سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

اثر سهل انگاری نسبت به نماز
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

امروز در سایت یکی از بزرگان و اندیشمندان دینی، به حدیثی برخوردم که این عالم بزرگوار در شرح این حدیث نکاتی ارزشمند و قابل تأمّل بیان فرموده‌اند. شما عزیزان را نیز در این دانسته سهیم می‌کنم.


حدیث:

رُوِیَ عَنِ الصّادق(ع) قال: «إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی»؛

[اصول کافی3: 269]

ترجمه: روایت از امام صادق(صلوات الله علیه) منقول است که حضرت فرمودند:

هرگاه بنده‌ای به نماز بایستد و نماز خود را سبک به جا آورد، خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید: آیا بنده‌ی من را نمی‌بینید؟ گویا اینطور فکر می‌کند که برآورده کردن احتیاجات او به دست غیر من است. آیا نمی‌داند که برآورده کردن احتیاجات او به دست من است؟!!

شرح حدیث:

إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ... آنگاه که بنده می‌ایستد به نمازخواندن؛ و به تعبیری که ما در گذشته در این روایات داشتیم، آنگاه که می‌خواهد ‌بدهی الهی را ادا کند، [قبلاً گفتیم که تو یک طلب از خدا داری که روزی‌ات است و یک بدهی هم داری که واجباتت است]، یکی از بدهی‌ها هم نماز است.

فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ... اگر واجباتش باشد و ‌کم بگذارد، این اصلاً نماز نیست. این را بگذار کنار. چه بسا نظر این است که آن آدابی(و مستحباتی) را که در نماز باید رعایت کند، رعایت نمی‌کند؛ از حضور قلب خبری نیست. همواره در فکرش مسائل دیگری است. چه بسا اشاره به این هم باشد که ‌از یک سنخ آداب مستحبّه مؤکّده(که در نماز داریم) هم خبری نیست. به تعبیر من؛ فقط قدر متیقّن از واجبات را ادا می‌کند.

قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی... اینجا خداوند خطاب به ملائکه و فرشتگانش می‌فرماید: شما این بنده من را نمی‌بینید؟! چون نماز یک نوع بندگی کردن خدا و عبادت است، عبادت یعنی بندگی. لذا تعبیر می‌کند به «عَبْدِی».

کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی... گویا اینطور می‌بیند که برآورده کردن احتیاجات او بدست غیر من است.

أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی؟! این را نمی‌داند که برآورده کردن احتیاجات او بدست من است؟ نماز بدون حضور قلب و تند تند،‌ مثل این می‌ماند که آدم بخواهد بدهی‌اش را ادا کند؛ از سر و ته آن می‌زند اما وقتی می‌خواهد طلب را بگیرد،‌ می‌خواهد تا آخرش را هم بگیرد. چطور شد اینجوری شده؟ بدهی الهی را که می‌خواهی ادا کنی،‌ سر و ته آن را می‌زنی، ‌امّا وقتی که می‌خواهی روزی را از خدا بستانی، تا آخرش می‌ستانی، و بعدش هم همواره می‌گویی: بده. انصاف هم خوب چیزی است!!

تندتند نماز می‌خواند تا مشتری از دستش نرود. خیال می‌کند مشتری روزی‌اش را می‌دهد.

کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی؛ گویا می‌بیند و اینطوری فکر می‌کند که برآورده کردن احتیاجات او بدست دیگری است.

أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی؟! این را نفهمیدی تو که من باید احتیاج تو را برآورده کنم نه مشتری!! پس در اداء دین الهی‌ات کم نگذار.

 

منبع: اینجا


 



comment گل نوشته شما ()