سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

دو جریان بسیار مهم از وقایع زندگی صدیقه طاهره(س)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

زندگی حضرت زهرا(س) مملوّ از وقایع خوش و ناخوش است. که هر واقعه‌ی آن، برای عاشقان و محبانش، درسی برای زندگی است.

در ادامه مطلب دو جریان از این وقایع را مطالعه فرمایید:

  • نسوختن دست حضرت زهرا(س) در دیگ غذا
  • راضی نشدن حضرت زهرا(س) از دو ملعون

نسوختن دست حضرت زهرا(س) در دیگ غذا

أنس بن مالک نقل می‌کند:

روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار کرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط کردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست، که توسّط حضرت فاطمه زهراء(سلام اللّه علیها) انجام گرفته بود، سؤال کرد.

گفتم: روزى عایشه به حضور فاطمه زهرا(س) وارد شد و دید که آن حضرت مشغول پختن حریره(غذای مخصوص کودکان) براى دو فرزندش حسن و حسین(علیهماالسلام) مى‌باشد.

مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى که آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده؛ و با انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى که مى‌جوشید به هم مى‌زد و مخلوط مى‌نمود.

عایشه با دیدن چنین صحنه‌اى، بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب، از منزل دختر پیامبر خدا(ص) خارج شد و به سوى منزل پدرش(ابوبکر) حرکت کرد.

وقتی به منزل پدرش وارد شد، گفت: پدر! الان جریان عجیبى را از فاطمه زهرا(س) مشاهده کردم، که مرا به حیرت و تعجّب واداشته است. او را دیدم در حالى که دیگ حریره، روى اجاق آتش مى‌جوشید، با انگشت خویش آنها را به هم مى‌زد و مخلوط مى‌نمود.

ابوبکر گفت: اى دخترم! این موضوع را مخفى نگهدار، مبادا کسى متوجّه شود، که این امر بسیار مهمّ و عظیم است.

ولى همین که پیامبر خدا(ص) از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

برخی مردم از دیدن صحنه‌ی جریان دیگ و آتش تعجّب مى‌کنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى‌پندارند!!!

سپس افزود: سوگند به آن کسى که مرا به رسالت مبعوث کرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است، باید بدانید که خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است.

همانا فاطمه و شیعیانش(پیروان واقعى او در عمل و گفتار) از حرارت آتش در أمان خواهند بود، و بلکه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى؛ اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مى‌باشند. همچنین جنّیان در رکاب آخرین فرزندش، امام زمان(ع) با مخالفان و ظالمان مى‌جنگند. و در آن هنگام، زمین تمام برکات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود(عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) خواهد نمود.

پس واى به حال کسى که در فضائل ومناقب بى شمار فاطمه شکّ کند.

خداوند لعنت کند آن کسانى را که به هر عنوانى، کینه و دشمنى شوهرش؛ علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انکار کنند.

و در پایان افزود: بدانید و آگاه باشید که فاطمه(س) در صحراى محشر بیش از دیگران شفاعت مى‌نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت. [١]

***********************************

راضی نشدن حضرت زهرا(س) از دو ملعون

ابن قُتیبه(یکى از علماء و تاریخ نویسان اهل سنّت) در کتاب خود آورده است:

پس از گذشت مدّتى از جریان سقیفه، روزى عمر(ل) به ابوبکر(ل) گفت: ما فاطمه، دختر رسول اللّه را از خودمان خشمناک و ناراحت گردانیده‌ایم. بیا با یکدیگر به ملاقات و دیدار او برویم تا بلکه از ما راضى و خوشنود شود.

لذا هر دو حرکت کردند و چون به درب منزل رسیدند، اجازه ورود خواستند؛ ولى به ایشان اجازه داده نشد.

به ناچار حضور امام علىّ(ع) آمدند و در این باره با او سخن گفتند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) براى آنها اجازه ورود طلبید. وقتی وارد شدند، روبروى حضرت زهرا(س) نشستند.

حضرت زهرا(س) روى خود را از آنها برگرداند. آنها سلام کردند، امّا حضرت جوابشان را نداد(چون فقط جواب سلام مسلمان واجب است!!!).

ابوبکر گفت: اى حبیبه‌ی رسول اللّه! سوگند به خدا که من تو را بیش از دخترم، عایشه دوست دارم.

روزى که پدرت از دنیا رفت، اى کاش من مرده بودم. علّت آن که تو را از حقّ میراث پدرت(فدک) منع کردم، چون شنیدم که فرمود: ما ارثیّه‌اى به جاى نمى‌گذاریم، آنچه از اموال ما باقى بماند، صدقه است.

در این هنگام، فاطمه(س) فرمود: اگر حدیثى را از پدرم رسول خدا(ص) برایتان بگویم تأیید مى‌کنید؟

گفتند: آرى.

فرمود: خداوند را بر شما گواه مى‌گیرم، آیا از پدرم نشنیدید که مى‌فرمود: رضایت فاطمه، رضایت من است، خشم و غضب فاطمه، خشم و غضب من مى‌باشد، هر کس فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته و هر کس او را خشمگین و ناراحت کند، مرا خشمگین و ناراحت کرده است؟!!

گفتند: بلى، چنین سخنى را از رسول اللّه شنیده‌ایم.

حضرت فاطمه(س) فرمود: خدا و ملائکه را شاهد و گواه مى‌گیرم که شما دو نفر مرا خشمگین و ناراحت کرده‌اید و من از شما خوشحال و راضى نخواهم شد تا وقتی که پدرم رسول خدا را ملاقات کرده و شکایت شما را به او کنم.

ابوبکر گفت: از خشم خداوند و غضب فاطمه به خداوند پناه مى‌برم، سپس در حال گریه از نزد حضرت خارج شدند. [٢]

 

سینه‌اى کــز مـعرفت گنجینه اسـرار بـود××× کـى سـزاوار فـشار آن در و دیــوار بود

طـور سینای تــجلّى مـشعلى از نـور شد ××× سـینه سـیناى وحدت، مـشتعل از نار بود

آن که کردى ماه تـابان پیش او پهلو تهى ××× از کـجا، پـهلوى او را تـاب آن آزار بـود

گـردش گردون دون بین، کز جفاى سامرى ××× نقطه پـــرگار وحدت، مـرکز مـسمار بود

صورتش نیلى شد ازسیلى‌که چون سیل سیاه ××× روى گـیتى زین مـصیبت تا قیامت تار بود



[١]- الثّاقب فى المناقب293.

[٢]- أعیان الشّیعة 1: 318.


 



comment گل نوشته شما ()