سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

بعثت و اهداف آن
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸٩
 

«بعثت‏»؛ انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است و سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حکمت و تربیت است. بحث درباره آن گسترده، عمیق و از زوایاى مختلف قابل بررسى است. در این نوشتار به مباحثی از جمله آغاز بعثت، نخستین آیات نازل شده، منت گذاری خدا برای بعثت و فلسفه و اهداف بعثت می‌پردازیم.


آغاز بعثت

سرآغاز تاریخ اسلام از روزى شروع مى‏شود که پیامبراسلام(ص) در خلوت محبوب، در دل غارى که در دامن کوهى در شمال مکه بود، صدایى شنید:

«یا محمد اقرا»؛ اى محمد! بخوان!(او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!

«اقرا باسم ربک الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم»؛(علق/آیات5-1)

بخوان به نام پروردگارت که(جهان را) آفرید. همان که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد.(1)

جبرئیل به حضرت محمد(ص) فرمود:

«أرسَلَنى الله إلیک لیتخذک رسولاً»(2)

خداوند مرا به سوى تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.

حضرت محمد(ص) هرساله مدتى به کوه «حرا»(3) مى‏رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفکر مى‏پرداخت تا این که روزى فرشته‏اى به او گفت: اى محمد! بخوان! محمد(ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته، آیات آغازین سوره علق را بر وى قرائت کرد و پیامبر(ص) نیز آن‏ها را خواند.(4)

آغاز بعثت رسول خدا(ص) چه زمانى است؟

دیدگاه معروف و مورد اتفاق شیعه امامیه، 27 رجب است.

اما در میان دانشمندان اهل‏سنت، در زمان دقیق آن اختلاف زیادى است. برخى از اهل ‏سنت مبعث را در رمضان و برخى دیگر در ربیع الاول دانسته‏اند. در مورد روز مبعث نظرهاى متفاوتى ارائه شده است:

الف) 17 رمضان: طبرى در تاریخ الرسل و الملوک و ابن سعد در طبقات الکبرى(5) به این قول اشاره نموده‏اند.

ب) 18 رمضان: ابن اثیر در الکامل فى التاریخ(6) این دیدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زید جرمى - از محدثان اهل سنت - نسبت داده و طبرى(7) نیز بدان اشاره نموده است.

ج) 19 رمضان: ابن اثیر به این دیدگاه نیز اشاره نموده است.(8)

د)20 رمضان: یعقوبى در تاریخ خود روایت کرده است که ده روز مانده به آخر رمضان، در روز جمعه پیامبر(ص)مبعوث شد.(9)

نخستین آیات

هماهنگى آغاز بعثت ‏با نازل شدن نخستین آیات قرآن کریم، باعث ‏شده تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث ‏به بررسى و تعیین نخستین آیات نازل شده برپیامبر(ص) بپردازند.

دیدگاه‏هایى در این باره وجود دارد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از:

1- پنج آیه نخست ‏سوره علق.

2- سوره فاتحة الکتاب.(10)

3- سوره مدثر.(11)

دیدگاه نخست پرطرفدارترین دیدگاه در میان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث مى‌باشد. از میان مورخان؛ مسعودى(12)، ابن‏هشام(13)، ابن‏اثیر(14)، طبرى(15)، و یعقوبى در کتاب‏هاى خود و از میان مفسران شیعه، صاحبان تفاسیر: تبیان، مجمع البیان، المیزان، نمونه و از میان مفسران اهل‏سنت؛ صاحبان تفاسیر: طبرى(که حدود یازده روایت در این باره ذکر مى‏کند) ، درالمنثور، انوارالتنزیل و اسرارالتاویل(معروف به تفسیر بیضاوى) و تفسیرالقرآن العظیم جزو طرفداران این نظریه هستند.

از میان کتاب‏هاى علوم قرآنى مى‏توان به «الاتقان»(16)، «التمهید فى‏علوم القرآن»(197)، «البرهان»(18)، و... اشاره نمود.

براساس روایات رسیده از امامان معصوم(ع) آیات آغازین سوره علق را نخستین آیات نازل شده در غار حرا مى‏دانند. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «اول ما نزل على رسول الله(صلى الله علیه و آله) بسم الله الرحمن الرحیم، اقرا باسم ربک...»(19)؛ نخستین آیاتی که بر رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شد، «...اقرا باسم ربک...» بود.

امام هادى(ع) نیز فرمود: جبرئیل به محمد(ص) گفت:

«اقرا. قال: و ما اقرا؟ قال: اقرا باسم ربک الذى خلق.»(20)

طبرى(21) از علماى اهل سنت در تفسیر خود، 11 روایت و سیوطى(22) 15 روایت نقل مى‏کند، مبنى بر اینکه در آغاز بعثت نخستین آیات سوره علق بر پیامبر(صلى الله علیه و آله) نازل شده است.

طرفداران دیدگاه دوم اندک است. صریح‏ترین کسى که در این زمینه سخن گفته، «زمخشرى‏» در تفسیر «کشاف‏»(23) است.

