سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

شکست عمر بن خطاب از شیخ مفید در مناظره
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳٩۱
 

یکی از اموری که اهل سنّت به عنوان فضیلت برای خلیفه اول خود به آن تمسّک می‌‌کنند، «آیه غار» است.

در ادامه مطلب، تمام تمسّک آنها و بطلان آن را در مناظره مرحوم شیخ مفید(ره) با خلیفه دوم اهل سنّت بخوانید.


در قرآن کریم آمده است: «إلاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ إذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها ...» (توبه:40)؛

ترجمه: اگر پیامبر(ص) را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد(همانگونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) در آن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همراه خود می‌‌‌‌‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او(پیامبر) فرستاد، و با لشگرهایی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را یاری و تقویت نمود....

علمای اهل تسنّن، ‌این آیه را از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌‌‌دانند، ‌و ابوبکر را به عنوان «یار غار» خوانده، و برای تأیید خلافت او، به آن تکیه می‌‌‌‌نمایند.

مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج نقل می‌‌‌کند:

شیخ مفید(ره) گفت: شبی در خواب دیدم به راهی می‌‌‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به دور شخصی حلقه زده بودند، و آن شخص برای آنها مطالبی می‌‌‌گفت که من چیزی نفهمیدم. پرسیدم او کیست؟ گفتند: «عمربن خطّاب» است.

نزدش رفتم و سخنانش را قطع کرده و گفتم: ای شیخ بگو در آیه غار(ثانی اثنین اذهما فی الغار ...) چه دلیلی بر برتری ابوبکر است؟

عمر گفت:

شش نکته در این آیه وجود دارد که بیانگر فضیلت ابوبکر است.

آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:

1) خداوند در قرآن (سوره توبه:40) از پیامبر(ص) یاد کرده، و ابوبکر را دومین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن).

2) خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ).

3) خداوند در آیه مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر(ص) یاد نموده تا آنها را هم رتبه کرده باشد. (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ).

4) خداوند از مهربانی پیامبر(ص) نسبت به ابوبکر خبر داده، آنجا که طبق آیه مذکور،‌ پیامبر به ابوبکر می‌‌‌گوید «وَ لا تَحْزَنْ»؛ (ناراحت نباش).

5) پیامبر(ص) به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دوی ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللهَ مَعَنا).

6) خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده ‌است، زیرا پیامبر(ص) همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ).

این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.

 

شیخ مفید(ره) می‌‌‌گوید:

من به عمر گفتم: به راستی حقّ رفاقت با ابوبکر را أدا کردی.‌

ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ می‌‌‌دهم، مانند تندبادی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌‌‌‌‌پراکند. و اما جواب تو این است:

1)‌‌‌‌‌‌‌ دومین نفر قرار دادن ابوبکر، دلیل فضیلت او نیست. بلکه گزارشی از تعداد است. زیرا ممکن است مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک‌ جا قرار ‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌‌ها را ذکر کند می‌‌‌‌گوید دوّمین آن دو نفر (ثانی اثنین).

2) ذکر پیامبر(ص) و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیرا(چنان‌که در دلیل نخست گفتیم) در یک‌ جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک ‌جا‌ جمع می‌‌‌شوند، چنانکه در مسجد پیامبر(ص) که شرافتش از غار بیشتر است، مؤمن و منافق و... می‌‌‌‌آمدند و در آنجا کنار هم اجتماع می‌‌‌کردند، از این رو در قرآن می‌‌‌خوانیم:

«فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ»؛ این کافران را چه می‌‌‌شود که با سرعت نزد تو می‌‌‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.(معارج:36 و 37)

هم‌چنین در کشتی نوح‌(علیهالسلام)،‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان،‌ دلیل فضیلت نیست.

3) اما در مورد مصاحبت(همراهی)، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا «مصاحِب» به معنی «همراه» است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنانکه خداوند در قرآن کریم می‌‌‌فرماید:

«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ...»؛ همراه (با ایمان) او که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی؟» (کهف:37)

4) اما این ‌‌که پیامبر(ص) فرمود: «لاتَحْزَنْ»؛ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او،‌ زیرا حزن ابوبکر، یا طاعت بود یا گناه؛ اگر طاعت بود، پیامبر(ص) از طاعت، نهی نمی‌‌کرد، بلکه به آن دعوت می‌‌‌کرد، و اگر گناه بوده، نهی از آن درست است و آیات و دلیلی نیامده که ابوبکر اطاعت و امتثال کرده باشد و از اندوه خوری خودداری کرده باشد.

5) پیامبر(ص) فرمود: «اِنَّ الله مَعَنا»؛ (خدا با ماست) این دلیل آن نیست که منظور، هر دو باشند، بلکه پیامبر به او اعلام کرده که خدا همراه من است، منظور شخص پیامبر‌ به تنهایی است، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع کرده است،‌ چنانکه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌‌‌فرماید:

«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ «ما ذکر(قرآن) را فرو فرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم.» (حجر:9)

و برخی نیز گفته‌‌‌اند ابوبکر به پیامبر(ص) گفته: ای رسول خدا، اندوه من، برای برادرت علی بن ابی‌طالب است  که چه بلایی سرش می‌‌‌آید(چون همان شب، علی در بستر پیامبر خوابیده بود که نقطه هجوم مشرکان برای قتل پیامبر بود) و پیغمبر فرمود: خدا با ما است، یعنی با من و برادرم علی بن ابی‌طالب.

6) اما این ‌که گفتی «سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده»، این خلاف قرآن است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر‌ اکرم(ص) باشد.

اگر بر ابوبکر سکینه فرود آمده، باید به سبب لشکریان نامرئی خدا یاری شده باشد و اگر بخواهی بگویی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر‌(ص) را در این ‌جا از نبوّت خارج سازی.

بنابراین اگر به این آیه(آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.

شیخ مفید(ره) گفت: عمر دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.

[منبع: الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) ‏2: 499]


آرشیو مطالب در مورد اهل سنت را در اینجا ببینید


 



comment گل نوشته شما ()