سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

دفع مرض با خواندن زیارت عاشورا
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

در کتب معتبر، آثاری عجیب و بسیار مهم؛ همچون دفع بلا، قضای حوائج، برطرف شدن گرفتاری، شفای مریضها و ...برای خواندن زیارت عاشورا نقل شده است.

جالب اینجاست، که در برخی موارد، خواندن زیارت عاشورا حتی در غیر شیعیان نیز دارای آثار و برکات بوده، و این دلالت بر فضل و کرم اهلبیت(ع) بر هر پناهنده به آنها دارد.

آنچه در ادامه می‌آید، جریانی عجیب در همین مورد است.


علامه بزرگوار حضرت آقاى شیخ حسن فرید گلپایگانى که از علماى طراز اول تهران هستند از استاد خود مرحوم آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى(اعلى الله مقامه) نقل فرمود که:

اوقاتى که در سامراء مشغول تحصیل علوم دیینى بودم، اهالى سامراء به بیمارى وبا و طاعون مبتلا شدند، و همه روزه عده‌اى مى‌مردند.

روزى در منزل استادم مرحوم سیّد محمّد فشارکى(اعلى الله مقامه) بودم و جمعى از اهل علم حاضر بودند. ناگاه مرحوم آقا میرزا محمّد تقى شیرازى تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا شد که همه در معرض خطر مرگ هستند.

مرحوم میرزا فرمود: اگر من حکمى بدهم آیا لازم است انجام شود یا نه؟

همه اهل مجلس تصدیق نمودند که بلى.

سپس فرمود: من حکم مى‌کنم که شیعیان ساکن سامراء از امروز تا ده روز، همه مشغول خواندن زیارت عاشوراء شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خانم، والده ماجده حضرت حجة بن الحسن(ع) نمایند، تا این بلاء از آنها دور شود.

اهل مجلس این حکم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشورا شدند.

از فردا تلف شدن شیعه موقوف شد و همه روزه عده‌اى از سنى‌ها مى‌مردند به طوری که بر همه آشکار گردید.

برخى از سنى‌ها از آشناهاى خود از شیعه‌ها پرسیدند: سبب اینکه دیگر از شما تلف نمی‌شوند چیست؟

به آنها گفته بودند: خواندن زیارت عاشورا.

آنها هم مشغول شدند و بلاء از آنها هم برطرف گردید.

جناب آقاى فرید(سلمه‌اللّه‌تعالى) فرمودند: یک وقت گرفتارى سختى برایم پیش آمد، فرمایش آن مرحوم به یادم آمد، از اول محرم سرگرم زیارت عاشورا شدم، روز هشتم بطور خارق العاده برایم فرج شد.

آرزو دارم حسین جان تا شوم قربان تو

جــان ندارد قابلى گردد فـداى جان تو

آرزو دارم حسین جــان تا ببینم روى تو

کاش مى‌گشتم فداى روى تو در کوى تو

آرزو دارم حـسین جـان تا ببینم کربــلا

اى همه هـستى مـن بادا فــداى نـیـنوا

آرزو دارم حسین جــان تـا بپویم راه تو

روز و شب جــویم، شـوم دلــخواه تـو

منبع: کرامات الحسینیّة، ج1.


 



comment گل نوشته شما ()