سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک میلاد امام هادی(ع)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳۸٩
 

میلاد با سعادت دهمین اختر تابناک امامت، دوازدهمین کوکب عصمت؛

حضرت علی النقی؛ امام هادی(ع)

بر امام زمان(عج) و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد

ای دوست بیا که وقت شادی آمد

هم عزّت و هم نور الهی آمد

بر خلق خدا رحمت حق نازل شد

فرزند تقی؛ امام هادی آمد

در ادامه مطلب؛ «معجزه امام هادی(ع) در مقابل شعبده‌باز گستاخ» را بخوانید.


شعبده بازی از هند نزد متوکل آمد. تردستی‌های عجیبی از خود نشان داد که متوکل حیران گردید.

متوکل که قصد داشت از هر فرصتی بر ضد امام هادی(ع) استفاده کند، و با پف کردن، نور خورشید خدا را خاموش نماید، به شعبده باز گفت: اگر بتوانی در مجلسی عمومی، حضرت هادی(ع) را شرمنده کنی، هزار اشرفی به تو جایزه می‌دهم.

شعبده باز گفت: سفره غذا را پهن کن و قدری نان تازه نازک در سفره بگذار، و مرا کنار آن حضرت بنشان، به تو قول می‌دهم که حضرت هادی(ع) را نزد حاضران، سرافکنده و شرمنده سازم.

متوکل مغرور، سفره‌ای با غذاهای رنگارنگ پهن کرد، و عده‌ای از رجال را دعوت کرد. از جمله امام هادی(ع) را ناگزیر کنار آن سفره آورد.

مهمانان مشغول خوردن غذا شدند. امام(ع) دست دراز کرد تا مقداری نان بردارد، هماندم شعبده باز کاری کرد که نان به جانب دیگر پرید. امام هادی(ع) دست به طرف نان دیگر دراز کرد، باز آن نان به سوی دیگر پرید، و حاضران خندیدند.

این حادثه چند بار تکرار شد و موجب خنده حاضران گردید.

امام هادی(ع) به توطئه زیر پرده، آگاه شد، خشمگین گردید. در آنجا متکائی بود که صورت شیر بر روی آن نقاشی کرده بودند.

امام هادی(ع) بر همان صورت دست نهاد و فرمود: «قُم فَخُذ هَذَا»؛ بر خیز و این شعبده باز را بگیر.

همان صورت، به شکل شیری در آمد و به شعبده باز حمله کرد و او را بلعید، سپس به جای اولش، به همان صورت و نقش شیر در پارچه متکا بازگشت.

متوکل در آن مجلس، آنچنان ترسید و وحشت زده شد که بی هوش شده و نقش بر زمین شد، و حاضران در مجلس از ترس گریختند.

بعد که متوکل را به هوش آوردند، به دست و پای امام هادی(ع) افتاد و عاجزانه درخواست کرد که کاری کنید آن شعبده باز برگردد.

امام هادی(ع) به او فرمود: این کار نشدنی است، آیا تو می‌خواهی دشمنان خدا را بر اولیاء خدا مسلط کنی؟!!!

و دیگر آن شعبده باز دیده نشد.

منبع: داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم.

احادیثی گهربار از امام هادی(ع):

«أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً الْحَقُود»؛

انسان کینه‏ورز، کم آسایش‏ترین مردم است.‏

«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَر»؛

خشم؛ کلید هر شرّى است.

«بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذَا وَجْهَیْنِ وَ ذَا لِسَانَیْنِ یُطْرِی أَخَاهُ شَاهِداً وَ یَأْکُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِیَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِیَ خَذَلَه‏»؛

چه بد است آن بنده‏اى که دو رو و دو زبان است، برادرش را در حضور، مى‏ستاید، و در غیاب، بدگوئى مى‏کند، اگر نعمتی به او رسد، بر او حسد ورزد، و چون گرفتار شود تنهایش گذارد.

«لَیْسَ مِنَ الْأَدَبِ إِظْهَارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُون‏»؛

اظهار شادى در حضور فرد غمگین، دور از ادب و انسانیّت است.

«التَّوَاضُعُ نِعْمَةٌ لَا یُحْسَدُ عَلَیْهَا»؛

فروتنى و تواضع نعمتى است که هیچ کس بدان حسد نورزد.

منبع: تحف العقول: 9-488


 



comment گل نوشته شما ()