سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

احادیث هفته پنجاه و ششم
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ آذر ۱۳۸۸
 

عنوان احادیثی که این هفته تقدیم دوستان عزیز می‌شود از این قرار است:

  • عید غدیر؛ أفضل از سایر اعیاد و فضیلت روزه در این روز
  • عاقبت دنیوی منکران غدیر
  • خوشحالی شدید شیطان از انحراف غدیر

خداوند به ما توفیق معرفت، عبادت و عمل به دستوراتش عنایت فرماید. آمین


عید غدیر؛ أفضل از سایر اعیادو فضیلت روزه در این روز

الْحَسَنِ بْنِ رَاشِد عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لِلْمُسْلِمِینَ عِیدٌ غَیْرُ الْعِیدَیْنِ قَالَ نَعَمْ یَا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهُمَا قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ قَالَ یَوْمٌ نُصِبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع عَلَماً عَلَى النَّاسِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ قَالَ إِنَّ الْأَیَّامَ تَدُورُ وَ هُوَ یَوْمُ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ مِنْ ذِی الْحِجَّةِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیهِ قَالَ تَصُومُهُ یَا حَسَنُ وَ تُکْثِرُ الصَّلَاةَ فِیهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ تَتَبَرَّأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ ظَلَمَهُمْ وَ جَحَدَ حَقَّهُمْ فَإِنَّ الْأَنْبِیَاءَ ع کَانَتْ تَأْمُرُ الْأَوْصِیَاءَ بِالْیَوْمِ الَّذِی کَانَ یُقَامُ فِیهِ الْوَصِیُّ أَنْ یُتَّخَذَ عِیداً قَالَ قُلْتُ مَا لِمَنْ صَامَهُ مِنَّا قَالَ صِیَامُ سِتِّینَ شَهْراً وَ لَا تَدَعْ صِیَامَ یَوْمِ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَإِنَّهُ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أُنْزِلَتْ فِیهِ النُّبُوَّةُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّینَ شَهْراً لَکُم‏؛[١]

به امام صادق(ع) عرض کردم: فدایت شوم آیا مسلمانان به غیر از آن دو عید(عید فطر و عید قربان)، عید دیگرى دارند؟

امام(ع) فرمود: آرى اى حسن! عیدی با عظمت‏تر و شریفتر از آن دو.

عرض کردم: آن چه روزى است؟

فرمود: روزى که در آن، امیرالمؤمنین، على بن ابیطالب(علیه السّلام) به امامت و خلافت منصوب و رهبر امّت شد.

عرض کردم: فدایت گردم آن روز چه روزى است؟

فرمود: روزها در گردش است و آن روز؛ همان روز هجدهم ماه ذى الحجّه است.

عرض کردم: فدایت شوم، در این روز چه عملى انجام دهیم؟

فرمود: اى‏ حسن! آن روز را روزه بگیر، و در آن روز بر محمّد و آل محمد بسیار صلوات بفرست، و از کسانى که به آنها ستم کردند و حقشان را انکار نمودند بیزارى بجوى. زیرا همه پیغمبران به جانشینان خود دستور مى‏دادند تا در روزى که به جانشینى منصوب شوند، آن روز را روزه بدارند و عید بگیرند.

عرض کردم که: پاداش روزه‏دار این روز چیست؟

فرمود: ثواب روزه شصت ماه. و روزه روز بیست و هفتم رجب را ترک مکن، زیرا این همان روزى است که نبوّت بر حضرت محمّد(ص) ارزانى شد، و ثواب روزه آن مانند ثواب شصت ماه روزه براى شماست.

عاقبت دنیوی منکران غدیر

قَالَ نَشَدَ عَلِیٌّ(ع) النَّاسَ فِی قَوْلِ‏ النَّبِیِّ ص مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ فَشَهِدَ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ وَ أَنَسُ بْنُ مَالِکٍ حَاضِرٌ لَمْ یَشْهَدْ فَقَالَ عَلِیٌّ ع یَا أَنَسُ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَشْهَدَ وَ قَدْ سَمِعْتَ مَا سَمِعُوا قَالَ کَبِرْتُ وَ نَسِیتُ فَقَالَ ع اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ کَاذِباً فَاضْرِبْهُ بِبَیَاضٍ أَوْ بِوَضَحٍ لَا تُوَارِیهِ الْعِمَامَةُ قَالَ ابْنُ عَمِیرَةَ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ رَأَیْتُهَا بَیْضَاءَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ؛[٢]

راوی مى‏گوید: على(ع) مردم را قسم داد که هر کس از پیامبر(ص) این کلام را شنیده «مَن کُنتُ مَولاه فَعَلىٌّ مَولاه» بیاید و شهادت دهد. دوازده نفر از انصار شهادت دادند، اما أنس بن مالک آنجا حاضر بود، و شهادت نداد.

