سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

روز ترویه، چه روزیست؟
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳۸٩
 

هشتم ذیحجّه؛ «روز ترویه» است. آیا می‌دانید چه روزیست و چرا آن را ترویه می‌گویند؟


هشتم ذیحجّة؛ «روز ترویه» است و این روزی است که حُجّاج، نیت حج تمتع می‌نمایند و محرم شده از مکه سمت منی حرکت می‌نمایند و شب را در آنجا بیتوته می‌کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار می‌گردند.

علت نامگذاری:

«ترویه» در لغت به معانی زیر آمده است:

سیراب کردن، سیراب گردانیدن، کسی را بر روایت شعر داشتن، در کاری اندیشه کردن اندیشیدن، در کار و نگریستن پایان آن را و تعجیل نکردن در جواب (لغت نامه دهخدا)

در «علل الشرایع» در سِرّ نامیدن این روز به «ترویه»، حدیثی از امام صادق(ع) ذکر کرده که راوی می‌گوید: از حضرت پرسیدم چرا روز ترویه را «ترویه» نامیده‌اند؟

امام(ع) فرمود: زیرا در عرفات آب نبود و حاجی‌ها روز هشتم ذیحجه از مکه آب بر می‌داشتند و به عرفات می‌بردند و برخی از ایشان به بعضی دیگر می‌گفتند: تروّیتم، تروّیتم(سیراب شدید، سیراب شدید). لذا به همین خاطر، روز هشتم را روز ترویه نامیدند.(1)

باز در نقلی دیگر آمده که زمانی که حضرت ابراهیم(ع) مأمور شد خانه کعبه را بسازد، مکان آنرا نمی‌دانست در نتیجه خداوند جبرئیل(سلام الله علیه) را نازل کرد تا مکان خانه را برای حضرت ابراهیم مشخص کند و خداوند تعالی پایه‌های کعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نیز نازل شد. سپس حضرت ابراهیم برای کعبه دو در قرار داد، دری در سمت مشرق و دری در سمت مغرب که مستجار نامیده می‌شود. وقتی ساخت کعبه به اتمام رسید حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل حج بجا آوردند و جبرئیل در روز هشتم ذیحجه(روز ترویه) بر آن دو نازل شد و گفت برخیزید و آب جمع آوری کنید، چون در زمین عرفات آبی وجود ندارد. به همین دلیل این روز، «روز ترویه»(یعنی ذخیره کردن آب) نامیده شد. سپس حضرت ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را محلی امن قرار بده و اهل آن را از میوه ها بهره مند کن...(سوره ابراهیم/35)

امام صادق(ع) فرمود: منظور از بهره‌مندی از ثمرات، ثمره قلوب یعنی محبت مردم و تمایل آنها نسبت به مکه است تا بسوی آن بروند.(2)

همانطور که آشکار گردید وجه تسمیه «یوم الترویه» در کلام امامان معصوم؛ برداشتن و ذخیره نمودن آب در روز هشتم ذیحجه می‌باشد.

از ابن عباس نقل شده که حضرت ابراهیم(ع) در خواب دید که فرزندش را سر می‌برند؛ «فأصبح یروی یومه أجمع»؛ «پس صبح بیدار شد و همه آن روز را می‌اندیشید» که آیا خواب او امری است از جانب خدا یا نه؟ از اینرو آن روز «ترویه» نامیده شد. پس از آن، در شب دوم در خواب دید «فلّما أصبح عرف أنّه من الله»؛ «چون صبح شد دانست که آن از جانب خداست». از این رو آن روز عرفه نامیده شد.(3)

منزلت روز ترویه:

