سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

پاسخ به شبهات عزاداری امام حسین(ع)
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

در ادامه مطلب، به چند سؤال و شبهه مهم پیرامون عزاداری امام حسین(ع) پاسخ داده می‌‌شود.


سؤال اول:

أهل سنت می‌‌گویند ما شیعه معتقدیم که امام حسین(ع) شهید شد، بخاطر اینکه ما بر او گریه کنیم و ثواب ببریم و به بهشت برویم، این شبهه را جواب بدهید.

جواب:

می‌‌گویند امام حسین(ع) را خود شیعیان به شهادت رساندند، همان هائی که نامه نوشتند به امام حسین(ع) که به کربلا برود. البته این سؤال را در «اینجا» جواب داده‌‌ایم و اگر بخواهیم الآن کامل جواب بدهیم، فرصت زیادی می‌‌برد؛ اما خلاصه اینکه یکی از جملاتی که خود امام حسین(ع) در روز عاشورا مطرح کرد و همه آورده‌‌اند که فرمودند:

«ویلکم یا شیعة آل أبی سفیان، إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون یوم المعاد، فکونوا أحرارا فی دنیاکم هذه»؛

وای بر شما ای شیعیان آل أبی سفیان، که آمده‌‌اید مرا به قتل برسانید؛ اگر شما دین ندارید و از قیامت نمی‌‌ترسید، حداقل در دنیا، آزادمرد باشید.

(کامل فی التاریخ، ج۴ ، ص۷۶ - الفتوح إبن أعثم، ج۵ ، ص۱۱۷ - البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۰۳ - مقتل الحسین، ص۱۹۰)

در أعیان الشیعه، ج۱، ص۶۰۹ مدارک و منابعش کاملا آمده است و این روشن است که عبید الله بن زیاد وقتی کوفه را از طرف یزید تسخیر کرد و تمام آنهائی را که به ظاهر با امام حسین(ع) بیعت کرده بودند، بیعت شکستند و تمام آنهائی که با مسلم بیعت کردند که تا ۱۸ هزار نفر در تاریخ آمده است، شکستند و حتی خود عبیدالله بن زیاد، مانع خروج شیعیان به کربلای معلّی برای کمک به امام حسین(ع) شد. این در خود تاریخ طبری و کامل ابن اثیر آمده که حتی حبیب بن مظاهر و بعضی از افراد، از سیاهی و تاریکی شب استفاده کردند و خود را به کربلا و یاری کردن امام حسین(ع) رساندند.

سؤال دوم:

قبل از اسلام چه وقایعی در سرزمین کربلا رخ داد؟ آیا در تاریخ ذکر شده که پیامبرانی در این منطقه زیسته‌‌اند یا دفن شده‌‌اند؟ یا خون پیامبری یا پیروان پیامبری قبل از اسلام در این منطقه ریخته شده است؟ و غیر از پیامبر اسلام، آیا پیامبران اولوالعزم در مورد این سرزمین مطلبی را گفته‌‌اند؟

جواب:

پیامبران گذشته خبر داده بودند که در این نقطه فردی از فرزندان یکی از پیامبران کشته می‌‌شود و اینها سینه به سینه، کاملا در اختیار علماء و بزرگان یهودی قرار گرفته بود و اینها این قضیه را خیلی واضح و روشن داشتند.

(مجمع الزوائد هیثمی، ج۹، ص۱۹۳ - معجم کبیر طبرانی، ج۳، ص۱۱۷ - تاریخ دمشق، ج۱۴، ص۱۹۹)

ولی این قضیه در تاریخ هست که حضرت امیرالمؤمنین(ع) هنگامی که که از صفین یا جمل بر می‌‌گشتند، آنجا ایشان گریه کردند و مردم سوال کردند برای چه گریه می‌‌کنی؟ فرمودند که در اینجا فردی از فرزندان من یا به تعبیری؛ امام حسین(ع) مظلومانه به شهادت خواهد رسید و در کنار شریعه فرات با لب عطشان شهید می‌‌شود. این قضیه در کتاب های أهل سنت هم مفصل آمده است.

(مسند احمد حنبل، ج۲ ، ص۱۱۹، ح۶۱۳ - مجمع الزوائد هیثمی، ج۹ ، ص۱۸۷ - صوائق المحرقه ابن حجر، ص۱۹۳، فصل سوم الأحادیث الواردة فی بعض أهل بیت(ع) و فاطمة و ولدیها - ذخائر العقبی، ص۱۴۸ - تاریخ دمشق، ج۱۴، ص۱۸۸)

سؤال سوم:

شکی در ایران ایجاد کرده‌‌اند در مورد اینکه این غذاهایی که به عنوان نذر توزیع می‌‌شود، هیچ گونه سندیتی ندارد، توضیحی بدهید.

جواب:

نذورات بر دو قسم است:

یک سری نذوراتی که صیغه نذر بر آنها خوانده نمی‌‌شود و واجب الوفاء نیست؛ یعنی اگر کسی مثلا تصمیم می‌‌گیرد به مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم(ص) یا سایر ائمه(ع) خرجی بدهد، این واجب الوفاء نیست.

