سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

درسهای کربلایی 1
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

مدرسه کربلا و کلاس عاشورا حاوی نکات و آموزش‌های بسیار عمیق و ارزشمندی است که هر انسان آزاده‌ای را وادار می‌کند در مقابل عظمت آن سر تعظیم فرود آورد.

برخی از این آموزه‌ها را به نظاره می‌نشینیم؛


آموزه اول: حریّت و آزادگى

از مهمترین درسهاى نهضت کربلا و از الفباى نخستین فرهنگ عاشورا، آزادگى و حریّت ‏و تن ندادن به ظلم و اسیر ذلت نشدن است. امام حسین(ع) فرموده است: «موتٌ فى ‏عزٍّ خیرٌ مِن حیاهٍ فى ذُلّ»؛ مرگ با عزت، بهتر از زندگى با ذلت است. نیز در مقابل تسلیم و بیعت، فرمود: «لا و الله، لا اعطیهم بِیَدى اعطاء الذلیل و لا اقر اِقرار العَبید»؛ دست ذلت به شما نمى‏دهم و چون بردگان، ‏تسلیم شما نمى‏شوم.

همچنین در کربلا وقتى آن حضرت را میان جنگ یا بیعت مخیّر کردند، فرمود: «الا و انَّ الدَّعىّ بن الدّعى قَد رَکَزنی بینَ اثنَتین، بینَ السّله و الذّله، هَیهات مِنا الذّله...»؛ ناپاک ‏ناپاکزاده مرا بین دو چیز، شمشیر و ذلت، مخیّر قرار داده است، ذلّت از ما بسیار دور است.

نهضت عاشورا به همه مظلومان، درس مبارزه و به همه مبارزان، الهام مقاومت و روحیه آزادگى داده است. «گاندى»، مصلح بزرگ ‏هند گفته است: «من براى مردم هند، چیز تازه‏اى نیاوردم. فقط نتیجه‏اى را که از مطالعات و تحقیقاتم‏درباره تاریخ زندگى قهرمانان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم ‏هند را نجات دهیم، واجب است همان راهى را بپیماییم که حسین بن على‏ علیه السلام پیمود».

 

آموزه دوم: امر به معروف و نهى ازمنکر

در فرهنگ عاشورا، حاکمیت یزیدى، بزرگترین منکر اجتماعى است و مبارزه براى حاکم ساختن حق و قطع سلطه ستم، معروفى عظیم است. لذا امر به معروف و نهى ازمنکر، از مهمترین فلسفه‏هاى حماسه خونین کربلاست. حضرت سید الشهدا(ع) در وصیت‌نامه‌اى که به برادرش محمد حنفیه مى‏سپارد، مى‏فرماید: «اِنّى ما خَرَجتُ اَشراً و لا بَطراً و لا مُفسداً و لا ظالماً، اِنّما خرجتُ لِطلَبِ الاِصلاح فى اُمَّهِ جدّى، اُریدُ اَن آمُرَ بالمعروفِ و اَنهى عن المنکر و اُسیر بسیرهِ جدّى و اَبى علىّ بن اَبیطالب‏»؛ من برای سرکشى و خوشگذرانى و ریاست طلبی و ظلم و فساد خروج نکرده‌ام؛ بلکه تنها به قصد إصلاح در امّت جدّم قیام نموده‌ام و می‌خواهم امر به نیکی و نهی از زشتی کنم و به روش جدّم و پدرم عمل خواهم کرد.

این کلمات به وضوح، نقش امر به معروف و نهى از منکر را در حرکت عاشورایى امام نشان مى‏دهد.

