سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

همان گاو اول را بگیر
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢ تیر ۱۳٩٠
 

چقدر از فرصتهایی که در زندگی بدست می‌آوریم استفاده‌ی بهینه می‌کنیم؟

چقدر از فرصتهایی که بدست آورده‌ایم، استفاده کرده‌ایم؟ و چقدر از فرصتها را از دست داده‌ایم؟

آیا فرصتها همیشه فراهم هستند...؟!!!

ادامه مطلب تلنگر خوبی برای این مطلب است...


مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد.

کشاورز گفت: پسرجان! برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را یک به یک آزاد می‌کنم، اگر توانستی دُم یکی از این سه گاو ‌را بگیری، می‌توانی با دخترم ازدواج کنی.

مرد جوان به انتظار اولین گاو ایستاد.

وقتی در طویله باز شد، بزرگ‌ترین و خشمگین‌ترین گاوی که تا حالا دیده بود، بیرون دوید.

مرد با خودش فکر کرد حتما گاوهای بعدی گزینه‌های بهتری خواهند بود.

پس کناری دوید تا گاو از مرتع بگذرد و از در پشتی خارج شود.

دوباره در طویله باز شد.

باور نکردنی بود! در تمام عمر گاوی به این بزرگی و خشمگینی ندیده بود. گاو با سُم به زمین می‌کوبید و خِرخِر می‌کرد.

جوان بار دیگر با خود فکر کرد گاو بعدی هر چیزی که باشد، از این بهتر خواهد بود، باز به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو دوم نیز از مرتع عبور کند.

برای بار سوم، در طویله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف‌ترین، کوچک‌ترین و لاغرترین گاوی بود که در عمرش دیده بود.

این گاو، برای مرد جوان بود! در حالی که گاو نزدیک می‌شد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع روی گاو پرید. دستش را دراز کرد...

عرق سردی بر پیشانی مرد نشست؛ گاو سوم اصلاً دم نداشت!

نتیجه:

زندگی پر از فرصت‌های دست‌یافتنی است.

بهره‌گیری از بعضی فرصت‌ها ساده است و بعضی‌ها مشکل؛ اما زمانی که به آن‌ها اجازه دهیم بگذرند تا شاید فرصت‌های بهتری در آینده نصیبمان شود، این موقعیت‌ها شاید هیچ وقت دیگر پیدا نشوند.

برای همین، همیشه با خودتان بگویید:

«اولین فرصت‌ها را غنیمت بدان»


 



comment گل نوشته شما ()