دیدگاه سوم روایتى است که از جابر(24) نقل شده است. اگرچه هرکدام از این دو دیدگاه ممکن است طرفداران اندکى نیز داشته باشند، اما در برابر سیل نظریات مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و نیز روایات فراوانى که به برخى از آن‏ها اشاره شد و نیز ادعاى اجماع امت مسلمانرا به سادگى نمى‏توان رها کرد و از کنار آن گذشت.

بعثت و منّت

در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونى قرار داده شده است که همگى طالب ارضا و هدایت صحیح هستند. خداوند متعال براى هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امکانات متعددى به او عطا کرده است، تا هم بتواند نیروى خود را صرف ارضاى نفسانیات کند و هم با امکانات و نیروى داده شده، بر خواهش‏هاى نفسانى غلبه کند و کشش‏هاى درونى را تحت نظم و ضابطه در آورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمایز کند؛ یکى در درون انسان که عقل است  و دیگرى پیامبران الهى که این راهنما از طریق وحى براى انسان فرستاده مى‏شود تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزد و حدود و مقررات آن را نیز روشن نماید، چون عقل داراى خطا و نقصان است. برترین هادى، آن است که داراى مقام عصمت و مرتبط با وحى باشد، تنها راه آن، بعثت است.

پس بعثت‏ بزرگترین نعمت ‏خداوند بر بشراست و جا دارد که خداوند براین نعمت منت گذارد و این احسان و نیکویى را به رخ آنان بکشد، چنان که مى‏فرماید:

«لقد من الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین‏»؛(آل عمران/ 164)

خداوند برمؤمنان منّت نهاد(نعمت ‏بزرگى بخشید)، هنگامى که در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را برآن‏ها بخواند و آن‏ها را پاک کند و کتاب و حکمت ‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشکار بودند.

خداوند در آیه فوق به خاطر بعثت پیامبراسلام(ص) برمؤمنان منت مى‏نهد و این نعمت ‏بزرگ و معنوى را به رخ آنان مى‏کشد.

ممکن است کسى تصور کند که منت گذارى، کار صحیحى نیست، چرا خداوند در این جا منت مى‏گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگى هایى دارد و هدف از آن چیست؟

واژه منت از «منّ‏» به معناى چیزى است که با آن وزن مى‏کنند(سنگ کیلو). و نیز به معناى نعمت ‏سنگین و با عظمت نیز به کار مى‏رود. بنابراین هر نعمت ‏سنگین و گرانبهایى را منت گویند. کاربرد این واژه دو گونه است: قولى و فعلى(25).

اگر کسى عملا نعمت ‏بزرگى به دیگرى بدهد، این همان منت عملى است که بیشتر در مسائل تربیتى و هدایتى و معنوى کاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. که برخى گفته‏اند: این منت مختص به خداى متعال است. اگر کسى کار کوچک خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگرى بکشد و آن را بزرگ جلوه دهد، کارى است ‏بسیار زشت، که این از منت‏هاى بشرى است. در نتیجه، منت‏گذارى بر بخشیدن نعمت‏هاى بزرگ که از جمله آن‏ها نعمت رسالت است، منتى زیباست و «منّ الله‏» یعنى «انعم الله»، خداوند نعمت ‏بزرگى بخشید و در اختیار مؤمنان قرار داد.

چنان که در جاى دیگر خداوند به خاطر هدایت کردن انسان‏ها به ایمان، بر آن‏ها منت مى‏گذارد؛ «بل الله یمنّ علیکم أن هداکم للایمان‏»(حجرات/17).

اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشکلات و خسارت‏هاى زیادى متحمل شده‏اند، نباید فراموش کنند که خداوند بزرگ‏ ترین نعمت را در اختیار آن‏ها گذاشته و پیامبرى مبعوث کرد تا انسان‏ها را تربیت کند و از گمراهى‏ها باز دارد. بنابراین هر اندازه براى حفظ این نعمت ‏بزرگ تلاش و کوشش شود و هر بهایى پرداخته شود، باز هم ناچیز است.(26)

فلسفه و اهداف بعثت

پس از قرن‏ها تحقیق و بررسى درباره مسائل دینى، هنوز پرده از اسرار بسیارى از آن‏ها برداشته نشده است، که از جمله آن‏ها اسرار نهفته نبوت و بعثت است، اگرچه از ظواهر آیات قرآن مى‏توان استفاده کرد که بعثت پیامبران الهى، به ویژه پیامبراسلام(ص) داراى اهدافى مى‏باشد که بیان خواهد شد و تنها در آیه مورد بحث که خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهم‏ترین آن‏ها اشاره شده است:

«یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِه و یُزَکّیهِم وَ یُعَلّمُهُم الکِتَابَ وَ الحِکمَة‏»؛

1- تلاوت آیات الهى

«یتلوا» از واژه «تلاوت‏» به معناى پى‏درپى آوردن، پیروى کردن و خواندن با نظم است،(27) که شامل پیروى کردن در حکم وخواندن منظم آیات الهى همراه باتدبر نیز مى‏شود، گویا تلاوت کننده از آیات پیروى کرده یا حروف و کلمات را در پى یکدیگر قرار داده است. پیامبر اسلام(ص) با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افکار مردم با این آیات، آن‏ها را آماده تربیت مى‏نماید، که مقدمه تعلیم و تربیت است.

