سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

گفتگوی امیرالمؤمنین(ع) با یک یهودی در برتری پیامبر اسلام(ص) بر انبیاء (قسمت2)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

در ادامه مطلب، قسمت دوم از گفتگو و احتجاج بسیار زیبا و خواندنی و ارزشمند میان امیرالمؤمنین(ع) با یک دانشمند یهودی، پیرامون صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام(ص) را بخوانید.


برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت ابراهیم(ع)

یهودى گفت: ابراهیم با دیده عبرت به معرفت خدا آشنا گردید و با این بینش به‏ او ایمان آورد.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: درست است، به حضرت محمد(ص) بهتر از این بخشیدند، دیده معرفت و بصیرت گشود و بینش ایمان یافت. اما ابراهیم در پانزده سالگى چنین بینشى یافت، ولى حضرت محمد(ص) در هفت سالگى.

گروهى از نصرانیان بعنوان تجارت بین صفا و مروه در مکه وارد شدند، یکى از آنها چشم به پیامبر انداخت و آن جناب را شناخت با آثار و علائمى که داشت.

گفت: اسم تو چیست؟ حضرت محمد(ص) فرمود: محمد. گفت: اسم پدرت چیست؟ جواب داد: عبدالله. آنگاه اشاره به زمین کرد و گفت: اسم این چیست؟ فرمود: زمین. اشاره به آسمان نموده و گفت: اسم این چیست؟ جواب داد: آسمان. گفتند: آفریننده آنها کیست؟ فرمود: خداى توانا. بعد به آنها پرخاش نموده و فرمود: مرا در مورد خداى عزیز به شک مى‌‌‏اندازید؟!

اى یهودى! او بینش توحید و دیده خداشناسى داشت، در حالى که خویشاوندانش به بت پرستی اشتغال داشتند و کفار، بت قربانى مى‏‌کردند و به پرستش بتها اشتغال مى‌‌‏ورزیدند، اما او مى‌‌‏گفت «لا اله الا الله».

یهودى گفت: خداوند، ابراهیم را از نمرود به وسیله پوشش‏‌‌هاى سه‌‏گانه پنهان کرد(مراد؛ شکم مادر و رحم و زهدان است، که ولادتش از نمرود مخفى بود).

حضرت على(ع) فرمود: همین طور است، اما حضرت محمد(ص) را خداوند از دشمنانش که قصد قتلش را داشتند به وسیله پنج حجاب مخفى نمود، سه حجاب در مقابل سه حجاب ابراهیم و دو حجاب ایشان بیشتر داشت. خداوند در این آیه مى‌‏فرماید «وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا» این حجاب اول، «وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا» این حجاب دوم، «فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ» این حجاب سوم، بعد مى‌‏فرماید «وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً» این حجاب چهارم، بعد مى‌‏فرماید «فَهِیَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ» این هم حجاب پنجم.

یهودى گفت: ابراهیم به وسیله دلائل خویش کافرى را که با او به بحث پرداخته بود مبهوت و حیران کرد.

حضرت على(ع) فرمود: صحیح است، حضرت محمد(ص) نیز مردى بنام ابى بن خلف جمحى که به قیامت اقرار نداشت و منکر بود، نزد او آمد با خود استخوان پوسیده‌ای را آورد که با دست آنها را پودر مى‏‌کرد. بعد گفت ای محمد «مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ»؛ این استخوانهاى پوسیده را که زنده خواهد کرد؟ خداوند به زبان پیامبرش انداخت و با دلیل واضح و روشن فرمود «یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»؛ همان کسى که او را اول آفرید، او به هر نوع آفرینشى دانا است. آن مرد مبهوت شد و رفت.

یهودى گفت: حضرت ابراهیم(ع) به واسطه حمایت از توحید بت‏هاى قوم خود را تکه تکه کرد.

حضرت على(ع) فرمود: همین طور است، اما حضرت محمد(ص) سیصد و شصت بت را از فراز کعبه فرو ریخت و از جزیرة العرب دور کرد و هر کس آنها را مى‌‏پرستید با شمشیر خود او را خوار و ذلیل کرد.

یهودى گفت: ابراهیم(ع) فرزند خود را بر زمین خوابانید و براى قربانى چهره‌‏اش را بر خاک نهاد.