ولی اگر کسی صیغه نذر بخواند، مثلا: «لله عَلَیَّ که روز میلاد امام حسین(ع) یا شهادت ایشان بر مردم اطعام کنم»، این نذر نه تنها از نظر شرعی اشکال ندارد، بلکه عمل به نذرش واجب است و اگر بخواهد به نذرش عمل نکند، باید کفاره هم بدهد؛ یعنی باید سه روز روزه بگیرد یا ده فقیر را اطعام بدهد.

مسئله‌‌ی نذر ارتباطی به مسئله أهل بیت(ع) ندارد؛ این نذر یک حکم شرعی است. مثلا اگر کسی نذر کند که برای پدرش یک پارچه پیراهنی بگیرد، باید به نذرش عمل کند؛ و گر نه باید کفاره نذر بدهد. اگر چنانچه نذر کند که برود در مسجد نماز جماعت بخواند، واجب است که برود در مسجد نماز جماعت بخواند؛ چون بخاطر این نذر، امر مستحبی به واجب تبدیل می‌‌شود. اینها تبلیغاتی است که وهابیت پیش کشیده‌‌اند؛ یک مسئله‌‌ای که فقهای شیعه و سنی در این زمینه اتفاق نظر دارند و اینها این مسائل را آورده و در میان شیعیان مطرح کرده‌‌‌اند.

سؤال چهارم:

در مورد منع وهابیت از عزاداری، دستور عزاداری رسول اکرم(ص) به زنان در مورد حضرت حمزه سیدالشهداء(ع) که بر خلاف نظر وهابیت است، توضیحی بدهید.

جواب:

بله، در آن موقع، مردم بر شهدای خود گریه می‌‌کردند و کسی نبود که بر حضرت حمزه سیدالشهداء بگرید و رسول اکرم(ص) فرمودند: «لکن حمزة لا بواکی له»؛ حمزه گریه کننده ندارد؛ وقتی زنان أنصار، سخن رسول خدا(ص) را شنیدند، گریه بر شهدای خود را رها کرده و آمدند بر حمزه سیدالشهداء گریه کردند؛ حتی(آنگونه که قرطبی در کتاب الإستیعاب، ج۱، ص۲۷۵، و احمد بن حنبل در مسندش، ج۲، ص۴۰ آورده) قضیه طوری شده بود که بعد از مدتها که از این قضیه گذشته بود، اگر در مدینه، کسی عزیزش از دنیا می‌‌رفت، اول بر حمزه سیدالشهداء گریه می‌‌کردند و بعد برای عزیز از دست رفته خود گریه می‌‌کردند.

سؤال پنجم:

در مورد اینکه هر کسی که علیه خلیفه وقت، قیام یا خروج کند واجب القتل است، آیا این را می‌‌شود به قیام امام حسین(ع) تعمیم داد یا نه؟

جواب:

باید گفت که این طرز فکر معلول احادیثی است که دودمان نحس بنی امیه و شجره ملعونه، جعل و در میان مردم منتشر کرده‌اند که حتی این روایت در کتاب های معتبر اهل سنت نیز یافت می‌‌شود. از جمله در صحیح مسلم، ج۶، ص۲۲ و مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۶۱ و سنن أبی داود، ج۲، ص۴۲۷ و معجم کبیر طبرانی، ج۱۷، ص۱۴۴ آورده‌‌اند که رسول اکرم(ص) فرمود:

«من أراد أن یفرق أمر هذه الأمة و هی جمیع، فأضربوه بالسیف، کائنا من کان»؛ هرکس بخواهد میان این أمت تفرقه بیندازد، او را با شمشیر بکشید.

بعد جالب است که مناوی از علمای أهل سنت نقل می‌‌کند از إبن عربی ابوبکر که از معاندین شیعه است و به أهل بیت(ع) جسارت های زیادی دارد، می‌‌گوید:

«قد غلب علی إبن العربی الغض من أهل البیت(ع)، حتی قال قتل بسیف جده»؛ إبن عربی ابوبکر دشمنی بر او غلبه کرده و بطوریکه گفته است که با شمشیر جدش کشته شده است. (فیض القدیر مناوی، ج۱، ص۲۶۵).

جناب سخاوی شاگرد هیثمی می‌‌گوید: استاد ما نسبت به ابن خلدون خیلی سخت گیر بود و وقتی او را یاد می‌‌کرد، او را ناسزا می‌‌گفت و لعن می‌‌کرد و می‌‌گفت که ابن خلدون گفته: امام حسین(ع) به شمشیر جدش کشته شده است.

سؤال ششم:

کسانی که شبهه ایجاد می‌‌کنند خصوصا وهابیت در مورد عزاداری، اینها از نسل کسانی هستند که دخترانشان را زنده به گور می‌‌کردند، لطفا از سابقه این گروه منحرف توضیح بدهید.

