سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

گفتگوی امیرالمؤمنین(ع) با یک یهودی در برتری پیامبر اسلام(ص) بر انبیا (قسمت1)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

گفتگو و احتجاجی بسیار زیبا و خواندنی و ارزشمند میان امیرالمؤمنین(ع) با یک دانشمند یهودی، پیرامون صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام(ص) رخ داده است که الحق و الانصاف هر مسلمان و شیعه‌ای با خواندن آنها، لذّت می‌برد و بر داشتن چنین دین و چنین رهبرانی افتخار می‌کند.

لکن از آنجا که این مطلب تقریبا طولانی است، برای اینکه دوستان از خواندن آن خسته نشوند، آن را در چند قسمت جداگانه و به صورت هفته‌ای تقدیم دوستان عزیز می‌کنم. امیدوارم از خواندن آن محظوظ شوید.


از امام موسى بن جعفر(علیه السّلام) نقل شده است:

دانشمندی یهودى از شام، که تورات و انجیل و زبور و صحف انبیاء را خوانده بود و اطلاعاتى از استدلالهاى آنها داشت، وارد مجلسى شد که اصحاب پیامبر(ص) در آن حضور داشتند، على بن ابى طالب(ع) نیز بود و ابن عباس و ابو معبد جهنى.

دانشمند یهودی گفت: اى امت محمد، هیچ مقام و منزلتى را براى پیامبرى وانگذاشتید جز اینکه تمام آنها را براى پیامبر خود ادعا کردید. آیا پاسخ سؤالهاى مرا می‌دهید؟

مردم از او روى برگرداندند.

اما حضرت على(ع) فرمود آرى، خداوند هیچ درجه‌اى به پیامبری و فضیلتى براى رسولى نداده، مگر اینکه تمام آنها را در پیامبر ما جمع کرده و به آن جناب چند برابر افزونتر بخشیده است.

دانشمند یهودى گفت: تو جواب مرا مى‌دهى؟

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: آرى، امروز آنقدر از فضائل پیامبر(ص) نقل مى‌کنم که موجب روشنى چشم مؤمنین شود و تردید کسانى که در فضائل آن جناب مشکوک بودند برطرف گردد. پیامبر وقتى فضیلتى از خود نقل مى‌کرد مى‌فرمود افتخار نمى‌کنم. من اکنون فضائل آن جناب را یادآوری مى‌کنم، بدون اینکه نسبت به دیگر انبیاء، خرده‌گیری داشته باشم، ولى سپاسگزارم خداوند را به واسطه آنچه به او عنایت فرموده، مانند تمام فضائلى که به انبیاء داده و مقامات دیگرى به ایشان اختصاص داده است و آن جناب را بر انبیاء فضیلت بخشیده است.

دانشمند یهودى گفت: من اینک سؤال مى‌‏کنم خود را آماده جواب کن.

امام(ع) فرمود: بگو.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت آدم(ع) 

یهودی گفت: خداوند، ملائکه را به سجده آدم مأمور کرد، آیا چنین مقامى را به ایشان داده است؟

حضرت علی(ع) فرمود: آرى آنچه درباره آدم گفتى درست است، اگر ملائکه آدم را سجده کردند، سجده آنها سجده عبادت نبود که آدم را در مقابل خدا بپرستند، ولى با این سجده به فضیلت آدم اعتراف نمودند که مورد رحمت خدا قرار گرفته است، به حضرت محمد(ص) از این بهتر عنایت شد؛ خداوند در جبروت خود با تمام ملائکه بر او صلوات فرستاد و مؤمنین نیز موظف شدند که بر او صلوات فرستند، این مقامى است بالاتر.

یهودى گفت: خداوند پس از انجام خطا، توبه آدم را پذیرفت.

