سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

السَّلامُ عَلَیکِ أیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَة یَا فَاطِمَةُ‌الزَّهرَاء یَا بِنتَ رَسُولِ الله

برخیز و باز مادریت را شروع کن *** فضه حریف گریه طفلان نمی‌‌‌شود

بدجور جلوه‌‌کرده کبودی چشم تو *** طوری‌‌که زیر دست تو پنهان نمی‌‌‌شود

معجر بزن کنار و علی را نگاه کن *** خورشید زیر ابر که تابان نمی‌‌‌‌شود

فهمیده‌‌‌ام ز سرفه سنگین سینه‌‌ات *** امشب نفس کشیدنت آسان نمی‌‌‌‌شود

شهادت جانگداز و مظلومانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)

را خدمت امام زمان(ع) و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌‌‌کنم.

در ادامه مطلب، چند شعر زیبا در رثای صدیقه طاهره(س) تقدیم دوستان عزیز می‌‌کنم.


دود بود و دود بود و دود بود

دود بود و دود بود و دود بود *** گل میان آتش نمرود بود

شعله می‌‌پیچید بر گرد بهار *** خون دل می‌‌خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر *** یک طرف دیوار بود و میخ در

میخ یاد صحبت جبریل بود *** شاهد هر رخصت جبریل بود

قلب آهن را محبت نرم کرد *** میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد *** میخ کم کم از خجالت سرخ شد

گفت با در، رحم کن سویش مرو *** غنچه دارد، سوی پهلویش مرو

حمله طوفان سوی دودِ شمع کرد *** هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد

روز، رنگ تیره‌‌ی شب را گرفت *** مجتبی چشمان زینب را گرفت

پای لیلی چشم مجنون می‌‌گریست *** میخ بر سر می‌‌زد و خون می‌‌گریست

جوی خون نه، تا به مسجد رود بود *** دود بود ودود بود و دود بود

اینجا کجاست؟! چادرخاکی! چه می‌‌‌کنی؟ *** تنهاترین نشانه‌‌ی پاکی چه می‌‌کنی؟!

اینجا غریبه نیست، چرا رو گرفته‌ای؟! *** آیا تویی که دست به زانو گرفته‌‌ای؟!

دیر آمدم بگو که چه کردند کوچه‌‌ها *** بانوی قد خمیده! زمین می‌خوری چرا؟

این کودکت چه دیده که هی زار می‌‌زند؟! *** هی دست مشت کرده به دیوار می‌‌زند

حق دارد او که طاقت این روز را نداشت ***روزی که خانه دست کم از کربلا نداشت

روزی که زخمهای عمیقت دوا نداشت *** روزی که گریه‌‌های تو دیگر صدا نداشت

برخیز و باز مادریت را شروع کن *** فضه حریف گریه طفلان نمی‌‌شود

بدجور جلوه کرده کبودی چشم تو *** طوری که زیر دست تو پنهان نمی‌‌شود

معجر بزن کنار و علی را نگاه کن *** خورشید زیر ابر که تابان نمی‌‌شود

فهمیده‌‌ام ز سرفه سنگین سینه‌‌ات *** امشب نفس کشیدنت آسان نمی‌‌شود

ای استخوان شکسته حیدر چه می‌‌کنی *** با کار خانه زخم تو درمان نمی‌شود

من خواهشم شده است که زهرای من بمان *** تو با اشاره گفتی علی جان نمی‌‌شود

گفتم که روی خویش عیان کن ببینمت *** گفتی به یک نگاه به قرآن نمی‌‌شود

این مطالب را هم بخوانید:

چرا حضرت زهرا(س) شبانه دفن شد؟

جریان شکل گیری جنایت علیه حضرت زهرا(س)


 



comment گل نوشته شما ()