على(ع) فرمود: درست است، اما ابراهیم پس از خواباندن فرزند بر زمین، خداوند براى او فداء(قربانی) فرستاد، ولى حضرت محمد(ص) به مصیبتى دشوارتر از آن گرفتار شد. کنار پیکر عموى خود حمزه که شیر خدا و شیر پیامبرش و یاور دین خدا بود ایستاد موقعى که از دنیا رفته بود، اما اظهار دلتنگى نکرد و اشک از دیده نریخت و به چشم خویشاوندى به او تماشا نکرد، تا خداوند را با شکیبائى و صبر خود خشنود کند و در تمام کارها تسلیم او باشد. پیامبر(ص) فرمود: اگر خواهرش صفیه ناراحت نشود پیکرش را رها مى‌‏کنم تا خداوند او را از درون دل درندگان و شکم پرندگان محشور نماید و اگر این کار سنت و روش بعد از من نمى‏‌شد، این کار را مى‌‏کردم.

یهودى گفت: ابراهیم(ع) را قومش در آتش انداختند و صبر کرد تا اینکه خداوند آتش را بر او سرد و سلامت قرار داد. آیا چنین کارى را نسبت به محمد(ص) کرده‌‏اند؟

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: صحیح است حضرت محمد(ص) وقتى وارد خیبر شد، زنى خیبرى او را مسموم کرد، خداوند سم را در اندرون بدنش سرد و سلامت قرار داد تا هنگام اجلش. سمّ وقتى در داخل بدن‏ قرار می‌‌گیرد مى‌‏سوزاند چنانچه آتش مى‌‏سوزاند. چنین چیزى را که از قدرت خدا انکار ندارى؟

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت یعقوب(ع)

یهودى گفت: خداوند به یعقوب چه لطف زیادى نمود که اسباط را از صلب او قرار داد و مریم دختر عمران از دختران او است.

حضرت على(ع) فرمود: صحیح است، اما حضرت محمد(ص) بیشتر از او مورد لطف خدا قرار گرفت، زیرا فاطمه(س) که برترین زنان دنیا و آخرت است، از دختران اوست و امام حسن و امام حسین از نواده‏‌گان اوست.

یهودى گفت: یعقوب بر فراق فرزند صبر کرد بطورى که نزدیک بود از بیمارى زمین‏گیر شود.

امام(ع) فرمود: درست است، ولى اندوه یعقوب بالاخره به دیدار منتهى گردید، ولى حضرت محمد(ص) در زمان حیاتش، فرزندش ابراهیم از دنیا رفت و او را به این آزمایش امتیاز بخشید تا اجرش را افزون فرماید.

پیامبر اکرم(ص) (در مورد فوت فرزندش ابراهیم فرمود) انسان محزون مى‌‏شود و دل مى‌‏سوزد، ما بر تو اى ابراهیم محزونیم، اما سخنى که موجب خشم خدا شود نمى‌‏گوئیم، در تمام این موارد رضاى خدا را مقدم مى‌‏داشت و تسلیم امر او در تمام کارهایش بود.

برتری پیامبر اسلام(ص) بر حضرت یوسف(ع)

یهودى گفت: یوسف تلخ کامى فراق و دوری را با تمام ناراحتیش تحمل کرد و زندانى کشید تا از معصیت محفوظ بماند. او را تنها میان چاه انداختند.

حضرت على(ع) فرمود: همین طور است، محمد(ص) سختى غربت را کشید و از خانواده و فرزندان و مال خود فاصله گرفت و از حرم خدا و جایگاه امن پروردگار مهاجرت نمود. وقتى خداوند ناراحتى و حزن او را دید خوابى شبیه رؤیاى یوسف در تأویل به او نشان داد و براى جهانیان راستى آن رؤیا را آشکار کرد، فرمود «لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لا تَخافُونَ»(خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت؛ بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام مى‌‏شوید در نهایت امنیّت و در حالى که سرهاى خود را تراشیده یا کوتاه کرده‌‏اید و از هیچ کس ترس و وحشتى ندارید)، اگر یوسف به زندان افتاد پیامبر اسلام(ص) سه سال خویشتن را در شعب و درّه کوه زندانى نمود، خویشاوندان از او کناره گرفتند و او را به دشوارترین گرفتاریها دچار کردند. خداوند چاره‌‏اى برایش اندیشید که جاى شک و شبهه‌‏اى نبود، زیرا ضعیف‌‏ترین موجودات خود را مأمور کرد تا عهدنامه آنها را که درباره قطع رابطه با او نوشته بودند بخورد. اگر یوسف را در چاه انداختند، پیامبر اسلام از ترس جان خویش در غار رفت آنقدر کار دشوار بود که به همراه خود فرمود «لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»، غمگین مباش خدا با ما است. خداوند بر این وضع او را در کتاب خویش مى‌‏ستاید.

پایان قسمت دوم

منتظر قسمت سوم باشید

منبع: بحار الأنوار: ج ‏10، ص28.

کتاب احتجاجات، ج2.

 

بقیه قسمتهای این مطلب:

 

قسمت اوّل

قسمت سوم

قسمت چهارم


 



comment گل نوشته شما ()