امام(ع) فرمود: صحیح است، اما به حضرت محمد(ص) بالاتر از این مقام را داده‌اند، بدون اینکه گناهى از او سر بزند. خداوند در قرآن کریم مى‌فرماید «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ»، هرگز حضرت محمد(ص) با گناه وارد قیامت نخواهد شد و نه از او در باره گناهى بازخواست خواهند کرد.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت ادریس(ع)

یهودى گفت: خداوند ادریس را به مقام عالى رسانید و پس از مرگ از تحفه‌‏هاى بهشت به او خورانید.

حضرت على(ع) فرمود: صحیح است، به حضرت محمد بهتر از آن عنایت شده، خداوند درباره آن جناب مى‌فرماید «وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ»، همین مقام و رفعت ذکر او کافى است. اگر ادریس را پس از مرگ از تحفه‌هاى بهشت خورانیدند، به حضرت محمد(ص) در زمان حیات در همین دنیا تحفه دادند. هنگامى که از گرسنگى به خود مى‌پیچید، جبرئیل برایش جامى از بهشت آورد که در آن تحفه‌اى بود. آن جام و تحفه، در دست او شروع به گفتن ذکر خدا و تسبیح و تکبیر و حمد خدا را نمودند. جام را یکى از اهل بیت پیامبر گرفت، جام و تحفه، همان ذکرها را ادامه دادند. اما یکى از اصحاب که خواست جام را بگیرد، جبرئیل جام را گرفت و عرض کرد این تحفه را میل بفرمائید که از بهشت است، خداوند به شما عنایت نموده، و جز پیامبر یا وصى او نمى‌تواند بخورد. آن جناب میل کرد، ما نیز با ایشان خوردیم. هم اکنون من مزه شیرین آن را در ذائقه خود درک مى‌کنم.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت نوح(ع) 

یهودى گفت: نوح در راه خدا صبر کرد، و با اینکه قومش او را تکذیب کرده بودند، عذر قوم خود را پذیرفت.

امام(ع) فرمود: صحیح است، حضرت محمد(ص) نیز عذر قوم خود را پذیرفت و در راه خدا صبر کرد، وقتى او را تکذیب کردند و او را بیرون کردند و با سنگ او را هدف قرار دادند و ابولهب، زه‏دان(شکمبه) گوسفند را از بالا بر سر او ریخت.

خداوند متعال به جابیل(فرشته مأمور کوهها) امر کرد خدمت پیامبر اکرم(ص) برسد. جابیل خدمت ایشان آمده و گفت: خداوند مرا مأمور کرد که دستور شما را اطاعت کنم، اگر اجازه مى‌دهى کوهها را بر سر آنها فرود آورم و هلاکشان کنم. پیامبر اکرم(ص) فرمود خداوند مرا براى رحمت مبعوث نموده، خدایا امت مرا هدایت فرما، آنها جاهل هستند.

واى بر تو اى یهودى! نوح وقتى مشاهده کرد خویشاوندانش غرق مى‌شوند، دلش به حال آنها سوخت و اظهار ناراحتى کرد و گفت «رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی»، خدایا فرزندم از خانواده من است، خداوند به او فرمود «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ»، او از خانواده تو نیست، مى‌خواست نوح را بدین وسیله تسلّى بخشد. ولى حضرت محمد(ص) وقتى دشمنى قوم خود را مشاهده کرد، شمشیر انتقام از نیام برکشید و هیچ رقّت و دلسوزى نسبت به آنها که خویشاوندانش بودند روا نداشت و با دیده محبت به آنها تماشا نکرد.

یهودى گفت: نوح از خداوند درخواست کرد، آسمان به شدت باریدن گرفت.

امام(ع) فرمود: صحیح است، وقتى پیامبر اکرم(ص) به مدینه هجرت کرد، اهل مدینه روز جمعه‏اى خدمت آن جناب آمدند و از خشکسالى شکایت نمودند که درخت‏ها زرد شده و برگها مى‌ریزد. پیامبر اسلام(ص) دست خویش را به دعا بلند کرد به گونه‌ای که سفیدى زیر بغل آن جناب دیده مى‌شد، با اینکه در آسمان لکه‏اى ابر دیده نمى‌شد به فاصله کمى باران باریدن گرفت. آنقدر باران بارید که جوانان زورمند و توانا نیز براى رفتن به خانه خویش در این باران سخت به زحمت افتادند و از شدت سیل نمی‌توانستند بروند. یک هفته طول کشید.

