سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

مناظره با هارون؛ فرق سادات هاشمى و عبّاسى
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ٦ تیر ۱۳٩٠
 

ممکن است برای شما نیز این سوال پیش آمده باشد که چه فرقی میان «سادات هاشمی» با «سادات عباسی» است؟

و نیز این سوال که چرا ائمه معصومین(ع) با اینکه از فرزندان حضرت علی(ع) هستند ولی به آنها می‌گویند «ابن رسول الله»، یعنی فرزندان پیامبر خدا(ص)؟

در ادامه مطلب، جواب اینها را از زبان امام کاظم(ع) بخوانید.


مرحوم شیخ صدوق و شیخ مفید و دیگر بزرگان در کتابهاى مختلف حکایت کرده اند؛

حضرت امام موسى بن جعفر(علیهما السلام) در جمع بعضى از اصحاب خاصّ فرمود:

روزى هارون الرّشید مرا احضار کرد و چون بر او وارد شدم سلام کردم. وى پس از آن که جواب سلام مرا داد؛ گفت: آیا ممکن است دو خلیفه از مردم مالیات دریافت نمایند؟!

گفتم: مواظب باش و تقواى الهى را رعایت نما، مبادا سخن بى محتواى دشمنان ما را بپذیرى، اگر صلاح مى‌دانى حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) بخوانم !

هارون گفت: مانعى نیست

اظهار داشتم: پدرم از پدران بزرگوارش، از جدّم رسول خدا(صلوات اللّه علیهم) نقل فرمود: همانا چنانچه بدن خویشان با یکدیگر تماس پیدا کنند، تحریک و آرامش به وجود مى‌آورد؛ بنابر این دستت را در دست من قرار ده. سپس جلو رفتم و هارون دست مرا گرفت و کنار خود نشانید و گفت: دیگر وحشتى نداشته باش، راست گفتى و نیز جدّت راست گفته است.

سکون و آرامش پبدا کردم و دوستى تو در دلم جاى گرفت. اکنون سئوالهایى را مطرح مى‌کنم که کسى پاسخ آنها را نمى‌داند، چنانچه جواب صحیحى دادى، تو را آزاد مى‌گذارم و پس از این، سخن هیچ کسى را بر علیه تو اهمیّت نمى‌دهم.

گفتم: آنچه مى‌خواهى سئوال کن، اگر در امان بودم پاسخ مى‌گویم.

هارون اظهار داشت: چناچه راست گفتى و جواب از روى تقیّه نبود در امان خواهى بود.

سپس گفت: به چه دلیلى شما بر ما ترجیح داده شده‌اید و بر ما برترى دارید؟ و حال آن که ما و شما از نسل عبدالمطّلب هستیم و پسر عمو خواهیم بود.

در پاسخ گفتم: به جهت آن است که عبداللّه و ابو طالب از یک پدر و مادر بوده اند؛ ولى عبّاس، مادرش غیر از مادر آن دو نفر بود و فقط از جهت پدر یکى هستند.

سپس گفت: چگونه به خود اجازه مى‌دهید که مردم شما را بنی الرسول(پسران پیامبر) بنامند و حال آن که شماها فرزندان علىّ بن ابى طالب(علیه السلام) هستید و انسان از ناحیه پدر به اجداد خود منسوب مى‌شود و مادر نقشى ندارد؟

در جواب هارون گفتم: چنانچه رسول خدا(اللّه صلى الله علیه و آله) زنده گردد و دختر تو را براى خود خواستگارى نماید، آیا قبول مى‌کنى؟

پاسخ داد: بلى.

گفتم: ولى چنانچه از من خواستگارى نماید، نمى‌پذیرم.

هارون گفت: چرا؟

جواب دادم: چون من توسّط او متولّد شده‌ام، لیکن تو از دیگرى به دنیا آمده‌اى.

پس از آن، هارون الرّشید پرسید: چگونه خود را ذرّیّة رسول اللّه مى‌نامید؛ و حال آن که ذرارى شخص، به وسیله مرد شناخته مى‌شود و شماها فرزندان دختر رسول اللّه مى‌باشید؟

از او خواستم تا از جواب این سؤال مرا معذور دارد، ولى او نپذیرفت و اصرار ورزید تا پاسخ گویم؛ و نیز افزود: شما فرزندان علىّ ابن ابى طالب(علیه السلام) هستید؛ چرا خودتان را رئیس و رهبر مسلمین و ذرارى رسول اللّه(صلوات اللّه علیه) معرّفى مى‌کنید؟!

در جواب گفتم: به خدا پناه مى‌برم از شرّ شیطان، خداوند عیسى(علیه السلام) را از ذرّیّه حضرت ابراهیم و داود و موسى و سلیمان(علیهم السلام) معرّفى کرده است، اکنون بگو که پدر عیسى کیست؟

هارون پاسخ داد: عیسى پدر نداشت.

گفتم: بنابر این از طریق مادرش، مریم از ذرارى انبیاء(علیهم السلام) قرار گرفته است.

و همچنین ما نیز از طرف مادر، ذرّیّه پیغمبر خدا مى‌باشیم، آیا کافیست یا باز بگویم؟

گفت: توضیح بیشترى بده؟

گفتم: آن هنگامى که رسول خدا(صلوات اللّه علیه) خواست با نصارى، مباهله نماید، اظهار داشت:

فقط فرزندان و زنان و خودمان باشیم و درباره یکدیگر نفرین نمائیم؛ و تنها امام حسن، حسین، على و زهراء(علیهم السلام) را همراه برد؛ پس همانطور که امام حسن و حسین را فرزند خود نامید، ما هم فرزند و ذرّیّه او هستیم.

در پایان، هارون الرّشید مرا تحسین کرد و گفت: مشکلات و خواسته‌هاى خود را مطرح نما که برآورده خواهد شد.

گفتم: اوّلین خواسته من این است که اجازه دهى پسر عمویت به حرم جدّش، کنار اهل عیالش باز گردد؟

در جواب اظهار داشت: بررسى می‌کنیم.

در ادامه روایت گفته شده است که هارون دستور داد تا حضرت را نزد سندى بن شاهک محبوس نمایند.

منبع: بحارالا نوار: ج 48، ص 121


 



comment گل نوشته شما ()