سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

درسهای کربلایی2
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۳ دی ۱۳۸۸
 

مدرسه کربلا و کلاس عاشورا حاوی نکات و آموزش‌های بسیار عمیق و ارزشمندی است که هر انسان آزاده‌ای را وادار می‌کند در مقابل عظمت آن سر تعظیم فرود آورد.

برخی دیگر از این آموزه‌ها را به نظاره می‌نشینیم؛


آموزه چهارم: رضا و تسلیم

یکی از بالاترین مراحل عرفان و توحید، مرحله «رضا» است. «رضا»؛ هم نشان دهنده اوج محبّت و دلدادگی به خداوند است و هم نشانه کمال اخلاص و نداشتن هیچ انگیزه‌ای جز خواست و اراده الهی است.

اهل بیت(علیهم‌السلام) با پشتوانه «رضا» هر بلا و مصیبتی را صبورانه و عاشقانه در راه خدا تحمل می‌کردند و اگر چنین نبود، هرگز درخت دین، استوار و راست قامت باقی نمی‌ماند.

واقعه عظیم کربلا، نمونه کامل جلوه‌گری «رضا و تسلیم» است. امام حسین(ع) در مسیر کوفه پس از برخورد با فرزدق فرمود: «اگر قضای الهی بر چیزی نازل شود که می‌پسندیم، خدا را بر نعمتهایش سپاس می‌گوییم و اگر قضای الهی میان ما و امیدمان فاصله انداخت، باز هم از کسی که نیّتش حق و شیوه اش تقوا باشد، دور نیست (که آن را بپسندد)».

همچنین یکی از کلمات و شعارهایی که حضرت سیدالشهدا(ع) در این سفر پر رنج، بر زبان مبارک جاری می‌فرمود، شعار «رِضَا اللهِ رِضانا أهل البَیت» بود، یعنی: «آنچه رضای خداوند باشد، رضای ما خاندان نیز خواهد بود».

آن حضرت در لحظات پایانی عمر شریفش در قتلگاه نیز رضایت و تسلیم کامل خویش را نسبت به مقدّرات الهی اعلام نمود و فرمود: «إلهی رضاً بِقضائکَ تَسلیماً لِأمرِکَ لا معبودَ سِواک یا غیاثَ المُستغیثینَ».

البته باید توجه داشت ادّعای صبر و رضا و تسلیم، بسیار ساده است و برخورداری از این صفات والا، جز در رویارویی با مصیبتها مشخص نمی شود و حضرت سیدالشّهدا و خاندان و اصحاب او در واقعه خونین کربلا، این صفات را در حدّ اعلای آن به نمایش گذاشتند.

 

آموزه پنجم: اخلاص

گوهر کمیاب و گرانبهای «إخلاص» یکی از بارزترین جلوه‌های مکتب عاشوراست.

مهمترین عامل ماندگاری نهضت عاشورا در طول قرون و اعصار، جوهره اخلاص در این نهضت عظیم است و خداوند وعده فرموده که عمل مخلصان را تباه نکند و اجر دنیوی و اخروی آنان را به طور کامل عطا کند.

صحنه‌های جهاد و مقاتله در تاریخ بشری و تاریخ اسلام بسیار است؛ اما آنچه به برخی از این صحنه‌ها جلوه ویژه‌ای بخشیده و جاودانه کرده است، اخلاص و رنگ الهی آنهاست؛ همانی که در قرآن کریم از آن تعبیر به «صِبغَة الله» و «رنگ خدایی» شده است و در حماسه عاشورا، این رنگ بی زوال از هر جای دیگر، نمود و جلوه‌گری بیشتری دارد.

امام حسین(ع) در ضمن خطابه‌ای مفصّل که پیش از خروج از مدینه بیان نمود، هرگونه شائبه دنیا طلبی و ریاست خواهی را رد کرد و انگیزه خالص خویش را که همان «اصلاح دینی و اجتماعی» است، مطرح ساخت: «خدایا! تو می‌دانی که آنچه انجام می‌دهیم، هرگز نزاع بر سر قدرت و دنبال کالای دنیا رفتن نیست؛ بلکه می‌خواهیم معالم دین و نشانه‌های مکتب را نشان دهیم و با ایجاد اصلاح در جامعه، مظلومان ایمن شوند و فرائض و سنن تو اجرا شود».

و به سبب همین انگیزه الهی بود که هیچ عاملی نتوانست امام(ع) و یارانش را از ادامه راه تا رسیدن به منزلگاه شهادت باز دارد. در این حرکت خالصانه، ناخالصان کم کم در مسیر کربلا از حضرت جدا شدند تا حاضران در عاشورا، همه یکدست و خالص باشند. خلوص، خدا خواهی است و جز او را ندیدن و آن کس که تنها به معبود خویش می‌اندیشد، بذل جان در راه او، برایش سهل و آسان است.