على(ع) فرمود: «اى انس! چه چیزى مانع شد که شهادت ندهى؟ چون تو نیز آن سخن را شنیده‏اى».

انس گفت: پیر شده‏ام و یادم رفته است.

امام(ع) فرمود: «خدایا! اگر دروغ مى‏گوید او را به مرض برص مبتلا کن!».

راوی مى‏گوید: به خدا قسم او را دیدم که به برص مبتلا شده بود.

 

خوشحالی شدید شیطان از انحراف غدیر

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَمَّا أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِیَدِ عَلِیٍّ(ع) یَوْمَ الْغَدِیرِ صَرَخَ إِبْلِیسُ فِی جُنُودِهِ صَرْخَةً فَلَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ أَحَدٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا أَتَاهُ فَقَالُوا یَا سَیِّدَهُمْ وَ مَوْلَاهُمْ مَا ذَا دَهَاکَ فَمَا سَمِعْنَا لَکَ صَرْخَةً أَوْحَشَ مِنْ صَرْخَتِکَ هَذِهِ فَقَالَ لَهُمْ فَعَلَ هَذَا النَّبِیُّ فِعْلًا إِنْ تَمَّ لَمْ یُعْصَ اللَّهُ أَبَداً فَقَالُوا یَا سَیِّدَهُمْ أَنْتَ کُنْتَ لآِدَمَ. فَلَمَّا قَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّهُ یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى وَ قَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ أَ مَا تَرَى عَیْنَیْهِ تَدُورَانِ فِی رَأْسِهِ کَأَنَّهُ مَجْنُونٌ -یَعْنُونَ رَسُولَ اللَّهِ(ص)-، صَرَخَ إِبْلِیسُ صَرْخَةً بِطَرَبٍ فَجَمَعَ أَوْلِیَاءَهُ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنِّی کُنْتُ لآِدَمَ مِنْ قَبْلُ قَالُوا نَعَمْ قَالَ آدَمُ نَقَضَ الْعَهْدَ وَ لَمْ یَکْفُرْ بِالرَّبِّ وَ هَؤُلَاءِ نَقَضُوا الْعَهْدَ وَ کَفَرُوا بِالرَّسُولِ فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ أَقَامَ النَّاسُ غَیْرَ عَلِیٍّ لَبِسَ إِبْلِیسُ تَاجَ الْمُلْکِ وَ نَصَبَ مِنْبَراً وَ قَعَدَ فِی الْوَثْبَةِ وَ جَمَعَ خَیْلَهُ وَ رَجْلَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ اطْرَبُوا لَا یُطَاعُ اللَّهُ حَتَّى یَقُومَ الْإِمَام‏؛[٣]

جابر از امام باقر(ع) روایت کرده که چون پیامبر اکرم(ص) در روز غدیر خم دست على(ع) را در دست گرفت، شیطان در میان سپاهیانش نعره برآورد و تمام آنها چه در خشکى و چه دریا، در پى نعره او به سویش دویدند و گفتند: اى آقا و مولا! چه بر سر تو آمده؟ ما هرگز از تو نعره‏اى دهشتناک‏تر از این نعره نشنیده بودیم.

او به آنها گفت: این پیامبر کارى کرد که اگر به راستى این کار تحقّق یابد، دیگر کسى هرگز خدا را نافرمانى نکند.

آنها در پاسخ گفتند: سرور ما! تو آدم را فریب دادى،[یعنی فریب این مردم در مقابل فریب حضرت آدم کاری ندارد].

زمانی که منافقان(عُمَر) گفتند: این مرد [پیامبر اکرم"صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم"‏] از سر هواى نفس سخن مى‏گوید، و یکى به دیگرى گفت: مگر نمى‏بینى که چشمانش چگونه در کاسه سرش مى‏چرخد؟ گویا دیوانه شده -مقصودشان پیامبر"ص" بود-، در این هنگام شیطان فریادى از سر شادى زد و دوستانش دوباره گرد او حلقه زدند.

او به آنها گفت: آیا مى‏دانید من قبلاً با آدم ابو البشر چه کرده‏ام؟ گفتند: آرى.

گفت: آدم، پیمان خود را شکست، ولى به خدا کفر نورزید، ولى اینها هم پیمانشان را نقض کردند و هم به پیامبر کفر ورزیدند.

پس هنگامى که پیامبر(ص) رحلت فرمودند و مردم به جاى على(ع)، دیگرى(ابوبکر) را به خلافت نشاندند، شیطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى نهاد و روى آن‏ نشست، و دوستانش را گرد آورد و به‌ آنها گفت: شادى کنید که دیگر تا روز ظهور امام، خداوند اطاعت نخواهد شد.



[١]- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: 74.

[٢]- الخرائج و الجرائح1: 207.

[٣]- الکافی‏8: 344.


 



comment گل نوشته شما ()