سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تبریک میلاد امام جواد(ع) و سه جریان خواندنی
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳٩۱
 

میلاد با سعادت و سراسر نور نهمین اختر کهکشان ولایت و امامت

امام محمد تقی؛ حضرت جواد الأئمة(علیه‌‌السّلام)

بر نور چشمش امام زمان(ع) و شما عزیزان تبریک و تهنیت باد

گل آر و گلاب آر که باز فصل عباد است *** از نور وجودش به جهان عشق و نشاط است

شاید که بپرسی «چه کسی آمده امروز؟» *** گل آر و گلاب آر کنون عید جواد است

سه مطلب زیبا، مهم و خواندنی را در ادامه مطلب بخوانید.


چنانکه می‌دانید حضرت جواد الائمّه(ع) در سن کودکی به مقام امامت نائل شدند. این امر سبب شد برخی افراد کوته بین به امامت حضرت شک کنند.

ولی در همان زمان معجزات و کراماتی از امام(ع) صادر شد که تمام شک و تردیدها را از بین برد. و البته در این میان، امام(ع) با بیان استدلالهایی، این اشکال را دفع می‌کردند.

در ادامه، سه نوع استدلال بر اثبات امامت حضرت در نوجوانى را مطالعه فرمایید.

مرحوم کلینى، و عیّاشى و دیگر بزرگان آورده‌‌اند:

مدّتى پس از آن که حضرت علىّ بن موسى الرّضا(علیهما السلام) به شهادت رسید، شخصى به نام علىّ بن حسّان نزد امام محمّد جواد(علیه السلام) حضور یافت و عرضه داشت:

یاابن رسول الله! مردم نسبت به مقام و موقعیّت شما که در عُنفوان جوانى امام و حجّت خدا بر آن ها مى‌‌باشى، مشکوک هستند و ایجاد شبهه مى‌‌کنند؟!

حضرت جوادالائمّه(ع) لب به سخن گشود و اظهار داشت: چرا مردم چنین مطالبى را بر علیه من ایراد مى‌‌کنند؟

و سپس افزود: خداوند متعال بر حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) این آیه شریفه قرآن را فرستاد: «قُلْ هذِهِ سَبیلی‏ أَدْعُوا إِلَى اللهِ عَلى‏ بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی‏ وَ سُبْحانَ اللهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکین‏»(سوره یوسف: آیه 108) یعنى؛ بگو اى پیامبر! این روش من است که مردم را به سوى خداى یکتا دعوت مى‌‌کنم با هر که از من تبعیّت و پیروى کند.

بعد از آن، امام جواد(ع) فرمود: به خدا قسم، کسى غیر از علىّ بن ابى طالب از پیغمبر خدا(صلوات الله علیهما) تبعیّت نکرد؛ و در آن زمان 9 سال داشت و من نیز اکنون 9 ساله هستم.(اصول کافى: ج 1، ص 384، ح 8)

همچنین مرحوم کلینى و برخى دیگر از بزرگان آورده‌‌اند:

شخصى خدمت امام محمّد جواد(ع) شرفیاب شد و اظهار داشت: یابن رسول الله! عدّه‌‌اى از مردم نسبت به موقعیّت شما ایجاد شبهه مى‌‌کنند؟!

امام جواد(ع) در پاسخ چنین فرمود: خداوند متعال به حضرت داود(ع) وحى فرستاد که فرزندش، سلیمان را خلیفه و وصىّ خود قرار دهد، با این که سلیمان کودکى خردسال بود و گوسفندچرانى مى‌‌کرد.

و این موضوع را برخى از علماء و بزرگان بنى اسرائیل نپذیرفتند و در اذهان مردم شکّ و شُبهه ایجاد کردند.

به همین جهت، خداوند سبحان به حضرت داود(ع) وحى فرستاد که عصا و چوب دستى اعتراض کنندگان و نیز سلیمان را بگیر و هر کدام را با علامتى مشخّص کن که از چه کسى است؛ و سپس آنها را شبانگاه در جائى پنهان نما.

فرداى آن روز به همراه صاحبان آنها بروید و چوب دستى ها را بردارید، با توجّه به این نکته، که چوب دستى هرکس سبز شده باشد همان شخص، جانشین و خلیفه و حجّت بر حقّ خدا خواهد بود.

همگى این پیشنهاد را پذیرفتند؛ و چون به مرحله اجرا در آوردند، عصاى سلیمان سبز و داراى برگ و ثمر شد.

پس از آن، همه افراد قبول کردند و پذیرفتند که او حجّت و پیامبر خدا مى‌‌باشد.(اصول کافى: ج 1، ص 383، ح3)

همچنین علىّ بن أسباط حکایت کند:

روزى به همراه حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد(ع) از شهر کوفه خارج شدیم و حضرت سوار الاغ بود.

در مسیر راه به گلّه گوسفندى برخوردیم که گوسفندى از آن گلّه عقب مانده بود و سر و صدا مى‌‌کرد.

امام(ع) توقّف نمود و سپس به من دستور داد که چوپان را نزد حضرتش احضار نمایم. پس من رفتم و چوپان را خبر دادم؛ و او نیز آمد.

هنگامى که چوپان نزد حضرت وارد شد، امام(ع) به او فرمود: این گوسفند مادّه از تو گلایه و شکایت دارد؛ و مدّعى است که تو تمام شیر آن را مى‌‌دوشى، به طورى که وقتى نزد صاحبش باز مى‌‌گردد، شیرى در پستانش نیست. و مى‌‌گوید: چنانچه از ظلمى که نسبت به آن انجام مى‌‌دهى، دست برندارى و به خیانت خود ادامه بدهى، از خدا مى‌‌خواهم تا عمر تو را کوتاه گرداند.

چوپان اظهار داشت: یابن رسول الله! من شهادت بر یگانگى خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد(ص) مى‌‌دهم؛ و این که تو وصىّ و جانشین او هستى.

سپس افزود: خواهشمندم بفرما علم و معرفت نسبت به سخن این برّه را از کجا و چگونه فرا گرفته‌‌اى؟

حضرت فرمود: ما -اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)- خزینه داران علوم و غیب ها و نیز حکمت هاى الهى هستیم، همچنین جانشینان پیامبران و وارثان آنها مى‌‌باشیم؛ و خداوند متعال ما را بر دیگر بندگانش گرامى و مورد توجّه خاصّ قرار داده است، او از فضل و کرمش همه علوم را به ما آموخته است.

(منبع: الثّاقب فى المناقب:522)


 



comment گل نوشته شما ()