در زیارتنامه آن حضرت هم این موضوع‏ مطرح است: «أشهدُ اَنّک قد أقمتَ الصّلاة و آتیتَ الزّکاة و أمرتَ بالمعروفِ و نهَیتَ عنِ ‏المنکر و جاهدت فى سبیل الله حتى أتاکَ الیقین»؛

این تعبیرات، نشان دهنده عمق این فریضه دینى است که در متن جهاد خونین ‏جلوه‏گر مى‏شود و دامنه امر به معروف و نهى از منکر، از واجبات و محرمات جزئى و فرعى و فردى، حتى به قیام براى اقامه قسط و سرنگونى حکومت باطل و تغییر نظام فاسد اجتماعى هم گسترش مى‏یابد. سیّدالشهدا(ع) پس از امتناع از بیعت با یزید و برخوردهایى‏که با ولید و مروان داشت، کنار قبر پیامبر اکرم(ص) آمد و شب را آنجا به مناجات گذراند، در ضمن مناجاتش با خدا، عشق خود را به معروف بیان کرد و خواستار آنچه ‏«خیر» است در این مسیر شد: «خدایا من معروف‏ را دوست مى‏دارم و منکر را زشت مى‏شمارم. اى خداى بزرگوار و صاحب کَرم! به حق‏ این قبر و مدفون در آن از تو مى‏خواهم راهى و سرنوشتى برایم برگزینى که رضاى تو و پیامبرت در آن باشد».

 

آموزه سوم: وفاداری

وفای به عهد، یکی از نشانه های ایمان است. در روایت آمده است: «مِن دلائِلِ الایمان، الوفاءُ بِالعهدِ»؛ از نشانه‌های ایمان؛ وفای به عهد است.

وقتی به صحنه عاشورا می‌نگریم، در یک سو نمونه‌های برجسته‌ای از وفاداری را می‌بینیم و در سوی دیگر، نمونه‌های زشتی از عهدشکنی و بی وفایی و زیر پا نهادن تعهّدات را.

یکی از مهمترین نقاط ضعف کوفیان نیز همین بی وفایی بود؛ چه در بیعتی که با مسلم بن عقیل کردند و قول یاریش دادند و نهایتاً تنهایش گذاشتند و چه نامه‌هایی که به امام حسین(ع) نوشته و وعده نصرت دادند؛ ولی نه تنها به یاری حجت خدا بر نخاستند که در صف دشمنان او قرار گرفتند؛ به گونه‌ای که امام(ع) در سخنی که با لشکریان حرّ داشتند، فرمودند: «اگر اهل وفا به پیمان نیستید و عهد خود را شکسته‌اید، به جانم سوگند، این روش از شما کوفیان چندان ناشناخته و شگفت نیست؛ شما با پدرم، برادرم و با پسر عمویم، مسلم بن عقیل نیز این چنین کردید».

در برابر این همه غدر و بی وفایی، خود امام حسین(ع) نماد وفاداری است و در این راه، جان، کمترین هدیه‌ای است که در راه محبوب کنار نهاده است.

اصحاب حضرت نیز، بهترین یاران از حیث وفاداری هستند. چه آنکه وقتی امام(ع) در شب عاشورا از کشته شدن تک تک آنان خبر داد، نه تنها خم به ابرو نیاوردند که با بیان کلماتی حیرت انگیز، آمادگی خویش را برای بذل جان در رکاب حضرتش اعلام کردند و با آنکه حضرت، بیعت خود را از آنان برداشت، جانانه ایستادند و دست از یاری حجت حق برنداشتند. لذا حضرت فرمود: «من با وفاتر و بهتر از اصحابم، اصحابی را نمی‌شناسم.»

حضرت اباالفضل(ع) و برادرانش نیز در راه وفاداری به حضرت سیدالشهدا(ع)، امان نامه دشمن را نپذیرفتند و زیر بار این ننگ و ذلّت بزرگ نرفتند و آنچنان جانفشانی کردند که چشم روزگار، مشابه آن را نخواهد دید. در زیارتنامه حضرت اباالفضل(ع) می‌خوانیم: «أشهدُ لکَ بِالتسلیمِ و التّصدیقِ و الوفاءِ و النَّصیحهِ لِخَلَفِ النّبیِّ»؛ که گواهی به اطاعت و تسلیم و تصدیق و وفاداری و خیرخواهی آن بزرگوار نسبت به حضرت سیدالشهدا(ع) است.

پیام وفا، از بزرگترین و رساترین پیامهای عاشوراست که هرگز در گوش آزادگان و جوانمردان عالَم، محو و کمرنگ نخواهد شد.


 



comment گل نوشته شما ()