سلام.خوش آمدید*** دوست گرامی؛ توصیه می‌‌‌کنم اگر اولین دیدار شما از این وبلاگ است، «حتما» ابتدا پست ثابت(اولین پست) را بخوانید.*** جدیدترین مطالب وبلاگ را، بعد از این پست دنبال کنید. ***با نظرات ارزشمند خود، زینت بخش وبلاگ باشید.*** موفق و منصور باشید

برای همه مفیده

دانستنیهایی در مورد جن(9)
نویسنده : عبدالله حقدوست - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

در این پست، در ادامه سری مطالب پیرامون دانستنیهایی در مورد جن؛ مطالبی در مورد ««أجنه مؤمن و کافر» و «مکلّف بودن أجنه»» تقدیم می‌‌‌کنم.


أجنه نیز همانند انسان که قوه عاقله دارد، دارای عقل و فهم و اختیار هستند.

لذا از وقتی خدا آنها را خلق کرد، برای آنها تکلیف قرار داد، و تکالیف آنها بر اساس شریعت پیامبر هم عصر أجنه بوده است. و زمانی که رسالت یک پیامبر منسوخ می‌‌شد، به شریعت پیامبر بعدی مکلّف می‌شدند.

تا اینکه دین اسلام آمد، که همه آنها مکلف به دین اسلام شدند. برخی از آنها به اسلام ایمان آوردند و برخی کافر شدند.

در ذیل نمونه‌‌هایی از أجنه مؤمن تقدیم می‌‌شود:

«در آیات شریفه؛ «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ . . . لَیْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءُ أُولئِکَ فی‏ ضَلالٍ مُبین‏»(آیات 29 تا 32 سوره احقاف) که خداوند متعال کلام اجنه را حکایت می‌کند که گفتند «هنگامى که گروهى از جنّ را به سوى تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند . . . وقتی نزد قوم خود برگشتند گفتند: «اى قوم ما! ما کتابى را شنیدیم‏ . . . غیر از خدا یار و یاورى براى او نیست؛ آنان در گمراهى آشکارند» ؛ سبب نزول این آیه آن بود که پیغمبر(ص) از مکه به بازار عَکّاظ رفت و زید بن حارثه با او بود و مردم را به اسلام دعوت می‌‌کرد. کسى به او پاسخی نداد و کسى که آن را پذیرد نیافت. سپس به مکه برگشت و در بین راه به جائى رسید به نام وادى مَجَنَّه، که پیامبر(ص) در دل شب با خواندن قرآن و نماز به عبادت پرداخت. در این حین، چند جن به او گذر کردند.

وقتی قرائت رسول خدا(ص) را شنیدند، به آن گوش دادند، سپس به هم گفتند: خاموش باشید. وقتی قرائت رسول خدا(ص) پایان یافت، آن جن‌‌ها با حالتی إنذار دهنده و بیم دهنده نزد قوم خود برگشتند و گفتند اى قوم ما، همانا ما کتابى شنیدیم که پس از موسى فرو آمده و ادیان قبل از خود را تصدیق می‌‌کند و به درستى پیروانش را به راه حق و راه راست هدایت می‌‌کند. اى قوم ما بپذیرید دعوت کننده به خدا را و به او ایمان آورید . . .(و ادامه آیات تا آنجا که فرمود:) غیر از خدا یار و یاورى براى او نیست، آنان در گمراهى آشکارند. سپس نزد رسول خدا(ص) آمدند و مسلمان شدند و رسول خدا آداب اسلام را به آنها آموخت.

و به پیغمبر خود سوره جن را فرو فرستاد «قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ»(سوره جن: آیه1)، تا پایان همه سوره و خدا گفته‌‌ی آنها را باز گفت و رسول خدا(ص) را بر آنها ولیّ قرار داد و همه وقت به رسول خدا(ص) مراجعه می‌‌کردند و آن حضرت به امیرالمؤمنین(علیه السّلام) فرمود: تا به آنها احکام و آداب دین را بیاموزد و آنها را فقیه سازد. لذا برخى از أجنه مؤمن هستند و برخى کافر و برخی هم ناصبى و یهودى و نصرانی و مجوسی و آنها فرزندان جانّ می‌‌باشند».

یکی دیگر از اخبار جن‌‌های مؤمن، آن جریان است که از امیرالمؤمنین(ع) و آن عالم یهودی نقل شده است.

عالم یهودى به حضرت گفت: این حضرت سلیمان است که شیاطین به فرمان او بودند، و هر چه مى‏‌‌خواست براى او مى‏‌ساختند: معبدها و تندیسه‏‌‌ها و تمثالها.

حضرت على(ع) به او فرمود: همین طور است، و به حضرت محمّد(ص) بهتر و برتر از آن عطا شده است. زیرا شیاطین در حالى تحت فرمان حضرت سلیمان بودند که هنوز در کفر به سر مى‌‌‏‌‌بردند، ولى شیاطین تحت امر پیامبر اسلام(ص) همه مؤمن بودند. پس نه نفر از أشراف گروه جنّیان؛ یکى از جنّ نصیبین بود و هشت نفر ایشان از بنى عمرو بن عامر که از أهل یقین ایشان بودند، خدمت آن حضرت شرفیاب شدند که عبارتند از: شَضاه، مَضاه، هَملَکَان، مَرزبان، مَأزَمان، نَضَاه، هَاضِب، هضب و عمرو، و ایشان کسانى هستند که خداوند درباره ایشان مى‌‌‏فرماید: «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ»(احقاف:29) و اینان نه نفر مى‏باشند. پس جنّیان خدمت آن حضرت آمدند و پیامبر داخل نخلستان بود، آنان عذرخواهى کرده و گفتند: ما گمان کردیم که خداوند کسى را مبعوث نفرموده است. و از پى آن هفتاد و یک هزار تن از ایشان با پیامبر بیعت نمودند که روزه گیرند و نماز گزارند و حجّ بجاى آورند و جهاد کنند و خیرخواهى مسلمین کنند، و از یاوه‌‌‏گوییهاى خود درباره خداوند عذر خواستند.