جمعه هفته آمدند و عرض کردند یا رسول الله(ص) دیوارها خراب شد و مسافران از سفر باز ماندند. آن جناب خندید و فرمود این سرعت پشیمانی آدمیزاد است. سپس فرمود: «اللهم حوالینا لا علینا اللهم فی اصول الشیح و مراتع البقع‏»؛ خدایا باران را بر سر ما نبار، به اطراف ما ببار بر روى گیاه بیابانها و چراگاههاى اطراف.

باران در اطراف مدینه مى‌بارید، ولى یک قطره در مدینه نمى‌بارید، بواسطه کرامت آن جناب در نزد خدا.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت هود(ع)

یهودى گفت: خداوند از دشمنان هود به وسیله باد انتقام گرفت، آیا براى حضرت محمد(ص) نیز چنین چیزى پیش آمده؟

امام(ع) فرمود: صحیح است، خداوند به حضرت محمد بالاتر از این را داده؛ خداوند او را به وسیله باد بر دشمنانش پیروز گردانید، در جنگ خندق که بادى فرستاد ریگ‏ها را برافشاند و سپاهى از فرشتگان ارسال داشت که مشرکان آنها را نمى‌دیدند، خداوند هشت هزار فرشته را براى ایشان فرستاد که براى هود نفرستاد و فضیلت دیگرى به ایشان بخشید که باد زمان هود، باد خشم بود، ولى باد زمان پیامبر(ص) باد رحمت، در قرآن کریم مى‌فرماید «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها»، که از آن باد به «نعمت» تعبیر می‌کند.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت صالح(ع) 

یهودى گفت: خداوند براى صالح، شترى برآورد و آن را عبرت براى قومش قرار داد.

امام(ع) فرمود: آری، همین طور است، به حضرت محمد(ص) بهتر از این عنایت شد. شتر صالح با او سخن نگفت و با یک دیگر حرف نمى‌زدند و به نبوت صالح گواهى نداد، ولى ما در یکی از جنگها در خدمت پیامبر اکرم(ص) بودیم، که شترى به ایشان نزدیک شد و شروع به صدا دادن کرد. خداوند او را به سخن درآورد و گفت «یا رسول الله فلان کس مرا به کار گرفت تا پیر شدم و حالا مى‌خواهد مرا بکشد من از دست او به شما پناه مى‏برم». پیامبر اکرم(ص) دنبال صاحب شتر فرستاد و شتر را از او خواست. آن مرد، شتر را به پیامبر اکرم(ص) بخشید و آن جناب شتر را آزاد کرد.

روزى دیگر من با آن حضرت(ص) بودم که فردى بادیه‌نشین همراه شتری و فرد دیگرى نزد آن حضرت حاضر شده و با هم سر آن شتر اختلاف داشتند. یکى دیگرى را متّهم به دزدى مى‌کرد و هر چه مى‌گفت من این شتر را از فلان یهودى خریده‏‌ام فایده نداشت، و مدّعى شهودی آورد که او این شتر را دزدیده است. ناگاه شتر به سخن آمده و گفت: اى رسول خدا؛ فلانى مرا ندزدیده است، و گروه شاهدان دروغ گفته‏‌اند، و سارق من، فلان یهودى است.

پایان قسمت اول.

منبع: بحار الأنوار: ج ‏10، ص28.

کتاب احتجاجات، ج2.

 

بقیه قسمتهای این مطلب:

 

قسمت دوم

 

قسمت سوم

 

قسمت چهارم


 



comment گل نوشته شما ()