روز ترویه یکی از ارزشمندترین روزهای زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصی دارد. رسول خدا(ص) فرمود: خدای تبارک و تعالی از هر چیز؛ چهار شماره برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل، از پیغمبران چهار نفر برای مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داود و موسی و من، از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و ابراهیم و خاندان عِمران را بر جهانیان برگزید، از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوگند به تین و زیتون و طورسینین و این بلد امین، پس مقصود از تین؛ مدینه است و از زیتون؛ بیت الممقدس و از طورسینین؛ کوفه و از بلدامین؛ مکه، از زنها چهار زن برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه(س)، از اعمال حج چهار عمل را برگزید: قربانی کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف، ازماهها چهار ماه که ماههای حرامند برگزید: رجب و شوال و ذی القعده و ذی الحجه، و از روزها چهار روز را برگزید: روز جمعه و روز ترویه(هشتم ذی حجه) و روز عرفه و روز عید قربان.(4)

شیخ صدوق در امالی آورده است که از جمله اعمال مستحبی حج این است که اگر روز ترویه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است.(5)

طبق این روایات منزلت روز ترویه تا جائی است که درک آن مساوی با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترویه در اصل آماده شدن برای وردود به عرفات و عید قربان است.

فضیلت روزه در روز ترویه:

محمدبن ابی عمیر از یکی از یارانش از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود: روزه‌ی روز ترویه؛ کفاره گناهان یک سال و روزه، روز عرفه؛ کفاره گناهان دو سال است.(6)

محدث قمی در مفاتیح الجنان روزه‌ی این روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده و آورده است که شیخ شهید غسل این روز را مستحب دانسته است.

وقایع این روز:

در این روز؛ امام حسین(ع) نامه‌ای به کوفه فرستاد که پس از شهادت مسلم بن عقیل به آنجا رسید. متن نامه از این قرار است:

بسم الله الرحمن الرحیم

از طرف حسین بن علی بسوی برادران مؤمن و مسلمان

سلام علیکم

... من روز سه شنبه هشتم ماه ذیحجه که روز ترویه است از مکه معظمه بسوی شما حرکت نموده ام. موقعی که فرستاده من بر شما وارد شد در کار خود شتاب کنید و کوشا باشید زیرا من در همین روزها نزد شما خواهم آمد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مورخین خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه را هشتم ذی حجه یعنی روز ترویه نگاشته اند که اکنون به بررسی آن می‌پردازیم.

دیدگاه فقها:

از دیدگاه فقهی این سخن مشهور که امام حسین(ع) حج خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستی است. زیرا امام(ع) در روز هشتم ذیحجه(یوم ترویه) از مکه خارج شد، در حالی که اعمال حج که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می‌شود، از شب نهم ذی حجه آغاز می‌شود. بنابراین امام(ع) اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نیمه تمام گذارد.

بلکه ایشان در هنگام ورود به مکه؛ نیت «عمره مفرده» کردند. البته مشهور است و در برخی از کتابها مانند ارشاد شیخ مفید هم آمده که امام(ع) حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد، بدلیل اینکه قادر نبود حج خود را تمام نماید، که این نظر، بعید است.

روایتی نیز از امام صادق(ع) ذکر شده که فرمود: «قد اعتمر الحسین بن علی(ع) فی ذی الحجة ثم راح یوم الترویة الی العراق و الناس یروحون إلی منی و لا بأس بالعمرة فی ذی الحجة لمن لا یرید الحج»(7)؛ امام حسین(ع) در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه(هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی‌خواهد حج انجام دهد، می‌تواند عمره انجام دهد.

می‌توان دلایل این خروج را بطور خلاصه چنین ذکر نمود: 1- خطر جانی 2- شکسته نشدن حرمت بیت الله الحرام.

ایشان به عبدالله بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند، اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم برای من محبوبتر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم. به خداوند سوگند اگر من به لانه‌ای از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آنچه را از من می‌خواهند به دست آورند.(8)

 

 


پی نوشت:

1- علل الشرایع2: 399، باب 171.

2- قصص الانبیاء: 193.

3- صحیفه سجادیه(ترجمه و شرح فیض الاسلام):322.

4-خصال(ترجمه مهری) 1: 249.

5- امالی شیخ صدوق(ترجمه کمره‌ای): 651.

6- ثواب الاعمال(ترجمه انصاری): 145.

7- کافی 4: 536.

8- وقعة الطف: 152.

منبع: راسخون[با اصلاحات].


 



comment گل نوشته شما ()