سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

احادیث هفته دویست و بیست و چهارم
نویسنده : عبدالله حق دوست - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ فروردین ۱۳٩٢
 

عنوان احادیثی که این هفته تقدیم دوستان عزیز می‌شود از این قرار است:

  • جریان عذرخواهی ابوبکر و عمر از حضرت زهرا(س) و نفرین حضرت بر آنها
  • دلیل گریه و خنده حضرت زهرا(س) کنار بستر پیامبر خدا(ص)
  • عظمت فاطمه(س) نزد رسول خدا(ص)

خداوند به ما توفیق معرفت، عبادت و عمل به دستوراتش عنایت فرماید. آمین


 

جریان عذر خواهی ابوبکر و عمر از حضرت زهرا(س) و نفرین حضرت بر آن دو

رَوَى أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ قُتَیْبَةَ عَنْ أَبِی عُفَیْرٍ عَنْ أَبِی عَوْنٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَنْصَارِی‏: «... َقَالَ عُمَرُ لِأَبِی بَکْرٍ انْطَلِقْ بِنَا إِلَى فَاطِمَةَ فَإِنَّا قَدْ أَغْضَبْنَاهَا فَانْطَلَقَا جَمِیعاً فَاسْتَأْذَنَا عَلَى فَاطِمَةَ فَلَمْ تَأْذَنْ لَهُمَا فَأَتَیَا عَلِیّاً فَکَلَّمَاهُ فَأَدْخَلَهُمَا عَلَیْهَا فَلَمَّا قَعَدَا عِنْدَهَا حَوَّلَتْ وَجْهَهَا إِلَى الْحَائِطِ فَسَلَّمَا عَلَیْهَا فَلَمْ تَرُدَّ عَلَیْهِمَا السَّلَامَ فَتَکَلَّمَ أَبُو بَکْرٍ فَقَالَ یَا حَبِیبَةَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اللَّهِ إِنَّ قَرَابَةَ رَسُولِ اللَّهِ أَحَبُّ إِلَیَّ أَنْ أَصِلَ مِنْ قَرَابَتِی وَ إِنَّکِ لَأَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ عَائِشَةَ ابْنَتِی وَ لَوَدِدْتُ یَوْمَ مَاتَ أَبُوکِ أَنِّی مِتُّ وَ لَا أَبْقَى بَعْدَهُ أَ فَتَرَانِی أَعْرِفُکِ وَ أَعْرِفُ فَضْلَکِ وَ شَرَفَکِ وَ أَمْنَعُکِ حَقَّکِ وَ مِیرَاثَکِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا أَنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یَقُولُ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ وَ مَا تَرَکْنَاهُ فَهُوَ صَدَقَةٌ فَقَالَتْ أَ رَأَیْتَکُمَا إِنْ حَدَّثْتُکُمَا حَدِیثاً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَ تَعْرِفَانِهِ وَ تَعْقِلَانِهِ قَالا نَعَمْ فَقَالَتْ نَشَدْتُکُمَا بِاللَّهِ أَ لَمْ تَسْمَعَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص یَقُولُ رِضَا فَاطِمَةَ مِنْ رِضَایَ وَ سَخَطُ فَاطِمَةَ مِنْ سَخَطِی وَ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَرْضَى فَاطِمَةَ فَقَدْ أَرْضَانِی وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنِی قَالا نَعَمْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَتْ فَإِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ أَنَّکُمَا أَسْخَطْتُمَانِی وَ مَا أَرْضَیْتُمَانِی وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِیَّ(ص) لَأَشْکُوَنَّکُمَا إِلَیْهِ قَالَ أَبُو بَکْرٍ عَائِذاً بِاللَّهِ مِنْ سَخَطِهِ وَ سَخَطِکِ یَا فَاطِمَةُ ثُمَّ انْتَحَبَ أَبُو بَکْرٍ بَاکِیاً یَکَادُ نَفْسُهُ أَنْ تَزْهَقَ وَ هِیَ تَقُولُ وَ اللَّهِ‏ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَیْکَ فِی کُلِّ صَلَاةٍ أُصَلِّیهَا»؛[1] 

ابن قتیبه(از علمای بزرگ و مورد قبول اهل سنت) نقل می‌‌کند:

... [در اواخر عمر حضرت زهرا(س)] عمر به ابوبکر گفت: «بیا به نزد فاطمه(س) برویم، چرا که او را از خود غضبناک کرده‌‌‌ایم.»

پس با هم به نزد ایشان رفتند و از حضرت فاطمه(س) اذن ورود خواستند، ولی به آن‌‌‌ها اذن نداد. پس نزد حضرت علی(ع) رفتند و با او صحبت [از شفاعت نزد صدیقه طاهره(س)] کردند و آن حضرت آن‌‌‌ها را نزد حضرت زهرا(س) برد.

به محض ورود نزد حضرت زهرا(س)، حضرت صورتش را از ایشان به سوی دیوار برگرداندند. پس آن دو به فاطمه سلام کردند اما جواب سلام ایشان را نداد.

پس ابوبکر گفت ای حبیبه رسول خدا، قسم به خدا که بستگان رسول خدا نزد من از بستگان خودم محبوبترند. و قسم به خدا که تو از عائشه در نزد من محبوبتری. و دوست داشتم آن روزی که پدرت از دنیا رفت من نیز می‌‌مردم و بعد از وی زنده نمی‌‌ماندم. به من بگو که آیا ممکن است که من فضل و شرف تو را بدانم و تو را از حق و میراثت محروم کنم!؟ آگاه باش از پدرت شنیدیم که گفت ما چیزی به ارث نمی‌‌گذاریم، آنچه که باقی گذاشتیم صدقه است.

