سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

مناظره‌ای زیبا و عجیب در فضائل امیرالمؤمنین(ع)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۳ تیر ۱۳۸٩
 

آنچه در ادامه می‌خوانید گزارشی است از مناظره‌ی یکی از شیرزنان شیعه‌ی امیرالمؤمنین(ع) با یکی از خونخوارترین دشمنان حضرت علی(ع)، که با جوابهای زیبای خود، او را منکوب می‌کند.


حُرّه؛ دختر حلیمه سعدیه[که حلیمه سعدیه، دایه پیامبر اسلام(ص) بود، لذا حرّه، خواهر رضاعی پیامبر می‌شود] و از دوستداران حضرت على(ع) است.

وى؛ روزى بر حَجّاج بن یوسف ثقفى[یکی از سر سخت‌ترین دشمنان حضرت علی(ع)] وارد شد.

حجّاج از نوع نشستن وى فهمید که او از بزرگان است.

رو به حُرّه کرد و از او پرسید: شما حرّه، دختر حلیمه هستى؟

حرّه گفت: آرى.

حجّاج گفت: مدتهاست که انتظار دیدارت را داشتم.

به من گزارش داده‌اند که تو على(ع) را از ابوبکر و عمر و عثمان برتر مى‌دانى؟

حرّه گفت: دروغ گفته‌اند، چون عقیده من در این‌باره بالاتر از این حرفهاست.

من على(ع) را نه بر اصحاب، بلکه بر کسانى که افضل از آنها هستند، ترجیح مى‌دهم.

حجّاج گفت: سخنان خود را روشن بگو، از چه کسان دیگری او را برتر مى‌دانى؟

حرّه ادامه داد: آنها بسیارند، مانند حضرت آدم، نوح، لوط، ابراهیم، داود، سلیمان، موسى و عیسى بن مریم(علیهم‌السّلام).

حجّاج که از این سخنان تعجب کرده بود گفت: واى بر تو! اگر براى ادعاى خود، دلیل اقامه نکنى، با این شمشیر سر از تنت جدا خواهم کرد.

حرّه جواب داد: فضیلت او را خداوند عطا کرده است.

دلیل و برهان بر گفته‌ام این است که خداوند در قرآن، درباره حضرت آدم مى‌گوید: آدم نافرمانى و ترک أولى کرد، پس گمراه شد.

و در حقّ على(ع) مى‌فرماید: کوشش و سعى على(ع) در راه ما قابل تشکر و تمجید است.

حجّاج بى اختیار گفت: آفرین بر تو اى حرّه!

حالا بگو ببینم، به چه دلیل على را بر نوح و لوط ترجیح مى‌دهى؟

حرّه پاسخ ‌داد: قرآن مى‌فرماید: خداوند براى کافران، زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند و به آنها خیانت کردند وآن دو شخص نتوانستند آن زنان را از قهر خدا نجات دهند و حکم شد آن دو زن را با دوزخیان به آتش درافکنید، اما همسر على(ع)؛ فاطمه(س) است که خداوند با خشنودى او خشنود و با خشم او، خشمگین مى‌شود.

حجاج گفت: آفرین!

حال بگو ببینم، به چه دلیل على را برتر از ابراهیم مى‌دانى؟

حرّه لب به سخن گشود: خداوند در قرآن کریم از حضرت ابراهیم چنین حکایت مى‌کند: چون ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده مى‌کنى، خداوند فرمود: مگر باور ندارى؟ گفت: چرا، لیکن مى‌خواهم با مشاهده آن، دلم آرام بگیرد.

اما مولایم امیرمومنان(ع) گفت: اگر تمام پرده‌ها و حجابهای آسمانها و زمین کنار برود، بر یقین من افزوده نخواهدشد(یعنی به آخرین درجه‌ی یقین رسیده‌ام).

حجّاج گفت: آفرین بر تو اى حرّه!

چرا او را بر موسى ترجیح مى‌دهى؟

حرّه گفت: به گفته خداوند، موسى از شهر مصر با ترس و نگرانى از دشمن به جانب شهر مدین بیرون رفت، ولى على بن ابیطالب(ع) در لیلة المبیت، جاى پیغمبر(ص) خوابید و جان خود را فداى آن حضرت کرد، بدون آن که ترس و وحشتى او را فرا گیرد.

حجّاج گفت: مرحبا!

حالا بگو بدانم چرا او را بر داود ترجیح مى‌دهى؟

حرّه گفت: خداوند او را برتر دانسته است. در کتابش مى‌فرماید: اى داود ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم، پس میان مردم به حق قضاوت کن و از هوا پیروى نکن که تو را از راه خدا گمراه کند.

ولى على(ع) فرمود: از من بپرسید از مطالب فوق عرش، از من سؤال کنید درباره زیر عرش، از من سؤال کنید قبل از آن که مرا از دست بدهید.

و نیز روز فتح خیبر، به حضور پیامبراکرم(ص) رسید. رسول خدا(ص) به حاضرین فرمود: بهترین شما، داناترین شما و بهترین قضاوت کننده؛ «على» است.

حجّاج گفت: آفرین.

چرا او را از سلیمان برتر مى‌دانى؟

حرّه پاسخ ‌داد: سلیمان به خداوند عرض کرد: پروردگارا! به من ملکى عطا کن که بعد از من سزاوار کسى نباشد. ولى على(ع) فرمود: اى دنیا! من تو را سه طلاقه کردم، دیگر حق رجوع به من را ندارى.

حجّاج گفت: احسنت!

چرا على را از عیسى بالاتر مى‌دانى؟

حرّه پاسخ ‌گفت: خداوند بزرگ درباره عیسى(ع) گفته است: یاد کن آنگاه که خداوند به عیسى بن مریم مى‌گوید: آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را دو معبود -غیر از خدا- انتخاب کنید؟ او مى‌گوید: خدایا! تو منزّهى، من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم، اگر چنین سخنى را گفته باشم تو مى‌دانى، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهى و من از آنچه در ذات تو است آگاه نیستم، زیرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانى‌ها هستى. حضرت عیسى، قضاوت درباره کسانى که او را خدا دانستند، به قیامت واگذاشت.

امّا على(ع) کسانى را که درباره او غلوّ کردند و قائل به خدایى وى شدند، در همین دنیا محاکمه کرد و به قتل رسانید.

حجّاج او را تحسین کرد و گفت: خوب پاسخ ‌گفتى، و گرنه تو را مجازات مى‌کردم!

 

(منبع: فضائل ابن شاذان، ص 122)


 



comment گل نوشته شما ()