سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

تسلیت شهادت امام حسن مجتبی(ع)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱ دی ۱۳٩۱
 

السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقِیقُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الشَّهِیدُ الصِّدِّیقُ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

فرا رسیدن سالروز شهادت جانگداز سبط اکبر رسول خدا(ص)؛ حضرت امام حسن مجتبی(ع)،

بر حضرت حجة بن الحسن(ع) و تمام شیعیان، مخصوصا شما دوستان عزیز تسلیت و تعزیت باد.

در ادامه مطلب داستانی زیبا و خواندنی از این امام همام تقدیم شما عزیزان می‌‌شود.


ابتدا برای اطلاع دوستان عزیز عرض می‌‌کنم که؛

در برخی روایات؛ هفتم ماه صفر سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) و در برخی دیگر میلاد امام موسی کاظم(ع) در این روز نقل شده است. که البته مانعی هم ندارد. چون ممکن است یک روز هم روز ولادت یک امام و هم روز شهادت امام دیگر باشد.

مرحوم شیخ کفعمی در کتاب «مصباح بلدالامین»، و مرحوم مجلسی در «بحارالانوار،ج 44، ص 134» روایتی را ذکر می‌‌کنند که این روز را روز شهادت می‌‌دانند.

ولی شیخ مفید(در الارشاد:356)، مرحوم شیخ کلینی(در کافی) و شیخ تبریزی(در اعلام‌الوری) روز 28 صفر را روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) می‌‌دانند.

و اما در مورد تولد امام کاظم(ع)؛ شیخ تبریزی(در کتاب «إعلام‌الوری» و «تاج‌الولید») و هم‌چنین مرحوم ابن شهرآشوب(در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب») و نیز علامه مجلسی(در بحار الانوار) روز تولد امام کاظم(ع) را 7 صفر اعلام کرده‌‌‌اند.

*******************

روزى یک نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ(علیه السلام) وارد شد و اظهار داشت: من یک نفر از رعیّت تو و از اهالى این شهر هستم.

حضرت فرمود: خیر، تو از رعیّت من و از اهالى این شهر نیستى، بلکه تو از سوى پادشاه روم آمده‌‌اى و او چند سؤال براى معاویه فرستاده است و چون معاویه جواب آنها را نمى‌‌دانست به من ارجاع شده است.

آن شخص اظهار داشت: بلى، صحیح فرمودى، معاویه مرا به طور محرمانه نزد شما فرستاد تا جواب مسائلم را از شما دریافت دارم؛ و این موضوع را کسى غیر از ما نمى‌‌دانست.

پس از آن امیرالمؤمنین علىّ(ع) فرمود: آنچه مى‌‌خواهى از این دو فرزندم سؤال کن که جواب کافى دریافت خواهى داشت.

آن شخص گفت: از آن کسى که موهاى سرش تا روى گوشهایش آمده[یعنى؛ حسن مجتبى(ع)] سؤال مى‌‌کنم.

و چون آن شخص رومى نزد امام حسن مجتبى(علیه السلام) آمد، پیش از آن که سخنى مطرح شود، حضرت به او فرمود: آمده‌‌اى تا سؤال کنى:

فاصله بین حقّ و باطل چیست؟

و بین زمین و آسمان چه مقدار فاصله است؟

و بین مشرق تا مغرب چه مقدار مسافت است؟

و قوس و قزح(یعنى؛ رنگین کمان) چیست؟

و خنثى به چه کسى گفته مى‌‌شود؟

و آن ده چیزى که یکى از دیگرى محکم تر و سخت تر مى‌‌باشند کدامند؟

مرد رومى با حالت تعجّب گفت: بلى، سؤال‌‌هاى من همین‌ها مى‌‌باشد.

امام حسن مجتبى(علیه السلام) در این موقع به پاسخ سؤال‌‌ها پرداخت و فرمود:

بین حقّ و باطل چهار انگشت است، آنچه با چشم خود دیدى حقّ است و آنچه شنیدى باطل است.

فاصله بین زمین و آسمان به اندازه دعاى مظلوم بر علیه ظالم است و نیز تا جائى که چشم ببیند.

همچنین فاصله بین مشرق تا مغرب به مقدار سرعت گردش و حرکت خورشید در یک روز خواهد بود.

و امّا قوس و قزح: قوس؛ علامتى است از طرف خداوند رحمان براى در أمان ماندن موجودات زمین از غرق شدن و دیگر حوادث مشابه آن؛ و قزح نام شیطان است.

و امّا خنثى به شخصى گفته مى‌‌شود که معلوم نباشد مرد است یا زن، که اگر هیچ نشانه‌‌اى نداشته باشد، یا هر دو نشانه در او موجود باشد، به او گفته مى‌‌شود: ادرار کن، پس اگر ادرارش به سمت جلو یا بالا بود، مرد است و در غیر این صورت در حکم زن خواهد بود.

و امّا جواب آن ده چیز(به این شرح است):

خداوند متعال سنگ را آفرید و به دنبالش آهن را به وجود آورد، که همانا آهن، سنگ را قطعه قطعه مى‌‌کند.

و سپس آتش را آفرید که آهن را گداخته و آب مى‌‌نماید.

و سخت‌‌تر از آتش آب است که آتش را خاموش مى‌‌کند.

و از آب شدیدتر، ابر مى‌‌باشد که آن را حمل و منتقل مى‌‌کند.

و از ابر نیرومندتر، باد خواهد بود که ابر را به این سو و آن سو مى‌‌برد.

و از باد قدرتمندتر، آن نیروئى است که باد را کنترل مى‌‌کند.

و از آن شدیدتر، ملک الموت[عزرائیل] است که جان همه چیز را مى‌‌گیرد؛ و مى‌‌میراند.

و از آن مهمّتر، خود مرگ است که جان عزرائیل را نیز مى‌‌رباید.

و از مرگ محکمتر و نیرومندتر، مشیّت و اراده الهى است که مرگ را برطرف مى‌‌نماید[و در روز واپسین، مردگان را زنده مى‌‌گرداند].

منبع: بحارالانوار ج 43، ص 325


 



comment گل نوشته شما ()