سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٥ تیر ۱۳۸٧
 

میلاد پر خیر و برکت و میمون مولی الموحدین، امیرالمؤمنین، یعسوب الدین، یگانه مولود کعبه، خلیفه بلافصل نبی گرامی اسلام؛

حضرت علی بن ابیطالب(علیه أفضل صلوات المصلّین)

بر فرزند ارجمندش، صاحب الامر، امام زمان(عج)

و تمامی شیعیان آن حضرت و شما دوست عزیز گرامی باد.

تا حــبّ علی و آل او یــافـته ایم

کام دل خویش مو به مو یافته ایم

وز دوستی علی و اولاد علی است

در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم


 از آنجا که هر چه در مدح و منقبت امیرالمؤمنین(ع) بگوییم، زبان در گفتار قطره‌ای از دریای مناقب آن حضرت عاجز است، لذا فقط از باب «آب دریا را اگر نتوان کشید... هم به قدر تشنگی باید چشید»، شعر معروف و زیبای مرحوم شهریار در مدح مولا را تقدیم ولایتمداران و عاشقان آن حضرت می‌کنم.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عـــالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جـان مـاسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کـرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پــسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربــلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیّرم چه نامـم شــه مـلک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید بـرسد به خاک پایت

چه پیامـها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جــان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پـیام آشنـائی بـنوازد و آشــنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا 

و در آخر این دو بیتی بسیار زیبا و پر معنا را تقدیم می‌کنم:

در صفحه‌ی چهره‌ها خط لم یزلی

معکوس نوشته است نام دو علی

یک لام و دو عین با دو یاء معکوس

از حاجب و عین و انف با خط جلی

. . . روز پدر را نیز به پدر عزیزتر از جانم و تمام پدران متعهّد تبریک میگم.

پدر جان، نگاه مهربان و صدای دلنشین و نصایح راهگشایت؛ همیشه مرحم دل من در این غربت است.

... خدا می‌داند که چندین بار اراده کردم دستهای زیبا و پاهای خسته‌ات را ببوسم.

امّا ... نمی‌دانم؛ شاید غرور، شاید ذلّت نفس و شاید ... مانعم شد.

امّا بدان؛ برای من بهترینی...

التماس دعا


 



comment گل نوشته شما ()