حضرت زهرا(س) فرمود: «آیا اگر حدیثی از رسول خدا(ص) برایتان بخوانم، آن را تصدیق کرده و بدان ملتزم خواهید شد؟»

گفتند: «بله!»

فرمود: «شما را به خدا قسم می‌‌‌دهم، آیا از پیامبر خدا(ص) نشنیدید که می‌فرمود: رضایت فاطمه، رضایت من است و ناراحتی او، ناراحتی من است؟ پس هر که فاطمه دختر مرا دوست بدارد مرا دوست داشته، هر که او را شاد کند مرا شاد کرده و هرکه او را بیازارد مرا آزرده است؟»

گفتند: «بله این حدیث را از پیامبر(ص) شنیده‌‌‌ایم.»

فرمود: «پس همانا من خدا و ملائکه‌‌‌اش را شاهد می‌گیرم که شما مرا آزار دادید و از خود خوشنود نساختید، و قسم می‌‌‌خورم که هرگاه نزد پیامبر(ص) بروم از شما شکایت کنم.»

پس ابوبکر گفت: «من به خدا پناه می‌‌‌برم از ناخشنودی ایشان و شما» و شدیدا صدایش به گریه بلند شد، گویا می‌‌‌خواست جان دهد، و در همان حال حضرت زهرا(س) می‌‌‌فرمود: «بخدا سوگند در هر نمازی که می‌‌‌خوانم تو را نفرین می‌‌‌کنم.»

 

دلیل گریه و خنده حضرت زهرا(س) کنار بستر پیامبر خدا(ص)

«عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ مَا رَأَیْتُ مِنَ النَّاسِ أَحَداً أَشْبَهَ کَلَاماً وَ حَدِیثاً بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنْ فَاطِمَةَ کَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِهَا وَ قَبَّلَ یَدَیْهَا وَ أَجْلَسَهَا فِی مَجْلِسِهِ فَإِذَا دَخَلَ عَلَیْهَا قَامَتْ إِلَیْهِ فَرَحَّبَتْ بِهِ وَ قَبَّلَتْ یَدَیْهِ وَ دَخَلَتْ عَلَیْهِ فِی مَرَضِهِ فَسَارَّهَا فَبَکَتْ ثُمَّ سَارَّهَا فَضَحِکَتْ فَقُلْتُ کُنْتُ أَرَى لِهَذِهِ فَضْلًا عَلَى النِّسَاءِ فَإِذَا هِیَ امْرَأَةٌ مِنَ النِّسَاءِ بَیْنَمَا هِیَ تَبْکِی إِذْ ضَحِکَتْ فَسَأَلْتُهَا فَقَالَتْ إِذَنْ إِنِّی لَبَذِرَةٌ فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَأَلْتُهَا فَقَالَتْ إِنَّهُ أَخْبَرَنِی أَنَّهُ یَمُوتُ فَبَکَیْتُ ثُمَّ أَخْبَرَنِی أَنِّی أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ فَضَحِکْتُ»؛[2]

عایشه گفته است:

من هیچ کس را ندیدم که از نظر حرف زدن و سخن گفتن، شبیه‏‌‌تر از فاطمه(علیها السّلام) به رسول خدا(ص) باشد.

هر گاه فاطمه(علیها السّلام) به حضور پیامبر مى‏‌‌آمد، رسول خدا(ص) به وى خوشامد مى‏‌‌گفت، و دستان فاطمه را بوسیده، او را در جاى خود مى‏‌‌نشانید، و هر گاه پیامبر نزد فاطمه مى‏‌‌رفت، فاطمه نیز برخاسته، به پدرش خوشامد گفته و دست او را مى‏‌‌بوسید.

هنگامی که پیامبر بیمار بود، یکبار فاطمه وارد گردید و پیامبر چیزى در گوش او گفت و وى ابتدا گریان و سپس چیزی در گوش او گفت، خندان گردید.

من با خود گفتم: براى فاطمه فضیلت و برترى نسبت به سایر زنان قائل بودم، در حالى که او هم مانند سایر زنان است و در حالى که مى‏خندد، گریه مى‏کند.

از او درباره این حالت سؤال کردم. وى گفت: آیا انتظار دارى که من سرّ رسول خدا(ص) را افشا کنم؟

هنگامى که پیامبر رحلت نمود مجددا از فاطمه(علیها السّلام) در این باره سؤال کردم و او گفت: هنگامى که پدرم خبر داد که به زودى فوت خواهد نمود گریه کردم. ولى پس از آن به من خبر داد که از خاندان پیامبر اوّلین کسى خواهم بود که به او مى‏‌‌پیوندم و لذا از آن خبر شادمان گردیده و خندیدم.

 

عظمت فاطمه(س) نزد رسول خدا(ص)

عَنِ النَّبِیِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: «إِنَّ فَاطِمَةَ شِجْنَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا وَ یَسُرُّنِی مَا سَرَّهَا وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا»؛[3]

پیامبر خدا(ص) درباره فاطمه زهرا(علیها السّلام) می‌‌فرماید:

به درستى که فاطمه پاره تن من است، پس هر آنچه که او را آزار مى‏‌‌دهد مرا آزار مى‌‌‏دهد، و هر آنچه که او را خشنود مى‏‌‌نماید مرا خشنود مى‏‌‌سازد، و خداوند متعال نیز به سبب غضب فاطمه غضبناک مى‏‌‌گردد و به خشنودى او خشنود مى‏‌‌شود.


 

[1]. الامامة و السیاسة 1: 13.

[2]. أمالى الطوسى: 412 و 413.

[3]. معانى الاخبار: 303.


 



comment گل نوشته شما ()