2- تربیت

یکى از مهم‏ترین برنامه‏هاى پیامبر اسلام(ص) تربیت انسان‏هاست. تربیت ‏به معناى فراهم کردن زمینه‏ها و عوامل براى به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه‏ها را براى انسان‏ها آماده کند تا از نظر عملى بهترین رابطه را با خداى خود(عبادات)، با هم نوع خود(عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعى(حکومت و سیاسات)، با خانواده خود(حقوق خانوادگى) و با نفس خود(اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند.

پیامبر(ص) منجى بشریت است. یکى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است که به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد(ص) نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشراست.»(28)

پیامبراسلام(صلى الله علیه و آله) در مدتى کوتاه، انسان هایى بزرگ، مانند على(ع)، زهرا(س)، سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربیت کرد. حضرت محمد(ص) کاشف معدن‏هاى نهفته انسانیت ‏بود.

زیرا «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه‏»؛ مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند.

انسان داراى استعدادهاى نهفته است که براى بهره ‏ورى صحیحباید آنها را کشف کرد تا به ارزش حقیقى خود دست ‏یابند.

کلمه «یُزَکّیهِم‏» از ماده «زکوة‏» و «زکآء» به معناى رشد و زیادى است(29)، که در این‏جا به معناى تربیت و پاکسازى است و شامل پاک شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد. اگرچه واژه تربیت ازماده «ربو» به معناى افزایش و نمو است، اما در قرآن کریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزکیه آمده است:

«قد أفلح من زکّیها»؛(شمس/8)

«قد أفلح من تزکّى‏»؛(اعلی/14)

«رستگار شد کسى که خود را تزکیه کرد.»

واژه تربیت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به کار رفته است، نظیر:

«الم نربک فینا ولیدا»(شعراء/18)

«آیا در دوران کودکى تو را در میان جمع خود تربیت نکردیم؟»، که سخن فرعون است که خود را مربى موسى معرفى مى‏کند، یعنى از نظر جسمانى و امکانات مادى تو را بزرگ کردم.

اهمیت اخلاق و تزکیه نفس برکسى پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزى‏ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مکارم اخلاقى است.

پیامبراسلام(ص) ‏ هدف از بعثت ‏خود را کامل کردن مکارم اخلاق بیان کرده است:

«بُعِثتُ لأتَمِّمَ مَکَارِمَ الاخلاق‏»(30) من براى کامل‏کردن فضایل اخلاقى مبعوث شده‏ام.

یکى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «اى محمد! اى آورنده قرآن! کجایى؟ بیا و دست ما را بگیر و به باغ و صحرا و چمن و به هر جایى که خواهى ببر. تو اگر ما را به میان دریا ببرى، خواهیم رفت، زیرا تو عالم به حیات و زندگى ما هستى!»(31)

 

پى‏نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 18، ص 206.

2- همان، ص 184.

3- «حرا» نام کوهى است که در شمال مکه قرار دارد. در نقطه شمالى آن غارى است که ارتفاع آن به قدر یک قامت انسان است. قسمتى از داخل غار با نور خورشید روشن مى‏شود و قسمت‏هاى دیگر آن در تاریکى است.(ر.ک: فرازهایى از تاریخ پیامبراسلام(ص)، ص 92) .

4- تلخیص التمهید، ج 1، ص 62.

5- طبقات الکبرى، ج 1، ص 192/ تاریخ طبرى، ج 2، ص 44/ الکامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30.

6- الکامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30.

7- تاریخ طبرى، ج 2، ص 44.

8- الکامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 30.

9- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 30.

10- مجمع البیان، ج 10، ص 780.

11- همان.

12- مروج الذهب، ج 2، ص 282.

13- سیره نبوى، ج 1، ص 239.

14- الکامل فى‏التاریخ، ج 2، ص 32.

15- تاریخ طبرى، ج 2، ص 45.

16- الاتقان، سیوطى، ج 1، ص 95.

17- تلخیص التمهید، ج 1، ص 84.

18- برهان، بدرالدین زرکشى، ج 1، ص 206.

19- اصول کافى، ج 2، ص 628.

20- بحارالانوار، ج 2، ص 206.

21- جامع البیان فى‏تاویل القرآن(تفسیر طبرى)، ابوجعفر محمدبن طبرى، ج 1، ص 646.

22- درالمنثور، سیوطى، ج 5، ص 562.

23- کشاف، زمخشرى، ج 4، ص 775.

24- صحیح مسلم، شرح النووى، ج 2، ص 205.

25- مفردات راغب، واژه «من‏» .

26- مجمع البیان، ج 2، ص 875.

28- در منگهم Dermnghem، دانشمند فرانسوى، به نقل از بانک تکبیر(بعثت‏بنوى)، ص 283.

29- مفردات راغب، واژه «زکا» .

30-مجمع البیان،ج1،ص429.

31- ژان ژاک روسو،j.j. Rosseey، دانشمند معروف فرانسوى، به نقل از بانک تکبیر(بعثت نبوى) .

 

منبع: تبیان


 



comment گل نوشته شما ()