درس عاشورا این است که هدف و انگیزه را در هر عملی خالص کنیم و بدانیم که در پیشگاه خدا، تنها عملی جاودانه خواهد ماند که از عنصر خلوص و رنگ خدایی بهره‌مند باشد و این مهم، راز ماندگاری حماسه عاشورا در طول قرون متمادی است؛ به طوری که نه تنها با گذشت زمان، از شور این حماسه بی نظیر، کاسته نمی‌شود که روز به روز، دامنه تأثیر این نهضت، فراگیرتر و گسترده‌تر می‌شود.

 

آموزه ششم: ادب؛ عامل نجات

گوهر «ادب» یکی از عوامل نجات و حُسن عاقبت انسانهاست و در روایات از آن به عنوان بهترین چیزی که فرزندان از پدران به ارث می‌برند، یاد شده است.

در نهضت عاشورا نمونه‌های کم نظیری از «ادب» را مشاهده می‌کنیم.

به عنوان نمونه، وقتی لشکریان حرّ، مأمور شدند تا راه را بر حضرت سیدالشهدا(ع) ببندند، امام(ع) رو به حرّ بن یزید کرده، فرمود: «ثَکَلَتکَ اُمُّکَ ما تُریدُ ؟» یعنی: «مادرت به عزایت بنشیند؛ از ما چه می‌خواهی؟» حرّ بن یزید در پاسخ گفت: «اگر مادر شما هر کسی غیر از دختر پیامبر بود، مطابق آنچه به من گفته بودید، پاسختان را می‌دادم. ولی چه کنم که مادرتان فاطمه زهراست!»

اولیای الهی، این ادب و احترامی را که جناب حرّ بن یزید در برابر حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به نمایش گذارد، یکی از عوامل نجات و سعادت ابدی او می دانند.

ادب بی مثال حضرت اباالفضل العباس(ع) نیز که نیازی به معرّفی ندارد؛ تا روز عاشورا هرگز دیده نشد امام حسین(ع) را «برادر» صدا بزند و پیوسته امام(ع) را با عباراتی چون سیّدی و مولای، خطاب می‌کرد. تنها یکبار امام را «برادر» صدا زد و آن، لحظه ای بود که دو دستش را از بدن جدا کردند و تیر بر چشم نازنینش و عمود آهن بر فرق مبارکش فرود آوردند. وقتی با صورت از بالای اسب، بر زمین آمد، فرمود: «برادر جان! برادرت را دریاب.» و یکی از عواملی که مقام حضرت اباالفضل(ع) را از سایر شهدا در طول تاریخ ممتاز می‌سازد، همین ادب و ارادت بی‌نظیری است که در برابر امام زمان خویش از خود نشان داد.

 

آموزه هفتم: حجاب و عفاف

کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تأمین می‌شود و حجاب، یکی از احکامی است که برای حفظ عفت و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌های اخلاقی تشریع شده است. امام حسین(ع) و حضرت زینب کبری و خاندان رسالت در نهضت عاشورا، چه با سخن و چه در مقام عمل، نگاهبانی از این گوهر ناب را بارها یادآوری کردند.

شب عاشورا امام(ع) در گفتگو با خانواده‌اش، آنان را به حجاب و عفاف و خویشتنداری توصیه کرد.

در روز عاشورا وقتی امام حسین(ع) صدای گریه بلند دخترانش را شنید، حضرت اباالفضل و علیّ اکبر(علیهماالسلام) را فرستاد تا آنان را به صبوری و آرامش دعوت کنند.

برخلاف آنچه برخی از روی نادانی می‌گویند، حضرت زینب(سلام الله علیها) در روز عاشورا، بسیار اندک از خیام حرم خارج شد تا حجم بدن شریفش مورد نظاره دشمنان نباشد.

از جمله، وقتی امام(ع) بر بالین علیّ اکبر حاضر شد، حضرت زینب از بیم آنکه امام(ع) از فرط غصّه و مصیبت، جان دهد، از خیمه‌ها خارج شد و به فریاد برادر رسید.

امام سجاد علیه السلام در کاروان اسیران کربلا، نگران بانوان و حفظ عفاف و حرمت آنان بود و در کوفه به ابن زیاد فرمود: «اگر اهل تقوایی، مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست!»

همچنین وقتی گذر عمر سعد، سمت زنان و دختران بازمانده از قافله کربلا افتاد، بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند آنچه را از آنان غارت شده، به آنان بازگردانند تا بتوانند خود را بپوشانند!

اینها؛ تنها نمونه‌هایی از عفاف عاشورایی است؛ ولی با کمال تأسّف باید گفت آنچه در جامعه امروز ما از حیث حجاب و عفاف دیده می‌شود، بسیار متفاوت با چیزی است که بانوان حماسه ساز کربلا از خود نشان دادند و این، بدین معناست که درسهایی که برای یک زندگی سالم و سعادتمندانه باید از حماسه زندگی ساز عاشورا گرفته شود، به طور کامل گرفته نشده است.

هدف از قیام خونین سید الشهدا(علیه السلام)؛ نشان دادن راه و رسم صحیح زندگی است و اگر این راه و رسم در میدان عمل گم شود، روز رستاخیز در برابر حضرتش چه پاسخی خواهیم داشت؟!

اندیشه‌ای باید و تأمّلی!


 



comment گل نوشته شما ()