جواب:

در رابطه با سابقه وهابیت قبلا هم عرض کرده‌‌ام که برخلاف نظریه بعضی از اساتید بزرگوار مثل حضرت آیت الله سبحانی و دیگران که وهابیت را از قرن هفتم و هشتم می‌‌دانند و می‌‌گویند خود ابن تیمیه زمینه سازی کرد؛ بنده با توجه به ۲۵ سال سابقه علمی، معتقد هستم که قضیه وهابیت و مخالفت آنان با توسل به رسول اکرم(ص) و ائمه(ع)، زیارت قبور رسول اکرم(ص) و ائمه(ع)، قبل از ابن تیمیه، این مسائل، توسط بعضی از افراد مطرح شده است.

خود ابن تیمیه متوفای ۷۲۸ هجری است،‌ قبل از ایشان حسن بن العلی البربهاری متوفای ۳۲۹ هجری یا ابن بطه از فقهای حنبلی متوفای ۳۸۷ هجری است، اینها هم این قضیه ممانعت از توسل به رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) و عزاداری را مطرح کردند. جالب اینکه خود آقای بر بهاری که عالم حنبلی و متوفای ۳۲۹ هجری است، ایشان برای اولین بار آمد نوحه گری و مرثیه خوانی برای امام حسین(ع) و زیارت او را غدقن کرد و حتی دستور داد نوحه خوانها را باید کشت.

(نشوار المحاضرة، ج۲، ص۱۳۴- کامل إبن أثیر، ج۸، ص۳۰۷)

قبل از بر بهاری، حجاج بن یوسف ثقفی از کسانی بود که ممانعت می‌‌کرد از زیارت قبر رسول اکرم(ص)، و قبل از او مروان بود، آن طور که مسند احمد بن حنبل، ج۵ ، ص۴۲۲ ، مستدرک صحیحین، ج۴، ص۵۱۵ آورده اند. غرض اینکه اینها بر می‌‌گردد به مروان و معاویه و غیر اینها و آنان از بنیانگذاران اصلی تفکر وهابیت بوده‌‌اند.

سؤال هفتم:

آیا اینکه می‌‌گویند ما در آن دنیا از شفاعت ائمه(ع) بهره مند می‌‌شویم، آیا این دلیل نمی‌‌شود بر اینکه خداوند در آن دنیا، بین عده‌‌ای تفاوت قائل شود و عدالت زیر سؤال برود؟

جواب:

قضیه شفاعت در روز قیامت، اتفاقی(مورد قبول همه) است میان همه بزرگان دین؛ حتی خود ابن تیمیه هم برای رسول اکرم(ص) شفاعت در قیامت را قائل است و منکر شفاعت رسول اکرم(ص) در روز قیامت نیست و در کتاب خود صراحت دارد که رسول اکرم(ص) دارای شفاعت است در روز قیامت.

(مجموعة الرسائل الکبری، ج۱، ص۴۰۳)

البته سؤال کننده محترم، عدالت خدا را زیر سؤال برده است؛ در حالیکه قضیه شفاعت بی در و پیکر نیست و شامل همه نمی‌‌شود، بلکه شامل کسانی است که تلاش می‌‌کنند بنده خوبی برای خدا باشند، ولی شیطان آنها را می‌‌لغزاند و دوباره توبه می‌‌کنند و بر می‌‌گردند؛ مثل کسی که مثلا در مدرسه تلاش می‌‌کند درس بخواند و واقعا درس خوان است، ولی در اثر کمی حافظه یا بعضی از مسائل، نیم نمره یا یک نمره کم می‌‌آورد، معلم می‌‌آید به او ارفاق می‌‌کند و این به عنوان شفاعت است. اگر کسی که مثلا نمره ۲ گرفته است او را شفاعت نمی‌‌کنند و نمره قبولی به او بدهند.

محمد بن عبد الوهاب متوفای ۱۲۰۶ مؤسس وهابیت، در کتاب الهدیة السنیة الرسالة الثانیة، ص۴۲ این قضیه را آورده است و منکر شفاعت نیست.

روایتی از امام صادق(ع) هست که فرمودند:

«یا جابر والله ما یتقرب إلی الله إلا بالطاعة و ما معنا برائة من النار و لا علی الله لأحد من حجة، من کان لله مطیعا فهو لنا ولی؛ من کان لله عاصیا فهو لنا عدو؛ و ما تنال ولایتنا إلا بالعمل والورع»؛

ای جابر! به خدا قسم کسی نمی‌‌تواند به خدا نزدیک شود مگر به طاعت، ما برگه برائت از آتش برای کسی نیاورده‌‌ایم، هر کس مطیع خدا باشد او دوست ما است؛(اگر کم و کاستی داشته باشد ما جبران می‌‌کنیم)، آنکه کارش در مورد خدا معصیت باشد دشمن ما است؛(و ما شفیع دشمنمان نخواهیم شد)، ولایت ما أهل بیت(ع) فقط با عمل و اطاعت خدا و ورع، قابل رسیدگی است. (کافی مرحوم کلینی، ج۲، ص۷۴ و ۷۵)

ولی بعضی تصور باطل از شفاعت دارند و عدالت خدای عالم را زیر سؤال می‌‌برند.

منبع: سایت ولیعصر(با اندکی تغییر و تصحیح)


 



comment گل نوشته شما ()