اى یهودى! این عطا برتر از آن چیزى است که به سلیمان داده شده. پس پاک و منزّه است خداوندى که شیاطین را پس از تمرّد براى نبوّت محمّد مسخّر نمود، و آنان پنداشته بودند که خداوند داراى فرزند است، لذا بعثت آن حضرت شامل بیشمارى از جنّ و انس گردید.

یکی دیگر از نمونه‌‌های جن‌‌های مؤمن این است که سعد اسکاف نقل کرده است و می‌‌گوید:

راجع به بعضى از کارهاى خود به منزل امام باقر(ع) رفتم(هر چه می‌‌خواستم وارد اتاق شوم) مى‌‌‏فرمود: عجله نکن. تا آنکه از شدت آفتاب هر جا سایه می‌‌رفت، می‌‌رفتم. ناگاه بر خلاف انتظار، اشخاصى از اتاق خارج شده به سوى من آمدند که مانند ملخهاى زرد بودند، و پوستین در بر کرده بودند. از کثرت عبادت لاغر شده بودند. به خدا که از سیماى زیباى آنها وضع خود(انتظار در هواى گرم) را فراموش کردم.

وقتی خدمتش رسیدم، به من فرمود: گویا تو را ناراحت کردم.

عرض کردم: آرى، به خدا من از وضع خود فراموش کردم، اشخاصى از نزد من گذشتند، همه یک نواخت و من مردمى خوش قیافه‌‌‏تر از آنها ندیده بودم، آنها مانند ملخهاى زرد بودند و عبادت لاغرشان کرده بود. فرمود: اى سعد! آنها را دیدى؟ گفتم! آرى. فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند.

عرض کردم: خدمت شما مى‏‌‌آیند؟ فرمود: آرى، مى‌‌‏آیند و مسائل دینى و حلال و حرام خود را از ما می‌‌پرسند.

در روایت دیگری وارد شده است:

وقتی امام حسین(ع) در واقعه جنگ کربلا قرار گرفت، گروههایی از أجنه پرنده خدمت امام(ع) رسیدند و گفتند: یا أباعبدالله، ما از یاران شمائیم، هر چه دستور دهی انجام می‌دهیم، اگر دستور دهی به کشتن تمام دشمنانتان، تمام آنها را نبود می‌‌کنیم. امام حسین(ع) فرمود:‌ خواسته خداوند این است که من در این بیابان شهید شوم.

در روایت دیگری آمده است:

امام صادق(ع) مى‌‌‏فرمود: زنى از جنّیان که عَفراء نام داشت به حضور پیامبر(ص) شرفیاب مى‌‌‏شد و سخن آن حضرت را مى‌‌‏شنید و به نزد شایستگان جنّ مى‌‌‏آمد و آنها به دست او اسلام را مى‌‌‏پذیرفتند. مدّتى پیامبر او را ندید. از جبرئیل در مورد او پرسید. عرض کرد: او به زیارت یکى از خواهران دینى خود که به خاطر خدا او را دوست مى‌‏دارد رفته است.

پیامبر(ص) فرمود: خوشا به حال کسانى که به خاطر خدا یکدیگر را دوست مى‌‌‏دارند. به راستى که خداوند متعال در بهشت ستونى از یاقوت سرخ آفریده که هفتاد هزار کاخ بر آن استوار است و در هر کاخى هفتاد هزار اتاق است که خداوند این‌‌‏ها را براى کسانى که به خاطر او به یکدیگر مهر ورزیده و به زیارت یک‌‌دیگر مى‌‌‏روند، آفریده است.

مطالب دیگر در این ارتباط:

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (1) [35 نکته خواندنی در مورد آفرینش و زندگی جن]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (2) [کیفیت خلقت جن و برخی اقسام آن]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (3) [اقسام اجنه در خدمت حضرت سلیمان و گفتگو با ایشان]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (4) [اقسام دیگری از جن و کیفیت غذا خوردن اجنه]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (5) [اقسام جن: غول، دِلهاب، أم صبیان، عفریت]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (6) [اقسام جن: «همزاد» و «وسواس خناس»]

دانستنیهایی در مورد جن و اجنه (7)[اقسام جن: جن های ساکن در منزل انسانها]

دانستنیهایی در مورد جن و أجنه (8) [استراق سمع أجنه و استفاده پیشگوها از أجنه]

دانستنیهایی در مورد جن و أجنه (10) [«أجنه مؤمن و کافر» و «ایمان اجنه به اهلبیت(ع)»]

دانستنیهایی در مورد جن و أجنه (11) [«تسخیر جن» و «کارهایی که أجنه می‌‌کنند»]


 



comment گل نوشته شما ()