمان شیطان هستند و زیارت ایشان زیارت شیطان است»، معلوم می‌شود ایشان روابط تنگاتنگ و سَر و سِرّی با شیطان دارند و گمراه کردن بندگان خدا و غیبگوئی و مکاشفات ادعائی ایشان هم به کمک شیطان است. شیطان در نظر مریدان مجسم می‌شود و مرشد می‌گوید حقّ تجلّی کرده و چون به حق واصل شده‌ای، امام به زیارت شما آمده است. مرید بیچاره از شوق به وجد می‌آید و گریه شوق سر می‌دهد، غافل از آنکه تمام اینها دروغی بیش نیست.

د- امام(ع) فرمود: «هر که آنها را یاری کند، یزید و معاویه و ابوسفیان را یاری کرده و با آنها محشور خواهد شد». پس کسانی که نسبت به ایشان خوش‌بین بوده، و کلمات کفرآمیز و آلوده به خرافات آنان را تأویل و یا به معانی صحیح توجیه می‌کنند، به گناه بزرگی مرتکب شده‌اند، چون با این کار، ایشان را یاری نموده‌اند، و در واقع بدتر از یزید و پدران پلید وی هستند، زیرا او بدنهای اهل حق را پایمال کرد، و ایشان افکار و عقائد آنان را نابود کردند!

ه- امام(ع) از آنها تعبیر به «نصاری و مجوس» کرده است، شاید به خاطر اینکه تأثیر ادیان قدیم ایرانی در تصوّف بیشتر بوده است. بنابراین؛ صوفیها اگر چه خود را مسلمان می‌نمایند، ولی در میان مسلمانان بسان نصاری و مجوس می‌باشند.

و- امام(ع) آنان را به «بت پرستان» تشبیه فرمود، شاید برای آن است که آنان صورت مرشد و قطب خود را در حال عبادت مانند بت مورد توجه قرار می‌دهند.

ز- نکته بسیار مهم در این روایت این است که امام(ع) فرمود: «کسی که شیعه‌ی ماست و به حقوق ما معترف است، به جایی نمی‌رود که مورد تنفّر و ناراحتی ما باشد». این کلام امام(ع) فقط مخصوص این گروه نیست، بلکه بسیاری از مجالس و محافل که در آنها «غیبت»، «تهمت»، «دروغ»، «قمار»، «موسیقی‌های حرام»، «اختلاط زن و مرد نامحرم» و . . . وجود دارد، از مجالس مورد تنفّر امام(ع) و موجب ناراحتی آنها می‌باشد.

 

خدایا! ما را از شیعیان واقعی ائمه معصومین(علیهم السّلام) قرار بده.

1) سفینة البحار 2: 58.


 



comment گل نوشته شما ()